کد خبر 133640
۱۶ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

مروری بر زندگی سردار شهید «جعفر محمدی»؛ پرواز با فرق خونین در کربلای 8

مروری بر زندگی سردار شهید «جعفر محمدی»؛

پرواز با فرق خونین در کربلای 8

سردار شهید «جعفر محمدی» در قرارگاه تاکتیکی سردار شهید کلهر در حال وضو گرفتن بود که با اصابت چند گلوله توپ، ترکشی به فرق سرش برخورد کرد و همچون مولایش حضرت علی بن ابیطالب (ع) با فرق شکافته و خونین به دیدار حق شتافت.

به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، «جعفر محمدی» در اول آذر 1337 در خانواده‌ای متدین و مذهبی در روستای میشن از توابع شهرستان ملایر متولد شد. پس از تحصیلات ابتدایی، با خانواده به تهران مهاجرت کرد و تحصیلاتش را در تهران ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. در سال 1356 به همراه خانواده‌اش به شهرستان کرج آمد و در همان سال به خدمت سربازی در سپاه ترویج دانش همدان اعزام شد. با شروع انقلاب اسلامی، به مبارزین علیه رژیم منحوس پهلوی پیوست و در راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌ها حضور چشمگیری داشت. در 12 آبان 1358 به عضویت سپاه پاسداران کرج درآمد و پس از گذراندن آموزش عمومی پاسداری در پادگان امام حسین (ع) تهران، در مدارس به آموزش نیروهای بسیجی و دانش‌آموزی پرداخت. با شروع غائله کردستان، در 2 شهریور 1359 به همراه گروهی از نیروهای پاسدار و بسیجی به فرماندهی شهید یدالله کلهر به کردستان اعزام شد و در مقابله با گروهک های ضد انقلاب نقش بسزایی داشت. در سال 1359 زندگی مشترک خود را با خانم مولود خدابنده‌ لو آغازکرد. ثمره ازدواجش دو فرزند به نام‌ های محمد و مهدیه بود. در نیمه دوم 1359 مسئول آموزش نظامی بسیج بود و در اردیبهشت 1360 به شهر گیلانغرب در کرمانشاه اعزام شد و به مدت چهار ماه فرماندهی نیروهای کرج را در جبهه «تپه کرجی‌ها» برعهده داشت. در11شهریور 1360 در عملیات شهیدان رجایی و باهنر در منطقه سرپل ذهاب به عنوان جانشین گردان حضور داشت و در این عملیات از ناحیه کتف به شدت مجروح شد، طوری که توان ایستادن نداشت، اما حاضر به ترک جبهه نبود. پس از بهبودی نسبی، در سال 1361 به فرماندهی سپاه پاسداران شهر هشتگرد منصوب شد. در عملیات والفجر مقدماتی، فرماندهی گردان یاسر از تیپ سلمان فارسی لشکر 27 محمدرسول الله(ص) را بر عهده داشت. در این عملیات نیز از ناحیه شکم به سختی مجروح شد. در سال 1362 به مدت چند ماه فرماندهی سپاه پاسداران شهریار را عهده‌ دار بود و پس از آن مجددا به عنوان فرمانده سپاه شهرهشتگرد معرفی شد. در زمستان همان سال در مانور آزادی قدس در کرج، فرماندهی محور را برعهده داشت. در عملیات خیبر به عنوان مسنول واحد عملیات تیپ حبیب بن مظاهر انتخاب شد. در این عملیات از ناحیه گوش دچار آسیب شد. در سال 1363 به عنوان فرمانده گردان حضرت علی‌اکبر (ع) در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) انتخاب شد و آماده انجام عملیات بدر بود، اما تیپ وارد عمل نشد. در عملیات‌ عاشورا 3، والفجر 8، سیدالشهدا و کربلای1 به عنوان مسئول محور لشکر 10 سیدالشهدا (ع) حضور فعال داشت. در سال 1365 به عنوان مسئول اطلاعات سپاه کرج منصوب شد و پس از شهادت سردار «سید حسین میررضی» در عملیات تکمیلی کربلای5، مسئولیت طرح و عملیات لشکر 10 سیدالشهدا (ع) به وی واگذار شد. در عملیات‌ ها چند بار به درجه رفیع جانبازی نائل شد، با این حال هرگز جبهه را ترک نکرد و سرانجام حین عملیات کربلای 8 در24 فروردین 1366، در قرارگاه تاکتیکی سردار شهید کلهر (در منطقه پنج ضلعی شلمچه) در حال وضو گرفتن بود که با فرود چند گلوله توپ، ترکشی به فرق سرش اصابت کرد و همچون مولایش حضرت علی بن ابیطالب (ع) با فرق شکافته و خونین به دیدار حق شتافت. وی پس از تشییع با شکوه در قطعه سرداران امامزاده محمد (ع) کرج آرام گرفت. از ویژگی‌های اخلاقی شهید، به فروتنی، صبر و شکیبایی وی در تحمل سختی‌ ها می‌توان اشاره کرد. کم حرف و بسیار اهل مطالعه بود. خود را به زحمت و سختی می ‌انداخت تا نیروهای تحت امرش در آسایش باشند. به روایت همرزمانش در عملیات والفجر مقدماتی از ناحیه زیر شکم مجروح شد. برای این که کسی متوجه مجروحیتش نشود و نیروها روحیه خود را از دست ندهند، در چاله‌ ای پشت خاکریز نشست و روی لباسش خاک می‌ریخت تا لباس خونی‌اش از دید بقیه پنهان بماند و علی ‌رغم مجروحیتی که داشت حاضر به ترک جبهه نبود. در قسمتی از وصیت‌نامه سردار شهید «جعفر محمدی» چنین آمده است: با تمام وجود راه خود را آگاهانه انتخاب نمودم و هیچ ‌گونه ترس و خوف و تحمیلی در این انتخاب نبوده است. با اعتقاد کامل به غیب، راه خود را پیدا نموده و از خدا می‌ خواهم پس از این هدایت قلب مرا نلغزاند و ایمان مرا در مقابل لغزش‌های نفس قوی گرداند. باید به تکلیف عمل کنیم. اگر پیروز شدیم، البته خوشایند است. در غیر این هم رضای خدا در نظر است. خون شهدا تضمین‌کننده پیروزی جنگ تحمیلی است و تا پیروزی نهایی زمانی نمانده است. 

برچسب‌ها