کد خبر 137965
۱۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۰

جانباز 70 درصد بیرجندی در گفتگو با حیات:

پس از جنگ به سنگر مسجد پیوستم

پس از جنگ به سنگر مسجد پیوستم

حاج حسن سعیدی گفت: پس از اینکه به درجه جانبازی رسیدم و بین من و همرزمان شهید فاصله افتاد، بهترین سنگر را در مسجد یافتم و از آن روز به بعد فعالیت های خود را در مسجد جامع رُخش دنبال کردم.

حاج حسن سعیدی، جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی در گفتگو با خبرنگار حیات اظهار داشت: من درسال 1359 و در خانواده ای پر جمعیت و مذهبی به دنیا آمدم و 5 خواهر و 7 برادر دارم و در زمین های کشاورزی به فعالیت مشغول بودیم و در دوران ابتدایی هم من همه وقت خود را صرف گله داری می کردم و خاطرات بسیار خوبی از دوران کودکی خود دارم.

این جانباز ادامه داد: پدرم موذن و خادم مسجد جامع رُخش بود و من هم معمولا او را در فعالیت های مسجد یاری می کردم و هنوز به مدرسه نرفته بودم که دعای ندبه و دعای کمیل را از حفظ می خواندم.

حسن سعیدی بیان داشت: زمانی که به سن نوجوانی رسیده بودم، بسیار علاقه داشتم به جبهه بروم و به همین منظور در سال 66 تصمیمم جدی تر شد و برای اعزام به بجنورد منتقل شدیم که در آن جا، به دلیل سن پایین و قد کوتاهم اجازه نمی دادند که به منطقه بروم و با اصرار های فراوان نهایتا به اهواز رفتیم و حدود 13 ماه در آنجا خدمت کردم که بعد به ما ماموریت داده شد تا برای تعویض نیروها به خط برویم و تجدید قوایی صورت بگیرد که در بین راه اتوبوس تصادف کرد و پنج نفر از دوستانم همان جا به شهادت رسیدند.

وی افزود: در ابتدا تصور می کردند که من هم شهید شده ام و پیکر بی جانم را در سردخانه گذاشته بودند، اما ظاهرا بعد از سه ساعت یکی از پرسنل درب سردخانه را باز می کند و متوجه می شود اطراف پلاستیکی که من را در آن قرار داده بودند بخار جمع شده است و پیکر من را از سردخانه بیرون کشیدند و به بیمارستان منتقل کردند.

حاج حسن سعیدی اشاره داشت: من همان ابتدا عصب مچ پایم قطع شد و چشم چپم را هم تخلیه کردند و با توجه به اینکه من سه ماه در کما بودم، پزشکان قطع امید کرده بودند و تازه پس از اینکه از کما هم خارج شدم، تنها چشمم باز می شد و عملا امکان حرکت دیگری نداشتم.

این جانباز 70 درصد کشورمان گفت: پس از یازده ماه بستری مطلق در بیمارستان توانستم یک بار دیگر فضای بیرون را درک کنم و مرخص شوم و پس از آن نیز به بیرجند برگشتم و با وجود اینکه کارمند سپاه پاسداران بودم و هر ماه حقوقی دریافت می کردم، اما در فعالیت های مسجد جامع شرکت مستمری داشتم و در زمینه کار های فرهنگی مسجد فعالیت داشتم.

برچسب‌ها