سرگذشت شهید نامدار محسن حججی از زبان پدر گرامی اش: تحویل پیکر قهرمان جنگ با داعشی ها
بعد از چند روز انتظار سرانجام پیکر مطهر شهید پرآوازه جنگ با تکفیری ها و داعش، «محسن حججی» به نیروهای ایرانی تحویل داده شد. شهیدی که مقاومت او در میدان جنگ سوریه و نحوه قربانی شدن آن به دست جنایتکاران داعش به رویداد جهانی تبدیل شد.
به گزارش حیات و به نقل از شماره 315 هفته نامه حیات طیبه، تحویل پیکر شهید حججی در قالب یک توافق قدرتمندانه میان حزب ا... لبنان با جبهه مقابل صورت گرفت. محسن حججی چنان که در توصیف پدر گرامی ایشان خواهید خواند، زاده شهر شهید پرور نجف آباد اصفهان است.
شهری که در دوران دفاع مقدس نیز مانند جنگ با تکفیریها حماسه های بسیار خلق کرده است. او در حالی که 25 سال داشت، به یکی از پرشور ترین اعضای حلقه مؤسسه شهید احمد کاظمی تبدیل شده بود و در عین فعالیت در کانون های مذهبی و فرهنگی او در قالب لشکر زرهی ۸ نجف اشرف، داوطلب مبارزه و جنگ در خاک سوریه شده بود.
تصاویر و اسنادی که از فعالیت های قبلی شهید منتشر شده نشان از این دارد که او پای ثابت برنامه های راهپیمایی های اربعین و عزیمت به سرزمین جهاد و شهادت بوده است. سرانجام این جوان برومند در 16 مرداد 1396 به اسارت داعشی درآمد و در روز 18 مرداد 1396 در سوریه به درجه رفیع شهادت نائل شد.
از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است که شهید حججی وصیتنامه مبسوط خود را خطاب به این فرزند خردسال نوشته است. در روزهایی که بازگشت پیکر این عزیز به انتظار چند روزه خانواده گرامی اش پایان داد، نظرات پدر گرامی شان را منعکس می کنیم.
پدر شهید حججی از تحویل پیکر مطهر فرزندش اظهار خرسندی می کند و می گوید که خانواده اش در انتظار چنین روزی بودند. او در عین حال زبان شکر و سپاس از خداوند دارد و می گوید که سرنوشت محسن را خدای باریتعالی رقم زد و از این که شهادت با عزت او، باعث سرفرازی مردم و جمهوری اسلامی شد، خداوند را شاکر هستم.
پدر شهید حججی که از رزمندگان دوران جنگ تحمیلی است. درباره علاقه ویژه فرزند شهیدش به رزمندگان و حضور در میدان های جهادی می گوید: درست است که در ایام دفاع مقدس، ما نیز در حد توان شرکت داشتیم اما رسیدن به مقام شهادت چیزی است که امثال محسن به آن رسیدند و ما از آن بی نصیب ماندیم.
درباره عشق و علاقه محسن به شرکت در میدان جنگ با داعشی ها، پدر شهید می گوید: محسن یکبار این میدان را تجربه کرده بود ولی از همان روزی که بازگشت، فکر رفتن دوباره را در سر داشت. به این خاطر در هر مناسبتی بحث عزیمت مجدد به سوریه را پیش می کشید دست آخر هم به هدف خودش رسید.
پدر شهید حججی از همفکر بودن همسر وی با عقاید فرزندش به عنوان یک رمز موفقیت یاد می کند و می گوید که آنها از قبل یعنی زمان خواستگاری نسبت به عقاید همدیگر آشنا شده بودند. یعنی زمانی که در یک موسسه فرهنگی با همدیگر آشنایی پیدا می کنند. در 5 سالی هم که زندگی مشترک داشتند فعالیت های فرهنگی و مذهبی خویش را ادامه دادند و از این نظر شرکت محسن در میدان های مبارزه جهادی و دینی مثل سوریه برای همسرش چیز عجیبی نبود.
او از همسر محسن به خاطر همفکر بودن با فرزند شهیدش تشکر می کند و می گوید که محسن با اطمینان از رضایت و علاقه همسرش نسبت به حضور در میدان مبارزه با داعشی ها، راهی میدان نبرد سوریه شد.
