یادداشت اختصاصی: پرچم عزت، دست جانباز است
غلامرضا بنی اسدی_ شهید که رفت، رسالت شهادت را بر دوش جانباز گذاشت تا به هر لحظه، شهادت معلم انسان ها شود. معلم ما که گاه فرصت تماشا داشتیم، عاشورای دفاع مقدس را و این شرح حال من و ما است که به حسرت لب می گشاییم آن روز ها را.
گلوله که آمد بر زمین افتادنت را دیدم اما یقین داشتم که این افتادن، زمین خوردن نیست بلکه عین ایستادن است، خود قامت کشیدن است. یقین کردم دیگر هیچ تندبادی، هیچ انفجاری نمی تواند در ایستادگی ات خللی ایجاد کند... گلوله که آمد، زخم هایت را دیدم که چشمه شده بود و زلال خونت که بر خاک می ریخت و باور کردم، خشکسالی، برای همیشه از میان خواهد رفت و به کلمه ای مهجور در لغت نامه ها تبدیل خواهد شد که جاری خون تو، خاک خدا را به باور بهار می رساند، آن گونه که نفس به نفس شکوفاتر می شود و گل به گل پیراهن باور مردمان را گلستان می کند.
گلوله که آمد تو که بر زمین افتادی، زخم های تنت که چشمه شد،خونت را دیدم که در زمین به سمت کربلا جاری شد، ایمان آوردم به امتداد ثارا... در تاریخ بشریت و به شهادت آمدم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را و یقین کردم جاودانگی نهضت امام حسین(ع) را که هرگز به پایان نمی رسد، بلکه در هر عصر و در میان هر نسل، یزیدها را به پایان می رساند و خود همواره در آغازی دیگر قرار می گیرد.
گلوله که آمد، زخم های تنت که چشمه شد، خونت که در زمین خدا، خدا را خواند، یقین کردم تو را در قامت شهید که نه یک بار، که هر روز شهید می شوی و هر بار شهید شدنت دیده ها را و دل ها را بیدارتر می کند. مثل خورشید که با هر بار طلوع، انسان ها را به روز دیگری می برد، و یک روز بزرگ تر می کند، مثل ماه که لحظه هاشان را زلال می کند، تو هر روز شهید می شوی جانباز و ما هر روز در پرتو انوار شهادت تو، به شهود می رسیم و خود را و خدای خود را بهتر می شناسیم.
گلوله که آمد، زخم هایت که چشمه شد، خونت که به سمت کربلا جریان یافت یقین کردم جاودانگی ات را بر صراط مستقیم حق و حقیقت و باور کردم زمین هرگز از زادن «شهید» سترون نخواهد ماند، خشکسالی از میان خواهد رفت و بهار خواهد شد و ما مردمان نیز در پرتو بهار پرطراوت شما هر بامداد نماز صبح را با رکعتان عشق تعقیب خواهیم خواند. گلوله که آمد، خونت که جاری شد، حلول نور شهید را در جبینت هویدا دیدم که هل من ناصر ینصرنی حسین(ع) را هر روز لبیکی عاشقانه خواهی گفت، حتی اگر همه دنیا را یزید ، پر کند. حتی اگر دنیای کفر همه جبهه های خود را علیه ما فعال کند. ما ، پا ، پس نمی کشیم که ما را زندگی این گونه است و خوانده ایم که ؛ انما الحیواه عقیده و جهاد. و جهاد امروز ماندن بر مدار شهداست. ایستادن در قله ای که آن ها ایستادند و امردز هم در این فراز، پرچم در دست جانباز است.