هدیه یک تخریبچی به دو بعثی
پیش خودم فکر کردم حتما میگوید: «از اون طرف بیاتو» پس از اینکه دو قدم برداشتم ناگهان دیدم صدای تیراندازی بلند شد.
به گزارش حیات، «مجید مهرورز» از تخریبچیان دوران دفاع مقدس با اشاره به عملیات بدر درباره رویارویی با دو نیروی بعثی روایت میکند: اسفندماه سال 1363 بدستور فرمانده شهید حاج عبدالله نوریان برای عملیات «بدر» به قصد تخریب پل ارتباطی جاده «الاماره - بصره» به همراه عدهای دیگر از همرزمان به منطقه مربوطه اعزام شدیم اما بنا به دلایلی عملیات لو رفته بود و ما هم در مأموریت خودمان موفق نبودیم.
برخی از رزمندگان شهید و یک عده هم مجروح شده بودند. من هم از ناحیه دست و پا جراحت سطحی برداشته بودم. با توجه به اینکه درون خاک دشمن بودیم باید هر طور شده بود خودمان را به عقب میرساندیم. در آن موقعیت من تنها بودم اما توانستم خودم را تقریبا از تیررس دشمن دور کنم. به یک روستایی که فکر میکنم اسمش «الصخره» یا «القرنه» بود رسیدم و کنار یک دیوار کاه گلی حرکت کردم.