کد خبر 136816
۶ دی ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

گفتگوی حیات با جانباز«اسکندر ابراهیمی آوینی»: اردوی « سلامت و نشاط » بنیاد شهید روحیه جانبازان را افزایش می دهد

گفتگوی حیات با جانباز«اسکندر ابراهیمی آوینی»:

اردوی « سلامت و نشاط » بنیاد شهید روحیه جانبازان را افزایش می دهد

اسکندر ابراهیمی آوینی گفت: با توجه به اینکه اردوی سلامت و نشاط که توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران برگزار شده است، اقدام مناسبی برای افزایش روحیه و رفع مشکلات جانبازان اعصاب و روان به شمار می رود، از مسئولین تقاضا دارم چنین برنامه هایی در بنیاد شهید استمرار داشته باشد.

اسکندر ابراهیمی آوینی، جانباز اعصاب و روان کشور در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی حیات به بخشی از خاطرات خود از حضور در سال های حماسه و جهاد پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید:     لطفا خود را برای مخاطبین ما به طور کامل معرفی کنید.   بسم الله الرحمن الرحیم، اینجانب اسکندر ابراهیمی آوینی از جانبازان آذربایجان‌شرقی هستم، 47 سال  دارم و در حال حاضر محل سکونتم استان زنجان است.   از چه سالی  در مناطق عملیاتی حضور پیدا کردید و در چه عملیات‌هایی شرکت داشتید؟     اولین بار که به عرصه دفاع مقدس ورود کردم و در مناطق عملیاتی حاضر شدم، کلاس اول دبیرستان بودم و 2 بار به فاصله زمانی سه ماهه در جبهه بودم که به سال های 64 و 65 باز می گردد و نهایتا در منطقه شلمچه در سال 65 از ناحیه سر و گوش آسیب دیدم و جانباز اعصاب و روان شدم.     یکی از خاطرات شیرین خود را از جنگ تعریف کنید.   خاطرات که زیاد هست، اما چون من جانباز اعصاب و روان هستم، بیشتر خاطراتم را فراموش کردم، ولی یکی از خاطرات شیرین من این هست که اولین باری که به جبهه اعزام شده بودم، در منطقه فکه بودیم،آنجا ارتفاع خاکریزی که داشتیم از حد استاندارد جنگی هم پایین تر بود و بچه ها در تیررس دشمن قرار می گرفتند و مجروح می شدند، به همین دلیل، برادران سگر ساز آمده بودند تا ارتفاع خاکریز ها را بالا ببرند و در این حال به رزمنده ها توصیه کرده بودند که خاکریز ها را ترک کنند، اما من متوجه داستان نشده بودم و در حالی که لودر خاک برداری کرده بود و در حال پر کردن خاکریز بود، من از خواب پریدم و با وجود اینکه زبانم قفل شده بود، در همان حال گفتم نریزین، نریزین و این خاطره همیشه در ذهنم باقی مانده است.   پس از پایان جنگ تحمیلی نیز به چه کاری مشغول شدید؟   من فرهنگی هستم و اواخر خدمت 29 سال رو دارم تموم میکنم در آموزش و پرورش زنجان مشغول به خدمت هستم.     از همون اوایل هم فرهنگی بودید؟   بله، من دوره دبیرستان در تبریز رشته کشاورزی می خواندم و از ابتدای خدمت هم شغل مقدس معلمی را انتخاب کردم.     در چه سالی با همسرتون آشنا شدید و ازدواج کردید؟   بله، پس از پایان جنگ تحمیلی و در سال 1371 با همسرم آشنا شدم  و ایشان هم یکی از همکاران فرهنگی من بودند.     پیش آمده همسرتون در ارتباط با جنگ سوالی بپرسد؟   بله و حتی گاهی می پرسد که چرا به جنگ رفتی که من در پاسخ به او می گویم، هدف  دفاع از مقدسات، دفاع از وطن و دفاع از آرمان های امام و انقلاب اسلامی به جبهه رفتیم و از این حضور هم با وجود برخی مشکلات هرگز پشیمان نشدم.     مصاحبه از امیر نوش آفرین

برچسب‌ها