حال و هوای بچه های جبهه و جنگ در ماه رمضان
ماه رمضان در جبهه ها حال و هوایی سرشار از صفا و معنویت داشت. شیرینی و حلاوت این ماه، نزد رزمندگان غیرقابل وصف است. آنها که به عشق معنویت و ایمان راهی جبهه شده و چشم بر مواهب چرب و شیرین دنیا بسته بودند با آغوش باز به استقبال ماه میهمانی خدا می رفتند. به همین خاطر ماه رمضان فصلی از شیرین ترین خاطرات رزمندگان را تشکیل می دهد.
به گزارش حیات و به نقل از سیصدمین شماره هفته نامه حیات طیبه، تصاویری که از ایام روزه داری بچه های جنگ بر جای مانده است بسی شوق انگیز است. این تصاویر صحنه هایی را پیش چشم هر ناظری مجسم می کند که رزمندگان در کنار سنگرها دستان نیایش گرشان را به سوی درگاه ربوبی بلند کرده اند یا کنار آرپی چی، خمپاره، توپ و تانک سرگرم صرف افطار و سحری هستند و یا این که با چهره ای خندان کار ساقیان را در توزیع غذا و آب و چای میان روزه داران بسیجی انجام می دهند.
صفای ماه رمضان چنان بود که رزمندگان از رفتن به مرخصی و ترک محل مأموریت امتناع می کردند با آنکه روزه داری در جبهه سختی های خاص خود را داشت. هوای گرم جنوب و کمبود مواد غذایی دو عاملی بودند که کار بر رزمندگان روزه دار سخت می کردند اما آمادگی روحی و عشق به معنویت چنان بود که تشنگی و گرسنگی به چشم آنها نمی آمد.بسیاری از رزمندگان از سه چهار روز قبل به استقبال ماه مبارک می رفتند.
حکایت هایی که از روزه داری جوانان رزمنده برجای مانده است بی شباهت به روزه داری مسلمانان عصر صدر اسلام نیست. حضور در دفاع مقدس و مبتنی بر ایمان و عقیده، چنان معنویتی حاکم کرده بود که جوانان ایرانی با حداقل مواد غذایی ایام ماه رمضان را سپری می کردند. در خاطرات بسیاری از رزمندگان آمده است که در خط مقدم نبرد بسیاری از مواقع با چند دانه خرما و مختصری آب روزه داری را به انجام می رساندند.
در خاطرات اکثر رزمندگان از ایام رمضان جبهه، به مواردی مثل روزهای طولانی بالای 16 ساعت، گرمای شدید و سوزان ، شدت گرفتن نبرد با دشمن اشاره شده است. نکته جالب اینجا است ماه رمضان در تمام هشت سال جنگ، در فصل گرما بود و همین سختی کار را برای نیروها دوچندان می کرد. طبق گفته فرماندهان، ارتش بعث عراق که از وضعیت اعتقادی رزمندگان باخبر بود، در ماه رمضان شدت آتش توپخانه هایش را بیشتر و پاتک هایش را سنگین تر می کرد. عراقی ها می دانستند که نیروهای ایرانی در ماه رمضان روزه می گیرند به همین خاطر روی ضعف بدنی و به زعم خویش بی حالی ایرانی ها حساب ویژه ای باز کرده بودند و سعی داشتند با شدت بخشیدن بر آتش و حملاتشان وضعیت جبهه را به سود خودشان رقم بزنند اما روزه داری هیچ گاه باعث از دست رفتن موقعیت ایران در جبهه ها نشد و عراقی ها در هشت سال دفاع مقدس، در ماه مبارک رمضان هیچ کاری از پیش نبردند. از طرفی آموزش های نظامی هیچ گاه در ماه رمضان قطع نشد و روزه داری بهانه ای نشد تا رزمندگان از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.
از خاطرات شنیدنی این روزها آن بود که رزمندگان ترفندهایی برای کم کردن شدت تشنگی و گرفتن حرارت بدنشان در زیر آفتاب سوزان جنوب بکار می بستند. بعضی از رزمنده ها سطل هایی پر از آب می آوردند و بچه ها چفیه هایشان را در آن خیس می کردند و روی صورتشان می گذاشتند تا از تشنگی و حرارت بدنشان اندکی کم شود.
رمضان جبهه خاطرات زیبایی از ایثار و فداکاری جوانان ایرانی را در سینه دارد مواقع افطار در گرمای شدید خوزستان؛ قبل از خوردن آب، هیچ کس برای نوشیدن آب پیشقدم نمی شد تا مطمئن شود که دوستان تشنه آب خوردند. غذای افطار و سحر بسیار مختصر بود آن اندازه که گاهی به صرف حلوای ساده و نان و پنیر بسنده می شد.
یکی از زیباترین لحظات ایام رمضان، آستانه های اذان بود. زمانی که طنین ربنای افطار، از پایان یک روز روزه داری خبر می داد؛ ربنایی که رزمندگان را در شوق رضایت حضرت حق غوطه ور می کرد. بچه ها با اشتیاق فراوان برای نماز مغرب و عشا وضو می گرفتند، ماشین توزیع غذا به همه چادرها سر می زد و افطاری را توزیع می کرد. سادگی و صمیمیت در سفره افطار موج می زد و آنها خوش حال از اینکه خدا توفیق روزه گرفتن را به آنها هدیه داده، سر سفره می نشستند و بعد از خواندن دعا، با نان و خرما افطار می کردند . بعد از افطار نیز اغلب به دعای توسل یا زیارت عاشورا می خواندند که حال و هوای دیگری داشت.
اوج صفا و معنویت ماه رمضان جبهه در شب های قدر رقم می خورد. مراسم این شبها اغلب از بلندگو پخش می شد اما بچه ها هرکدام در گوشه ای خلوت و تاریکی به راز و نیاز سرگرم می شدند. در شب های قدر صدای سوز و گریه از هر گوشه سنگر و اطراف چادرها به گوش می رسید.