مادر شهید مصطفی احمدی روشن در گفتگو با خبرنگار حیات، اظهار داشت: در سال 82 مصطفی و همسرش عقد کرده بودند و هنوز مراسم عروسی آن ها برگزار نشده بود، مصطفی در آن دوره پروژه ای را در صنایع دفاع انجام می داد و ظاهرا در مرحله گزینش استخدامی سازمان انرژی اتمی در نیروگاه نطنز هم بود.
مادر این شهید ادامه داد: روزی همسر مصطفی با من تماس گرفت و گفت که مصطفی می خواهد وارد این شغل بشود و من نگرانم چرا که شنیدم افرادی که در نیروگاه ها فعالیت می کنند در معرض رادیو اکتیو قرار می گیرند و این خطرناک است، من هم پس از مشورت با پدر مصطفی به همسر او تماس گرفتم و گفتم که دخترم، خدا اگر بخواهد شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد و جای نگرانی نیست.
وی تصریح کرد: همسرم نیز در دوران دفاع مقدس با وجود اینکه در ژاندارمری خدمت می کرد، بیشتر از طریق بسیج و سپاه به جبهه می رفت و من هم همیشه برای سلامت او دعا می کردم و می دانستم آنچه مشیت الهی باشد، رخ خواهد داد.
مادر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: از آنجایی که همسر مصطفی هم انسانی مذهبی بود و به لحاظ اعتقاد سیاسی هم مثل ما ولایتمدار بود، به این امر راضی شد و با وجود سختی های شغل مصطفی با شرایط او کنار آمد.
وی عنوان کرد: مصطفی معمولا چهارشنبه ها به تهران می آمد و من با او تماس می گرفتم و او را می دیدم و در طول روز هم معمولا دو تا سه بار با او تماس داشتم، روز شهادتش هم قبل از حادثه با او تماس داشتم و بنا بود او را ببینم، آن روز وقتی همسرم را دیدم متوجه شدم که خیلی پریشان احوال است و اولین فکری که در ذهنم آمد این بود که شاید برای مادرش که آن زمان در قید حیات بودند، اتفاقی افتاده باشد، که گفت: همسر مصطفی تماس گرفته و گفته دو فرد به درب خانه آن ها آمده اند و از حال مصطفی پرسیده اند و این مسیله کمی نگرانم کرده که نکند اتفاق بدی برای مصطفی افتاده باشد.
این مادر شهید هسته ای کشورمان اشاره داشت: وقتی به خانه برگشتم، یکی از دختر هایم را دیدم که گریه می کند و به من گفت مادر لطفه نگران نباشی ها ولی ظاهرا فردی به نام دکتر مصطفی احمدی روشن به شهادت رسیده که من گفتم، مصطفی که دکتر نبود و البته نام خانوادگی احمدی روشن هم عنوان شایعی نیست و این مسئله خیلی نگرانی من را افزایش داد.
وی افزود: با یکی از دوستان صمیمی مصطفی که مثل پسر خودم بود، رفت و آمد داشت، تماس گرفتم و وقتی او پای تلفن گفت که دعا می کنم حالش خوب باشد، متوجه شدم اتفاقی رخ داده و زمانی که به منزل مصطفی رسیدم و دیدم خبرنگارها و اعضای فامیل با لباس مشکی حضور دارند، متوجه شدم که فرزندم به شهادت رسیده است.
مادر شهید احمدی روشن گفت: پس از شهادت مصطفی می خواستم همه بدانند که پسرم پیرو راه ولایت بود و این بزرگترین افتخار ما است که او در راه تعالی و سعادت انقلاب اسلامی تلاش کرده و به شهادت رسیده است.
مادر این شهید بیان داشت: در حال حاضر علی تنها فرزند شهید مصطفی احمدی روشن کلاس چهارم دبستان است و در کلاس های قرآن هم شرکت می کند و خوشحالم که سوره های زیادی از کلام الله را حفظ کرده است و از نظر ورزشی هم کاراته را دنبال می کند و به شدت به مقام معظم رهبری علاقمند است که از این بابت خدا را شکر می کنیم.
وی در پایان اظهار داشت: من و همسرم هیچ انتظار خاصی از مجموعه هایی مثل بنیاد شهید و امور ایثارگران نداریم و البته به واسطه رفتار خوبی که با ما و خانواده شهدا دارند ممنون این مجموعه هستیم، ولی اگر خانواده های شهدایی هستند که به خدمات رسانی بنیاد نیازمند هستند، به آن ها بیشتر توجه و رسیدگی شود.