تا یک قدمی مرگ در «مرصاد»
از شدت جراحت توان حرکت نداشتم، منافقین ما را دستگیر و به زیرزمین ساختمانی در آن شهر منتقل کردند. بدون درمان با بقیه شهدا و مجروحین رهایمان کردند و رفتند.
به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، کتاب «نمی از ایثار» مشتمل بر مجموعه خاطرات دوران دفاع مقدس رزمندگان شهرستان ابرکوه است، که به قلم «محمدرضا بابایی ابرقویی» به رشته تحریر درآمده و توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان یزد منتشر شده است.
خاطره زیر برگرفته از این مجموعه و از خاطرات رزمندگان «حمید عبدالغفاری» و «جانباز منصور حیاتی» از استان یزد است.
تخریب حزب رستاخیز
زمستان سال 1357 زمانی که راهپیمایی و تظاهرات علیه رژیم طاغوتی پهلوی انجام میشد، دانشآموز دبیرستان مولوی بودم، به واسط جنایات رژیم پهلوی، امام خمینی (ره) عضویت در حزب رستاخیز را تحریم کرده بودند، بعضیها میگفتند: هرچه فتنه هست در حزب رستاخیز است. یک روز تصمیم گرفتند، به دفتر حزب رستاخیز ابرکوه که در خیابان شهید بهشتی فعلی بالاتر از خیابان صاحبالزمان (عج) و قهوهخانه قاسمی بود، حمله شود.
تعداد زیادی دانشآموز از دبیرستان حرکت کرده، همراه با مردم به سمت دفتر حزب آمدند. وقتی مردم نزدیک شدند، درب بسته بود و کسی در آن ساختمان حضور نداشت. چند نفری از تظاهرکنندگان رفتند، عقب و با شتاب به سمت درب هجوم آوردند. درب باز شد و افراد با یک اقدام سریع در حد سه چهار دقیقه پروندهها، پوشهها و زونکنها را به هم ریخته و کاغذها را پاره کردند و رفتند.
اسارت در عملیات «مرصاد»
رزمنده جانباز منصور حیاتی فرزند حسین (جعفر) که در گردان 166 مالک اشتر از تیپ 2 لشکر 81 کرمانشاه به عنوان سرباز خدمت کرده است، در خاطراتش گفت: در تاریخ 1367/5/5 زمانی که منافقین به کمک ارتش بعث عراق به استان کرمانشاه حمله و اسلام آباد غرب را اشغال کردند، در میدان ورودی شهر اسلامآباد با آنها درگیر شدیم که منجر به شهادت دوستان و مجروحیت خودم شد.
از شدت جراحت توان حرکت نداشتم، منافقین ما را دستگیر و به زیرزمین ساختمانی در آن شهر منتقل کردند. بدون درمان با بقیه شهدا و مجروحین رهایمان کردند و رفتند. از شدت درد و خونریزی هیچ امیدی به زندهماندن نداشتم. تا زمانی که شهر در اشغال منافقین بود در همان زیرزمین محبوس بودم و درد میکشیدم. روز هفتم مرداد رزمندگان اسلام با اجرای عملیات مرصاد، منافقین مزدور و دستنشانده صدام را با شکستی سخت از خاک ایران بیرون کردند، همزمان ما را نیز نجات داده و به بیمارستان منتقل کردند.