مهدی باکری و تحلیلگران بیغم جنگ
دنبالش گشتیم.«همین جا بود.» ولی نبود.چشم چشم را نمیدید.دود بود و گرد و غبار. «به خدا همین جا بود». دود که کمی خوابید،دیدمش، توی چاله ایجاد شده بر اثر اصابت بمب نماز میخواند.
دنبالش گشتیم.«همین جا بود.» ولی نبود.چشم چشم را نمیدید.دود بود و گرد و غبار. «به خدا همین جا بود». دود که کمی خوابید،دیدمش، توی چاله ایجاد شده بر اثر اصابت بمب نماز میخواند.
به گزارش حیات به نقل از خانه فرهنگ ایثار و مقاومت، مهدی باکری سال 1333 در میاندوآب به دنیا آمد. او و دوستانش نقش مهمی در بر پایی تظاهرات شهر تبریز در پانزدهم خرداد سالهای 1354 و 1355 داشتند. باکری همان زمان توسط ساواک شناسایی و بارها برای بازجویی به اداره امنیت برده شد اما چون مدرکی علیه او نداشتند تحت نظر آزاد شد. پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی مکانیک کسب علم کرد. در حین دوران تحصیل خبر شهادت برادرش، علی باکری را به وی دادند. بدین ترتیب او دومین عضو خانواده خویش را نیز از دست داد. با پیروزی انقلاب اسلامی، باکری نقش فعالی در سازماندهی سپاه داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. او همزمان با فعالیت در سپاه، مسئولیت شهرداری ارومیه را نیز بر عهده گرفت و با شروع جنگ تحمیلی عازم جبههها شد.
چند خاطره از سردار شهید مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورا در دفاع مقدس:
بعد از عملیات والفجر 1 ، بچههای اطلاعات جلو رفته بودند، چادرها را برپا کردیم. موقع ناهار شد. رفتیم آشپزخانه «لشکر نجف اشرف». غذا ندادند، گفتم: از بچههای مهدی هستیم. تا اسم مهدی آمد قابلمهها پر شد.