کد خبر 137959
۱۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۰

مادر شهید مصطفی احمدی روشن در گفتگو با حیات:

شوخ طبعی مصطفی همیشه روح ما را تازه می کرد

شوخ طبعی مصطفی همیشه روح ما را تازه می کرد

مادر شهید مصطفی احمدی روشن گفت: مصطفی با اینکه به دلیل مشغله کاری زمان زیادی را در منزل حضور نداشت، با شوخ طبعی هایش روح همه ما را تازه می کرد.

مادر شهید مصطفی احمدی روشن در گفتگو با خبرنگار حیات، اظهار داشت: در سال 82 مصطفی و همسرش عقد کرده بودند و هنوز مراسم عروسی آن ها برگزار نشده بود، مصطفی در آن دوره پروژه ای را در صنایع دفاع انجام می داد و ظاهرا در مرحله گزینش استخدامی سازمان انرژی اتمی در نیروگاه نطنز هم بود.

مادر این شهید ادامه داد: روزی همسر مصطفی با من تماس گرفت و گفت که مصطفی می خواهد وارد این شغل بشود و من نگرانم چرا که شنیدم افرادی که در نیروگاه ها فعالیت می کنند در معرض رادیو اکتیو قرار می گیرند و این خطرناک است، من هم پس از مشورت با پدر مصطفی به همسر او تماس گرفتم و گفتم که دخترم، خدا اگر بخواهد شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد و جای نگرانی نیست.

وی تصریح کرد: همسرم نیز در دوران دفاع مقدس با وجود اینکه در ژاندارمری خدمت می کرد، بیشتر از طریق بسیج و سپاه به جبهه می رفت و من هم همیشه برای سلامت او دعا می کردم و می دانستم آنچه مشیت الهی باشد، رخ خواهد داد.

مادر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: از آنجایی که همسر مصطفی هم انسانی مذهبی بود و به لحاظ اعتقاد سیاسی هم مثل ما ولایتمدار بود، به این امر راضی شد و با وجود سختی های شغل مصطفی با شرایط او کنار آمد.

وی عنوان کرد: مصطفی معمولا چهارشنبه ها به تهران می آمد و من با او تماس می گرفتم و او را می دیدم و در طول روز هم معمولا دو تا سه بار با او تماس داشتم، روز شهادتش هم قبل از حادثه با او تماس داشتم و بنا بود او را ببینم، آن روز وقتی همسرم را دیدم متوجه شدم که خیلی پریشان احوال است و اولین فکری که در ذهنم آمد این بود که شاید برای مادرش که آن زمان در قید حیات بودند، اتفاقی افتاده باشد، که گفت: همسر مصطفی تماس گرفته و گفته دو فرد به درب خانه آن ها آمده اند و از حال مصطفی پرسیده اند و این مسیله کمی نگرانم کرده که نکند اتفاق بدی برای مصطفی افتاده باشد.

این مادر شهید هسته ای کشورمان اشاره داشت: وقتی به خانه برگشتم، یکی از دختر هایم را دیدم که گریه می کند و به من گفت مادر لطفه نگران نباشی ها ولی ظاهرا فردی به نام دکتر مصطفی احمدی روشن به شهادت رسیده که من گفتم، مصطفی که دکتر نبود و البته نام خانوادگی احمدی روشن هم عنوان شایعی نیست و این مسئله خیلی نگرانی من را افزایش داد.

وی افزود: با یکی از دوستان صمیمی مصطفی که مثل پسر خودم بود، رفت و آمد داشت، تماس گرفتم و وقتی او پای تلفن گفت که دعا می کنم حالش خوب باشد، متوجه شدم اتفاقی رخ داده و زمانی که به منزل مصطفی رسیدم و دیدم خبرنگارها و اعضای فامیل با لباس مشکی حضور دارند، متوجه شدم که فرزندم به شهادت رسیده است.

مادر شهید احمدی روشن گفت: پس از شهادت مصطفی می خواستم همه بدانند که پسرم پیرو راه ولایت بود و این بزرگترین افتخار ما است که او در راه تعالی و سعادت انقلاب اسلامی تلاش کرده و به شهادت رسیده است.

مادر این شهید بیان داشت: در حال حاضر علی تنها فرزند شهید مصطفی احمدی روشن کلاس چهارم دبستان است و در کلاس های قرآن هم شرکت می کند و خوشحالم که سوره های زیادی از کلام الله را حفظ کرده است و از نظر ورزشی هم کاراته را دنبال می کند و به شدت به مقام معظم رهبری علاقمند است که از این بابت خدا را شکر می کنیم.

وی در پایان اظهار داشت: من و همسرم هیچ انتظار خاصی از مجموعه هایی مثل بنیاد شهید و امور ایثارگران نداریم و البته به واسطه رفتار خوبی که با ما و خانواده شهدا دارند ممنون این مجموعه هستیم، ولی اگر خانواده های شهدایی هستند که به خدمات رسانی بنیاد نیازمند هستند، به آن ها بیشتر توجه و رسیدگی شود.

برچسب‌ها