روزشمار شهادت؛ شهدای 9 بهمن
امروز 9 بهمن ماه مصادف با شهادت تنی چند از دلیرمردان دفاع مقدس است که در ادامه مختصری از زندگی ایشان می آید.
به گزارش حیات، امروز 9 بهمن ماه مصادف با شهادت تنی چند از دلیرمردان دفاع مقدس است که در ادامه مختصری از زندگی ایشان می آید.شهید محمد عبداللهیمحمد عبدالهی در سال ۱۳۳۸ش در نیمور از توابع محلات استان مرکزی در خانه محقر خانوادهای زحمتکش چشم به جهان هستی گشود.محمد از ابتدا با نماز و قرآن مأنوس بود و به نصیحت پدر و مادر، به مدرسه و مسجد رفت و در مراسم عزاداری، یکی از مستمعین پرشور و شوق واعظین بود. محمد در مدرسه و مسجد و منزل کاملاً مطیع پدر و مادر بود. به گفته پدر بزرگوار شهید: «زمانی که از مدرسه به منزل میآمد، از کتب دینی و نهجالبلاغه و کتابهای شهید مطهری غافل نمیماند و برای ما در فرصتهای مناسب بازگو میکرد. از اخلاق و حسن رفتار و عملش کاملاً راضی بودیم. او یک همدم بسیار مطلوب بود، زیرا در هر کاری به ما کمک میکرد. آنقدر مهربان و دلسوز بود که همواره میگفت: پدرجان! تو حسینی عمل میکنی و طرفدار ضعفا... بهمانند علیاکبر حسین (ع) عمل کنیم تا اینکه ندای بهحق حضرت امام خمینی از رایحههای بیگانه به گوش ما رسد... و حضرت امام خمینی دستوراتی صادر فرمود و همه اقشار را به همبستگی و منسجم بودن دعوت مینمود و خانواده ما پیرو صد در صد حضرت امام بودیم، تا جنگ شروع شد... اولین کار اینکه با وسائل و آذوقه و... عازم جبهههای جنگ گشتیم که محمد از من که پدرش بودم سبقت گرفت و به درجه رفیع شهادت در جبهه سومار در تاریخ نهم بهمنماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی نائل گردید.» شهید محمد عبداللهی هنگام عروج ملکوتیاش، بیست و یک سال سن داشت. «محمد حقیقتاً یک مجاهد فی سبیلالله و در امر خیر کوشا بود.» رفقای همرزم شهید میگفتند: «هر شب برای شبیخون زدن به دشمن یک فشنگ در جیبش میگذاشت و با لباس بسیجی و آرم سپاه حرکت میکرد. از او پرسیده بودند: چرا لباس سربازی ساده نمیپوشی؟ او گفته بود: میخواهم اگر به اسارت دشمن درآمدم، اولاً با همین یک تیر که در جیبم دارم خودم را خلاص کنم که مبادا زیر ضربات دشمن ناچاراً امتیازی به دشمن بدهم و ثانیاً دشمن بداند که سپاه خمینی اهل سازش با دشمن نیست و بداند که ما شهادت را بر زندگی ننگین ترجیح میدهیم. ما با ظلم و شرک بیعت نمیکنیم...»شهید حسن باقریروز سوم شعبان برابر با 25 اسفند 1334 شمسی ، زاد روز فرخندهء امام حسین (ع) در تهران
چشم به جهان می گشاید . از این رو او را ( غلامحسین ) می نامند . 25 اسفند 1334 شمسی
نیز همچون مولایش در هفت ماهگی ، با جثه ای نحیف و استخوانی به دنیا می آید . غلامحسین
در دو سالگی همراه پدر و مادرش ، به کربلای معلا سفر می کند . دوره دبیرستان را در مدرسهء (
مترجمه الدوله ) واقع در خیابان (آیت الله سعیدی )و دوره متوسطه را در (دبیرستان مروی ) تهران
به پایان می رساند . در دوران تحصیل ، عشق و علاقهء خاصی نسبت به فراگیری علوم دینی از
خود بروز می دهد . با عضویت در هیات ( محبان الحسین (ع)) پای سخنرانیهای شهید آیت الله (دکتربهشتی )می نشیند و هر آنچه می آموزد ، به دوستان و همسالان خود می آموزد . در سال
1354 در رشته ( دامپروری ) دانشگاه (ارومیه ) پذیرفته می شود . غلامحسین پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در نهادهای مختلف فعالیت می کند یک بار نیز به عنوان ( خبرنگار ) سفر پانزده روز به ( لبنان ) و ( اردن ) انجام می دهد و گزارش تحلیلی جامعی از وضع نابسامان مسلمانان آن جا می کند . خرداد ماه 1358 دیپلم ادبی می گیرد و در رشته (حقوق قضایی ) دانشگاه تهران قبول می شود . باقری اوایل سال 1359 به عضویت سپاه در می آید و در واحد اطلاعات مشغول خدمت می شود . در این واحد بود که نام مستعار ( حسن باقری ) برایش انتخاب می شود . حسین باقری اول مهر ماه 1359 ، همراه تعدادی از پاسداران راهی جبهه های جنوب می شود.