درباره دیدگاههای سیاسی شهید، پدر گرامی شان بر عشق و ارادت ویژه او به مقام ولایت تأکید می کند و می گوید: محسن در همه امور زندگی تابع ولی فقیه بودند. تصمیم های خود برای فعالیت های فرهنگی و سیاسی را نیز طبق دستوراتی که آقا داشتند، می گرفت. حضور او در مراکز فرهنگی بر اساس نیاز شدیدی بود که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده بودند.
نحوه شهادت محسن و قربانی شدن او به دست افراد قسی القلب داعش از موضوعاتی است که در روزهای اخیر در رسانه ها بسیار مطرح شده است. در این باره پدر ایشان ضمن اشاره به این که حاضر نشده تصاویر تلخ مربوط به نحوه شهادت رساندن محسن را ببیند بلکه از طریق دیگران در جریان نحوه شهادت بی رحمانه وی قرار گرفته است می گوید: محسن با عشقی که به اهل بیت (ع) و سالار شهیدان داشت این نوع قربانی شدن برایش یک سعادت بود.
او چنان که اشاره کردم از بچگی با مجالس مربوط به اهل بیت (ع) بزرگ شده بود و برایش یک آرزوی بزرگ بود که مانند یاران امام حسین (ع) در جنگ با دشمنان دین و قرآن به شهادت برسد. در وصیت نامه اش نیز بر این موضوع بسیار تأکید کرده است که عاشورا باید زنده بماند و مکتب امام حسین (ع) نباید به فراموشی سپرده شود. در این باره نظراتش را نوشته است و وصیتنامه او به خوبی می گوید که محسن با علاقه و آگاهی کامل در راه مکتب شهادت حسین (ع) وارد شده است.
او درباره تلاشی که داعشی ها با نشان دادن تصویر اسارت و شهادت محسن حججی برای نمایش قدرت بعمل آوردند می گوید: این توطئه داعشی ها خنثی شد زیرا محسن با مقاومتی که از خود نشان داد، نگذاشت داعشی ها مثل یک آدم پیروز ظاهر شوند. در واقع ماجرای اسارت و شهادت محسن این پیام را داشت که داعشی ها در میدان جنگ با رزمندگان ایرانی قدرت چندانی ندارند.
در واقع داعش از مکتب امام حسین (ع) و عاشورا در این ماجرا شکست خورد زیرا اشاره کردم که محسن تربیت یافته مکتب اهل بیت (ع) بود و در راه عزت اسلام و کشور خطر مرگ را به جان خریده بود معلوم است که داعشی ها در مقابل این رزمندگان شهادت طلب به بن بست می رسند.
او همچنین روحیات دیگر اعضای خانواده را بعد از اعلام خبر شهادت محسن خیلی خوب توصیف می کند و می گوید که آنها نسبت به این که شهادت فرزندشان به یک پیروزی در برابر جبهه داعش تبدیل شده است، خوشحال هستند.
یکی از خاطرات فراموش نشدنی پدر محسن حججی به ماجرای آخرین سفر مشترک شان به سوریه بر می گردد. سفری که در آن، محسن با تلاش زیاد سعی می کند خانواده بویژه پدر و مادرش را برای آخرین سفرش به میدان جنگ آماده کند. پدر شهید می گوید که ما در ابتدا مخالفت نسبت به سفر ایشان نشان می دادیم و می گفتیم که حداقل اجازه دهد مدتی بگذرد، چون هم تازه صاحب فرزند شده بود هم این که خانه اش در حال ساخت بود اما سرانجام رضایت ما را جلب کرد.
درباره آخرین لحظه های وداع و سخن های رد و بدل شده محسن در روز خداحافظی، پدر شهید می گوید: ما اطلاع دقیق از برنامه عزیمت او نداشتیم و زمانی با خبر شدیم که برای خداحافظی پیش ما آمد و گفت که قصد عزیمت به سوریه را دارد و در واقع نوعی می خواست رضایت یا حلالیت از ما بطلبد محسن در حالی که برای حضور در میدان جنگ سوریه بی تاب بود به من و خانواده گفت: نذر کرده است بعد از جلب رضایت ما پای ما را ببوسد و گفت که قبل از حرکت به سمت سوریه قرار است زائر امام رضا (ع) باشد و نایب الزیاره ما در مشهد باشد این سخنانش بر روحیه من خیلی تأثیر داشت.