کد خبر 139241
۲۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۰

جانباز 70 درصد در گفت و گو با حیات:

شب تاسوعا جانباز شدم

شب تاسوعا جانباز شدم

حیات: مجتبی مروتی یکی از جانبازان 70 درصد دوران دفاع مقدس است که در شب تاسوعای حسینی (ع) در اثر برخورد خمسه خمسه بخشی از صورتش از بین رفت و به درجه والای جانبازی رسید.


حیات: مجتبی مروتی یکی از جانبازان دوران دفاع مقدس است که در روز تاسوعای حسینی (ع) در اثر برخورد خمسه خمسه به درجه والای جانبازی رسید.

مجتبی مروتی جانباز 70 درصدی جنگ تحمیلی در گفت و گو با پایگاه خبری حیات گفت: در سال 1335 در خانواده ای مذهبی و متدین به دنیا آمدم و همزمان با روزهای آغازین جنگ تحمیلی در سن 22 سالگی به دلیل تجاوز عراقی ها به خاک کشور و داشتن غیرت دینی به کشور و وطن از طرف ارتش جمهوری اسلامی به جبهه رفتم و در بهمن شیر آبادان خدمت کردم.

وی با بیان اینکه من بارها پس از مجروحیتم در منطقه و دوران جنگ حضور پیدا کردم و حتی در سالهای 65 و 66 جنگ تن به تن هم داشتم، افزود: سه برادر بودیم که هر سه برای دفاع از کشورمان به سوی جبهه های نبرد رفتیم؛ یکی از برادرانم در سال 65 به درجه رفیع شهادت رسید و برادر دیگرم نیز جانباز شیمیایی است.

مروتی با مرور خاطرات آن دوران تصریح کرد: شب تاسوعای حسینی سال 59 در جریان عملیاتی برای عقب نشینی عراقی ها برنامه ریزی کرده بودیم که صبح به آنها حمله کنیم. صبح روز عملیات چون دو هفته ای نظافت نشده بودیم چاله ای در کنار رودخانه بهمن شیر کندیم و تنی به آب زدیم و گفتیم که اگر توفیق و لیاقت شهادت نصیب ما شد، نامرتب نباشیم که در همان حین و حدود ساعت 11 ظهرعراقی ها به ما حمله کردند و یکی از دوستانم به نام فراهانی در جریان تیراندازی مجروح شد و زمانی که من به کمکش رفتم تا برای مداوا به بهداری صحرایی که عقب تر از ما قرار داشت برسانم در جریان برخورد خمسه خمسه، ناحیه میانی صورتم از بین رفت و سه ترکش هم به پای من برخورد کرد و از هوش رفتم تا اینکه پس از بستری شدن در بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری تهران بعد چند روز، از ماجرا باخبر شدم.

به گفته این جانباز 70 درصدی،که شب تاسوعا مجروح شده و جانباز شده است رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس هر زمانی که عملیاتی نیاز بود انجام شود، در آن با جان و دل شرکت می کردند و در غیر این صورت در ماههای محرم و مناسبت های دیگر در جبهه ها هم همانند سایر شهرهای کشور مراسم عزاداری و سوگواری برگزار می کردند.

وی به بیان خاطره ای شیرین از دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: سال 65 که در تیپ خاتم الانبیا و در کنار رودخانه کارون حضور داشتیم، هر صبح پس از بیدار شدن می دیدیم که تمامی کفش ها و پوتین ها واکس خورده است و مرتب و تمیز کنار هم قرار دارد؛ یک روز پیش از اذان صبح برای تجدید وضو بیدار و از چادر خارج شدم که در آن بیابان و میان تاریکی یک سیاهی دیدم که خیلی هم مشکوک حرکت می کرد، با ترس و احتیاط به سمت جلو و سیاهی رفتم و دیدم که فردی یک پتوی سیاهی بر روی خود کشیده و اطراف آن پر از پوتین و کفش های رزمندگان است وقتی پتو را کنار زدم، دیدم یکی از فرماندهان دسته عملیات ها در حال واکس زدن کفش های رزمندگان است که وقتی مرا دید، بسیار هراسان شد و پیراهن مرا گرفت و به حالت التماس گونه ای از من خواهش کرد که درباره این که کفش های رزمندگان را هر شب واکس می زد و تمیز می کرد به کسی حرفی نزنم و این یکی از زیبایی های دوران دفاع مقدس بود.

رامین سفری

برچسب‌ها