کد خبر 135876
۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

شیطنت در جبهه

شیطنت در جبهه

دعای کمیل بود، در انتهای دعا مقداری جوهر ریختم توی شیشه‌ی جای عطر و پاشیدم روی صورتمان. صورتمان سیاه شد. وقتی علّت این کار را پرسیدند، گفتم: «با خدا خوب ارتباط برقرار نکردیم و روسیاه از آب در آمدیم».

به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، کتاب «یک نکته از هزاران» مشتمل بر خاطرات جمعی از سرداران و رزمندگان دفاع مقدس در غرب کشور است که توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه جمع آوری و تدوین شده است که خاطره زیر برگرفته از این مجموعه و از خاطرات «یحیی محمدی» ازپیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس استان کرمانشاه می باشد.   ... دعای کمیل بود، در انتهای دعا مقداری جوهر ریختیم توی شیشه‌ی جای عطر و پاشیدیم روی صورتمان. صورتمان سیاه شد. وقتی علّت این کار را پرسیدند، گفتم:« با خدا خوب ارتباط برقرار نکردیم و روسیاه از آب در آمدیم.»

برچسب‌ها