کد خبر 134231
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

کتاب «سطرها سخن می‌گویند» ما را به سال های شور حماسه می برد

کتاب «سطرها سخن می‌گویند» ما را به سال های شور حماسه می برد

«سطرها سخن می‌گویند» روایتگر خاطرات جانبازان، آزدگان و بازماندگان شهدای هشت سال دفاع مقدس استان کهگیلویه و بویراحمد است، خاطراتی که باید آنها را از دل سطرها بیرون کشید و شنید.

به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، مهم‌ترین رسالت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس انتقال مفاهیم متعالی فرهنگ ایثار و شهادت به نسلهای پس از جنگ است. یکی از راههای دستیابی به این مهم، بیان اندیشهها و ضبط اندوختههای ذهنی و ثبت ناگفتههای دلیرمردان و شیرزنانی است که با حماسهآفرینی در سالهای آتش و خون، اقتدار ایران اسلامی را به تمام جهانیان اثبات کردند.  «سطرها سخن میگویند»، عنوان کتابی است که توسط «سید علینقی کرامت» گردآوری شده و با حمایت ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان کهگیلویه و بویراحمد و به همت انتشارات فرهنگ مانا منتشر شده است. این کتاب روایتگر خاطرات جانبازان، آزادگان و بازماندگان شهدای هشت سال دفاع مقدس استان کهگیلویه و بویراحمد است که به دو شیوه خودنوشت و دیگرنوشت مجال خوانش یافته اند. با هم خاطره همسر شهید «صفرعلی الگامه» که توسط سید مسعود پرهیزگاری نوشته شده را مرور میکنیم: «ساکن روستا بودیم. با هر زحمتی که شد، زمینی در شهر دست و پا کردیم تا در اولین فرصت به آنجا نقل مکان کنیم. تمام زندگیاش جنگ بود و جنگ و جنگ. میرفت و میآمد. سفر آخری که آماده رفتن بود، جلوش ایستادم: - کجا میروی؟ مگه قرار نبود خونه را ببری شهر؟ - خونه را خودت ببر تا من برگردم. - با این بچههای کوچیک چکار کنم؟ اونا رو کجا ببرم؟ یه زن تنها، خونه را چطور ببرم: کجا میخوای بری؟ دستمزد سپاه که به جایی نمیرسه. با دستمزد بنایی زندگیمون میچرخه... ... - با این حال میروم و روز چهارم تسویه میکنم و پنجم حتماً تو روستام! *** رفت و... روز چهارم، تسویه حساب گرفت و پنجم توی روستا بود. و سالهاست که دیگر منتظرش نیستم... زمان واقعه تیرماه 1367 - روستای دم چنار» 

برچسب‌ها