حیات: منافقین با انفجار حرم مطهر رضوی در ظهر عاشورا، عاشورایی دیگر را رقم زدند و با این جنایت روی صدام را سفید کردند.
همسر و مادر شهیدان صفرخانی در خصوص انفجار بمب توسط منافقین در عاشورای سال 73 در حرم مطهر رضوی گفت: ما برای یک مسافرت ده روزه عازم مشهد شدیم و روز آخر قبل از بازگشت به تهران قرار شد برای زیارت به حرم امام رضا (ع) برویم که بمبگذاری انجام شد.
اعظم شفیعی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حیات اظهار داشت: وقتی ما وارد حرم شدیم همسر و فرزندم از قسمت مردانه وارد صحن امام(ع) شدند که بین من و آن ها فاصله افتاد در یک لحظه صدای مهیبی برخاست و انفجار بزرگی رخ داد. در ابتدا فکر می کردم که حمله موشکی از سوی صدام بوده اما بعد از مدتی متوجه شدم که در حرم بمب گذاری شده است.
مادر شهید وحید صفرخانی با بیان اینکه دود و ازدحام اجازه نمی داد کسی بتواند وارد صحن شود، گفت: وضعیت به قدری در حرم اشفته بود که تا بعد از ظهر کسی اجازه ورود به حرم را نداشت تا این که برای شناسایی شهدا و مجروحان وارد حرم شدیم. هر چه به دنبال اثری از همسر و فرزندم گشتم چیزی پیدا نکردم. طوری که از شام غریبان روز عاشورا تا ساعت 4 صبح من برای پیدا کردن آنها در بیمارستان ها و درمانگاهای مشهد سرگردان بودم. شما باید از نزدیک می دیدید که در بیمارستان های مشهد چه خبر بود. طوریکه من مانند دیوانه ها در خیابان های شهر سرگردان بودم و نمی دانستم تنهایی باید چه کنم.
شفیعی ادامه داد: وقتی به بنیاد شهید و امور ایثارگران مشهد مراجعه کردم آنها با دریافت نام و نشانی همسر و فرزندم مکث کوتاهی کردند و به همین خاطر من متوجه شدم اتفاقی رخ داده است اما مسئولان بنیاد اعلام کردند خبری ندارند و فردا عکس شهدا را منتشر می کنند. تا این که خانواده ام به مشهد آمدند و همگی به دنبال شهدایمان گشتیم.
همسر شهید احمد صفرخانی در تشریح روند پیدا کردن همسر و فرزند خود بیان کرد: وقتی خانواده ام به مشهد آمدند شوهر خواهرم از من تقاضای مدارک شناسایی همسر و فرزندم را کرد و تاکید داشت که ما به تهران بازگردیم. در همان حال دیگر باور داشتم که به احتمال زیاد همسر و فرزندم به شهادت رسیده اند اما کسی چیزی به من نمی گفت.
شفیعی با بیان این که هنوز هم شهادت همسر و فرزند خود را باور نمی کند گفت: وقتی ما به تهران بازگشتیم همسر خواهرم در تماسی تلفنی اعلام کرد که احمد را پیدا کرده است اما به دلیل قطع شدن پایش تنها چهار دقیقه زنده مانده و نهایتا به شهادت رسیده است. در خصوص فرزندم فقط یک استخوان پیدا شد که احتمال می دادند متعلق به یک کودک ده ساله است. بعد از چند روز شهدا را به تهران آوردند و در قطعه 44 بهشت زهرا به خاک سپردند.
اعظم شفیعی با اعلام اینکه اقدام منافقین بدتر از جنایات صدام بود تصریح کرد: من نمی دانم منافقان چه دشمنی با مردم دارند که زائران بی گناه را در حرم امام رضا(ع) این چنین به خاک و خون کشیدند. در این بمبگذاری بسیاری از هموطنان مانن من نتوانستند جنازه ای از شهدایشان پیدا کنند که ضربه روحی بسیار سنگینی برای ما بود.
همسر شهید صفرخانی با اشاره به سابقه جبهه همسر خود اذعان کرد: از آنجایی که همسرم پرستار بود سالی یک ماه به جبهه می رفت و انجا فعالیت می کرد. یادم می آید زمانی همسرم اصرار داشت من هم تزریقات و پانسمان را فرا بگیرم اما من از این کار سرباز می زدم و چون نمی توانستم به لحاظ روحی رنج و درد کودکان را ببینم و تحمل کنم ولی نمی دانم منافقین چه موجوداتی بودند که جنایاتی این چنین مرتکب شدند.
وی در پایان افزود: با گذشت 24 سال از آن زمان هنوز باورم نمی شود که چنین اتفاقی رخ داده است. من هیچگاه این جنایت را در ان مکان مقدس از سوی جنایتکاران منافق که اسم خود را انسان گذاشته اند فراموش نخواهم کرد.
میلاد شویکلو