مرصاد و نمایش ایثار و مقاومت رزمندگان غرب کشور
چهار روز از پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران گذشته بود؛ وزیر خارجه ایران سرگرم گفتگو با دبیر کل سازمان ملل دربارهی صلح و نحوهی اجرای آتشبس بود که ارتش عراق حملهاش را به ایران از جبههی «کوشک» و «شلمچه» مجددا از سر گرفت.
به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، کتاب «مرصاد، برگ زرین غرب» مشتمل بر خاطرات جمعی از سرداران و رزمندگان دفاع مقدس در غرب کشور است که توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه جمعآوری و تدوین شده که خاطره زیر برگرفته از این مجموعه و از خاطرات سردار «ناصر شعبانی» از فرماندهان دوران دفاع مقدس است.
... چهار روز از پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران گذشته بود؛ وزیر خارجه ایران سرگرم گفتوگو با دبیر کل سازمان ملل دربارهی صلح و نحوهی اجرای آتشبس بود که ارتش عراق حملهاش را به ایران از جبههی «کوشک» و «شلمچه» آغاز کرد. صدام نام عملیاتش را «توکّلنا علی الله 4» گذاشته بود و تصمیم گرفته بود که با این حمله دو هدف را نشان بگیرد: اوّل اینکه تعداد زیادی از نظامیان و روستانشینان مرزی ایران را اسیر کند و تعداد اسرایش را زیاد کند. دوم، اگر توانست، یکبار دیگر شهرهای خرمشهر و آبادان را تهدید کند.
عراق تصوّرش بر این بود که حالا که قرار است پشت میز مذاکره بنشیند، خیلی خوب است که یک بار دیگر نیروهایش در اهواز باشند. لذا بعد از قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران، صدام فاسد علیرغم اینکه خودش مدافع قطعنامه بود، به ما حمله کرد. یکی از دلایلش این بود که تصوّر میکرد ما ضعیف شدهایم و او میتواند دوباره در اهواز، خرمشهر و آبادان مستقر شود و اگر روزی پشت میز مذاکره نشستیم، بتواند از موضع قدرت امتیاز بگیرد.
حملهی عراق از صبح روز جمعه 31 تیرماه 1367 شروع شد. خبر حملهی دوبارهی عراق که پخش شد، مردم از همه جای کشور مخصوصاً خوزستان دوباره به جبههها هجوم بردند تا جلوی پیشروی دشمن را بگیرند. در غرب کشور هم خبرهایی بود. ارتش عراق از مناطق قصرشیرین، سرپلذهاب، گیلانغرب و سردشت پیشروی خود را شروع کرده بود به این امید که جلوی تمرکز مدافعان ایران را در جنوب بگیرد.
در همان 24 ساعت روز اوّل حمله، اتفاق جالبی افتاد؛ پیامی از طرف امام (ره) مخابره شد که: «امروز روز دفن بعثیهاست. باید عراقیها از کشور رانده شوند.» با شنیدن این پیام نیروها به طور چشمگیری به جبههها رفتند. عمدهی یگانهای سپاه و یگانهایی از ارتش که در منطقهی جنوب بودند، عراقیها را تحت فشار قرار دادند و از کشور بیرون کردند. در این رابطه فرماندهی کل سپاه میگوید: «آن قدر وضعیت به نفع ما شد که عراقیها فرار کردند و ما با بیت امام تماس گرفتیم که آیا اجازه هست که متجاوزین را تا خاک عراق دنبال کنیم؟ پیام آمد که امام فرمودهاند «خیر»، ما امروز میگوییم: «صلح»؛ این صلح تاکتیکی نیست. سر مرز بایستید.»
حالا رزمندهها روحیه گرفته بودند. سه ماهی میشد که عراق هر کاری دلش میخواست در جبههها انجام میداد؛ امّا دوباره ورق جنگ برگشته بود. دولت عراق 24 ساعت بعد از شروع عملیاتشان، خبر عقبنشینی ارتش خود را از منطقهی جنوب رسماً اعلام کرد. دو روز بعد؛ مقاومت رزمندگان ایران در غرب هم نتیجه داد و ارتش عراق از این نقطه هم اعلام عقبنشینی کرد.