مراسم گرامیداشت «حماسهسازان تنگه ابوقریب» گردان عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بههمت حوزه فرهنگ حماسه و مقاومت خبرگزاری تسنیم برگزار شد.
سومین محفل «عصر حماسه» گرامیداشت «حماسهسازان ابوقریب» بههمت حوزه فرهنگ و مقاومت خبرگزاری تسنیم عصر دیروز (دوشنبه 29 مرداد 1397) در سالن شهید رشادی سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ برگزار شد.در ابتدای این مراسم اصغر منتظری یکی از رزمندگان حاضر در واقعه تنگه ابوقریب در سخنانی گفت نام گردان عمار تا ظهور صاحبالزمان(عج) زنده است, گفت: بعد از جنگ و حوادثی که در منطقه و کشورهایی همچون عراق و سوریه اتفاق افتاد, جوانان بسیاری برای دفاع از مقدسات و جلوگیری از هجوم دشمن به کشور در این مناطق حضور یافتند. یکی از این جوانان شهید مصطفی صدرزاده دههشصتی بود که هیچکدام از حوادث دوران دفاع مقدس را ندیده بود اما این جوان طوری با حوادث دوران دفاع مقدس گره خورده بود که وقتی با رزمندگان گردان عمار آشنا شد و واقعه تنگه ابوقریب را شنید به سوریه رفت تا انتقام این شهدا را بگیرد.وی ادامه داد: در همین راستا شهید صدرزاده در سوریه در لشکر فاطمیون گردان عمار را تأسیس کرد و بعد از شهادتش نیز ابوعلی ادامهدهنده راه او شد و این گردان را به تیپ عمار تبدیل کرد. این دو شهید در سوریه نیروهای لشکر فاطمیون و سوری را با رشادتها و مجاهدتهای رزمندگان گردان عمار آشنا کردند. بعد از شهادت ابوعلی نیز اتفاق ادامه یافت و اکنون نیز در لشکر زینبیون گردان عمار تأسیس شده تا یاد و خاطره این شهدا و مجاهدتهای آنها ماندگار شود.
این رزمنده دوران دفاع مقدس به واقعه ابوقریب اشاره کرد و گفت: صحبت کردن از ابوقریب واقعاً سخت است. این واقعه یک قطعه از عاشورا در نقطه کوچکی از ایران بود که فرزندان ایران حسینیوار جنگیدند و مظلومانه به شهادت رسیدند. ما هیچ وقت این پرچم حسینی(ع) را به هیچ قیمتی پایین نمیآوریم و هر کسی که برود این پرچم به نفر بعدی تحویل داده خواهد شد.
رزمندگان گردان عمار در تنگه ابوقریب دفاع جانانهای کردند و حماسهای ماندگار را رقم زدند
مسعود بنیاسدی یکی دیگر از بازماندگان حماسه تنگه ابوقریب این حماسه را یکی از بهیادماندنیترین مقاطع دوران دفاع مقدس عنوان کرد و گفت: 30 سال پیش در اواخر تیرماه بود که رزمندگان گردان عمار در حال مرخصی و رفتن بهسمت شهرهایشان بودند عدهای هم آماده حرکت بودند، بعد از نماز و ناهار رسم بر این بود که رزمندگان در حسینیه دوکوهه استراحت میکردند و عدهای هم تنی به آب میزدند. ما هم در آن موقع در حال استراحت بودیم که برادر شریفی جانشین گردان ما را صدا زد و حمله عراق از سمت فکه را به ما اطلاع داد و به ما گفت که "سریعاً آماده شوید تا بهسمت فکه برویم و مانع از نفوذ بعثیها شویم".
وی ادامه داد: ما نیز سریعاً خود را آماده کردیم و سوار اتوبوسها عازم منطقه فکه شدیم. در ابتدای شهر اندیمشک یک توقف کوتاه داشتیم و مشاهده کردیم شهر حالت طبیعی ندارد و هر کس بههرنوعی در حال ترک کردن شهر بود، داخل میدان اول اندیمشک دژبان مسیر را مسدود کرده بود و ما به آن گفتیم که "چه اتفاقی افتاده؟"، آنها گفتند "عراق تک کرده و ارتش نیز عقبنشینی کرد". بعضی از سربازان سلاحهای خود را بهقیمت 100 تومان فروخته بودند تا به شهرهایشان بازگردند. ما نیز نگران به مسیر خود ادامه دادیم تا به جاده کرخه رسیدیم در آن جاده شرایط حادتر و سختتر بود و صحنههای ناگواری را مشاهده میکردیم؛ تمامی خودروها بهسمت اندیشمک در حال حرکت بودند. ما هم از این اتفاقات نگرانی بیشتری وجودمان را گرفت و بهسرعت از کرخه بهسمت منطقهای بهنام تلنبهخانه که نقطه رهایی است رسیدیم، به آن نقطه که رسیدیم هوا تاریک شده بود رزمندگان از اتوبوسها پیاده شدند و بهحالت خاصی نظام گرفتند و پس از آن برادر شریفی ما را توجیه کوتاهی کرد و گفت "باید امشب با دشمن درگیر شویم و اجازه پیشروی به او ندهیم". ما نیز مهمات و جیره غذایی در حد نیاز چندساعته خود بههمراه داشتیم.