در بدو ورود به اهواز ، اقدام به راه اندازی ( واحد اطلاعات و عملیات رزمی ) برای دستیابی به
اطلاعات دقیق از موقعیت دشمن می کند . او خود شخصاً همراه دیگر نیروهای اطلاعاتی ، به
شاسایی مواضع نیروهای عراق می پردازد . در برخی موارد تا عقبهء دشمن نفوذ می کند . باقری
توان ، هوش و استعداد شگرفی در تحلیل اطلاعات دشمن از خود نشان می دهد؛ به طوری که در
اغلب مواقع ، تحرکات احتمالی دشمن را پیش بینی می نماید . اقدامهای پیگیر و اساسی او در
زمینه اطلاعات ، به راه اندازی واحد اطلاعات ـ عملیات در ستاد عملیات جنوب منتهی می شود.
نیروهای این واحد ، در کمتر از سه ماه ، در همهء محورهای جنوب ، با تمام قدرت مستقر می
گردند و به عنوان چشم فرماندهی ، در محورهای مختلف عمل می کنند . از دیگر اقدامهای مفید
شهید باقری ، تشکیل بایگانی اسناد جنگ ، ترجمه اسناد و شنود بی سیم دشمن است که هر
کدام نقش ارزنده ای در جنگ ایفا می کند . همچنین طراحی گردانهای رزمی و سازماندهی آنها از
کارهای خوب او محسوب می شود . شهید باقری ، به دلیل برخورداری از توانمندی فکری و
شهامت نظامی در دی ماه 1359 به عنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب می شود و
در شکست محاصره سوسنگرد ، فرماندهی عملیات ( امام مهدی (عج) ) را می پذیرد .در فتح (
ارتفاعات الله اکبر ) و ( دهلاویه ) نقش بسیار ارزنده و مهمی ایفا می کند . در اجرای عملیات (
فرمانده کل قوا ) شرکت می جوید و در این عملیات به عنوان فرماندهی لایق و کاردان شناخته
می شود . در عملیات ( ثامن الائمه ) ، فرماندهی محور ( دارخوین ) را به او می سپارند و در
شکست (حصر آبادان ) در طراحی و سازماندهی عملیات و کسب اخبار و اطلاعات از دشمن ،
نقش مؤثری ایفا می کند . در عملیات ( طریق القدس ) برای اولین بار قرارگاه مشترک (نصر ) میان
سپاه و ارتش ایجاد و شهید باقری به عنوان فرمانده قرار گاه نصر منصوب می شود و در عملیات (
فتح المبین ) ، ( بیت المقدس ) و ( رمضان ) ، با لیاقت و شایستگی تمام ، انجام وظیفه می کند.پس از پایان عملیات رمضان ، از سوی فرماندهی کل سپاه ، به سمت فرماندهی ( قرارگاه کربلا )
و (جانشین فرماندهی کل ) در قرارگاههای جنوب منصوب می شود . پس از شکل گیری سازمان
رزمی سپاه ، با توجه با توان و تجربه های که شهید باقری داشت ، به عنوان ( جانشین فرماندهی
یگان زمینی سپاه پاسداران ) برگزیده می شود و بنیان یک یگان رزمی استوار و شکست ناپذیر را
بنا می نهد .
