کد خبر 136583
۱۸ آذر ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

یادداشت: این دست های بسته، یقه ما را خواهد گرفت

یادداشت:

این دست های بسته، یقه ما را خواهد گرفت

غلامرضا بنی اسدی_خدا بیامرزد امام بزرگوار را که می فرمود؛ یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و فکر کنید، این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند... راست می گفت. حرف به حرف وصیت نامه ها، نهبه این دنیا و مطامع آن که به فضایل اخلاقی و فراهم سازی زاد و توشه برای سرای ابدی بود، لذا گاه مثل زلزله بود در ارکان غفلت، مثل آب بود برای بیدار کردن انسان به خواب رفته. هنوز هم همین است.

امروز هم اگر بتوانیم به مطالعه آن آیات عشق بپردازیم از این غفلت سرارها می شویم و در وادی بیداری، راه های ارتقای انسانی را می پیماییم. امروز هم اگر بخوانیم، سواد خدایی و قرآنی ما افزون می شود. اگر بخوانیم ، در می یابیم که دروازه ابدیت نه در این راه است که می رویم بلکه در صراط مستقیمی است که شهدا رفتند و می روند هنوز اما... امروز را انگار حوصله خواندن در مردمان نمانده است.    کلمات، این بذر های پر ثمر در سنگزار خاطره هابه شکوفه نمی توانند نشست اما « عکسها » هستند که باید سرباز جبهه فرهنکی امروز باشند. عکس ها هستند که باید حقایق را فریاد کنند. آدم امروز هم هنوز آنقدر تنبل نشده است که از دیدن تصاویر هم به زحمت بیفتد پس ای عکس ها بگویید، ای تصاویر بخوانید! صدای شما چشم هوش را بینا می کند.    آی آدم ها! این شما و این عکس. این شما و این وجدان تان....ببینید! او در نوجوانی ، آسمانی شد. زمانی بر او نگذشت تا گناهان در ضمیر او زاده شوند، او در حوالی معصومیت بود. نگاه کنید، دست هایش را دشمن از پشت بسته است اما او با دست های باز هم به « فعل متعدی» نبود بلکه همه افعال او از جنس « لازم» بود.    اصلا اهل تعدی نبود، بلکه لازم بود تا بیاید و لشکر متعدی را سر جایش بنشاند و نشاند هم. نگویید اینکه دستانش را بسته اند و با دستان بسته به شهادت رسیده است. همین ها با همین دست های بسته، راه پیروزی را باز کردند. با همین دست های بسته، دست هایی که می بستند را به خاک شکست کشاندند.    حاصل همین دست های بسته است که امروز راه مربلا باز است و از راه بندانان نامی جز به لعنت بر زبان کسی جاری نمی شود. با همین دست های بسته، ذهن ها را باز و روشن کردند تا جایی که در عراق، در ملک دشمن،امروز، نذر نام شان، صلوات به آسمان برمی خیزد اما از آنان که دست نی بستند و نی مشتند، هیچ خبری نیست.    این ها دست بسته، هزار گره را گشودند و نی کشایند هنوز. هزار دست متعدی را شکستند و نی شکنند هنوز دس هشدار آن هایی که دستی دراز در بیت المال و آبروی مردم دارند، بترسند از قدرت این دست های بسته. بترسند آن هایی که بیت المال را با مال البیت جابه جا فهمیده اند و به غلط زیادی، دست نی یازند. بترسند که شهدا، با همین دست های بسته در همین دنیا یقه شان را خواهند گرفت و در آن دنیا نیز هم. هشدار که ما هم همراه شهدا بشپیم و در راهی قدم بگذاریم که آنان تا آخر رفتند. مباد که عکس شهدا را ببینیم و « عکس» شهدا قدم برداریم که این راه به دوزخ، ختم می شود، هشدار....  

برچسب‌ها