شهیدی که موشکانداز شهاب را طراحی کرد
شهید حسین جعفری طی هار سال حضور در جنگ، سلاحها و ادواتی مانند کفش ضد مین، گهواره برقی و موشکانداز شهاب را طراحی و اختراع کرده بود که ابعاد تخریبی بسیار بالایی داشت.
به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، شهید «حسین جعفری کافیآبادی» فرزند محمدعلی در اول اردیبهشت 1345 در کویت به دنیا آمد و در یکسالگی همراه خانواده به یزد هجرت نمود. سه ساله بود که پدرش را از دست داد. تحصیلات خود را در دبستان فلاحتی، مدرسه راهنمایی محمد طاهری و دبیرستان رازی گذراند. آنگاه در کنکور سراسری شرکت کرد و به دانشگاه صنعتی اصفهان راه یافت و در رشته برق الکترونیک تا ماههای پایانی دوره کارشناسی ادامه تحصیل داد. وی در ایام پیروزی انقلاب اسلامی وارد مسائل سیاسی شد و فعالانه به پخش اعلامیه، شعارنویسی و شرکت در تظاهرات ضد رژیم پرداخت. با شروع جنگ تحمیلی چندین نوبت به جبههها عزیمت کرد و حدود چهار سال از عمر خود را در جنگ و در سمتهایی مانند: تک تیرانداز، تیربارچی، آرپیچی زن، فرمانده دسته، فرمانده گروهان و جانشین دوم گردان گذراند. او طی این دوران سلاحها و ادواتی مانند: کفش ضد مین، گهواره برقی و موشکانداز شهاب را طراحی و اختراع کرده بود که ابعاد تخریبی بسیار بالایی داشت، وی چند بار زخمی و یا دچار سوختگی شدید شد و سرانجام در عملیات بیت المقدس 4 که در منطقه شاخ شمیران اجرا گردید، در تاریخ 19/1/1367 بر اثر اصابت گلوله تانک آسمانی شد. پیکر مطهرش را به روستای کافیآباد در بخش خضرآباد منتقل و پس از تشییع در گلزار شهدای روستا به خاک سپردند. شهید جعفری جوانی خوش اخلاق، مهربان با وقار، کم حرف، با حیا، اهل نماز شب، دعا و قرآن، دائما با وضو و بسیار با هوش بود به گونهای که در طول دوران تحصیل همواره شاگردی ممتاز در سطح استان و کشور به شمار می رفت و مایه ارتقای جایگاه مدرسه در سطح کشور شده بود. به ویژه در امور فنی استعداد فوقالعادهای داشت. به جبهههای جنگ بسیار علاقهمند بود و گاه یکسال در جبهه میماند و از مرخصی استفاده نمیکرد. از مال دنیا چیزی نداشت. در عین حال هیچگاه از بسیج پول نگرفت و بیشتر با قرض از دوستان به خانه رفت و آمد میکرد. وصیت نامه شهید: در بخشی از وصیتنامه شهید میخوانیم: «با تشکر و سپاس به درگاه خداوند متعال که پس از عمری روسیاهی توفیق شرکت در مکان مقدس جبهه و حضور در جمع اولیائش را نصیب من کرد. او را شکر میگویم که با این همه کوتاهی و تقصیر از طرف این حقیر، سایه لطفش را از سرم برنداشت و قدم مرا در جبهه گذاشت و آنگاه پس از این توفیق عظیم و بهترین و زیباترین مرگها که از امیرالمومنین و سیدالشهدا (ع) به ارث رسیده است نصیبم کرد. دشمنان دیرینه اسلام کوشیدند تا با آغاز جنگ این انقلاب را به شکست برسانند اما چه بد فهمیده بودند که این جنگ نعمتی بود برای ما و دانشگاهی برای عاشقان الله که با حضور خود در این مکان مقدس با مناجات خویش این مکان را عطر آگین نمودند و چه عزیزانی در این دانشگاه مدرک شهادت را دریافت کردند. و با خون خود درخت اسلام را آبیاری نمودند و خون آنها همواره به ما این پیام را داد که برادرم را هم بی رهرو نباشد، سنگر خون رنگم و اسلحهام روی زمین نیفتد و امام تنها نماند و ندای هل من ناصر حسین (ع) بدون لبیک نباشد و این نداست که کسانی که ایمان به خدا دارند را وادار میکند در جبهه شرکت کنند و این عمل مقدس وظیفه کسانی است که خود را در برابر اسلام و خون شهدا مسئول میدانند.»