شهادت
شهید باقری ماندن در جبهه را به
رفتن سفر حج در سال 1361 ترجیح داد . روز 9 بهمن 1361 ، روز میعاد شهید باقری بود و
شناسایی ضیافتی برای یک ملاقات جاودانه . پنج روز دور ماندن از جبهه ها ـ حتی اگر برای زیارت
کعبه باشد ـ شاید برای شهید باقری زیاد بود . شهید علیرضا نوریشهید نوری در مهر ماه 1331 در محله سردار در شهرستان "ساری" متولد شد. وی پنجمین فرزند خانواده بود. هنگام تولد، پدرش به حج مشرف شده بود و پدر بزرگش اذان و اقامه در گوش او قرائت کرد. در سه سالگی به کودکستان رفت. از کودکی با پدرش به مسجد میرفت و با تقلید از پدرش نماز میخواند. بسیار پر جنب و جوش بود و با همه بچههای محله ارتباط برقرار میکرد و به کارهای دسته جمعی علاقهمند بود. کنجکاو بود و به ساختن وسایل و اسباب بازی بسیار علاقه داشت. گاهی در مغازه به پدرش کمک میکرد؛ به مطالعه و ورزش میپرداخت و در شنا و ورزش رزمی مقامهایی کسب کرد.
در سال 1337 به مدرسه ابتدایی رفت. بسیار با استعداد بود و دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رسانید و سپس در دبیرستان شریف شهرستان ساری ادامه تحصیل داد. در سال 1350 آخرین سال تحصیلی را میگذراند که پدرش را از دست داد. درگذشت پدر اگر چه غمی جانکاه و سنگین برای او بود ولی با بردباری به تحصیل ادامه داد و در همین سال موفق به اخذ دیپلم ریاضی شد.
با فرارسیدن دوران خدمت سربازی به مدت دو سال در ارتش خدمت کرد و پس از پایان خدمت در سازمان محیط زیست مشغول به کار شد. در سال 1354 با شرکت در آزمون سراسری در دانشکده پلی تکنیک در رشته مهندسی راه و ساختمان پذیرفته شد. پس از مدتی به استخدام راه آهن در آمد؛ ابتدا در راه آهن ساری بود، ولی بعدها به تهران منتقل شد و در قسمت پل سازی و ساختمان راه آهن به عنوان تکنسین مشغول شد.
علیرضا در کنار امور فنی دارای طبع شعر نیز بود و سرودههایی از او باقی مانده است.
علیرضا نوری در مهر 1355 با خانم طوبی عرب پوریان در مراسمی ساده ازدواج کرد.
در سالهای سخت مبارزه با طاغوت، همراه با مردم مسلمان در مبارزات شرکت کرد و حضور موثر داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کمک چند تن مسئولیت حفاظت و نگهداری از تاسیسات راه آهن را به عهده گرفت. نخستین هسته مقاومت با عنوان کمیته انقلاب اسلامی راه آهن را تشکیل داد و فرماندهی آن را متقبل شد. در کنار آن انجمن اسلامی کارکنان راه آهن را راهاندازی کرد. با آغاز تحریکات گروهکهای ضد انقلاب در انفجار لولههای نفتی در جنوب کشور علیرضا به اتفاق جمعی از همکاران به جنوب عزیمت کرد و کمیته انقلاب اسلامی را در راه آهن ناحیه جنوب تشکیل داد. پس از تثبیت اوضاع در راه آهن جمهوری اسلامی و سپردن مسئولیتها به افراد متعهد و کاردان، در سال 1358 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد. پس از گذراندن آموزشهای لازم به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در راه آهن انتخاب شد.
به گفته مادرش 50 بار شهید علیرضا نوری زخم برداشت که چهار بار جراحت او شدید بود و هر بار که مجروح میشد سه تا چهار ماه در بیمارستان یا منزل بستری بود و علاوه بر این در یکی از عملیاتها در سال 1361 دست راستش بر اثر انفجار مین قطع شد.
علیرضا نوری سرانجام در نهم بهمن 1365 در منطقه عملیاتی جنوب شلمچه در حالی که نیروهای بسیجی را در عملیات کربلای پنج فرماندهی و هدایت میکرد بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید.انتهای پیام/