برادر شهید مدافع حرم در گفت وگو با حیات بیان کرد: دیدار روزانه پدر و مادر با "احمد" پس از شهادت
محمد حاجیوند الیاسی برادر شهید مدافع حرم احمد حاجیوند الیاسی که 12 بهمن ماه 94 در عملیات آزادسازی مناطق تحت اشغال نبل و الزهرا در سوریه، بهدست گروههای تکفیری به درجه رفیع شهادت نائل آمد، علاقه زیادی به شهیدان باقری و برونسی داشت و پدر و مادرش پس از یک سال از شهادت او هر روز بر سر مزارش می روند و امکان ندارد روزی این دیدار به تعویق بیفتد.
به گزارش حیات، شهید والامقام احمد حاجیوند الیاسی در شهر ولایت مدار و پرافتخار اندیمشک دیده به جهان گشود و از همان بدو تولد حضوری فعال در عرصههای فرهنگی و اسلامی داشت، این شهید والامقام که از بسیجیان گردان امام حسین(ع) و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اندیمشک بود با آغاز نبردهای جبهه مقاومت و هتک حرمت داعشیان کوردل به حرمین شریفه اهل بیت(ع) عازم کشور سوریه شد و سرانجام در عملیات آزادسازی مناطق تحت اشغال نبل و الزهرا در سوریه، بهدست گروههای تکفیری صهیونیستی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
محمد حاجیوند الیاسی برادر این شهید بزرگوار در گفت وگو با خبرنگار حیات با بیان این که احمد 29 دی ماه 1369 سالروز فرار شاه به دنیا آمد گفت: ما 3 برادر و سه خواهر بودیم، پدر و مادرم بسیار به احمد وابسته بودند ، خواهرانم متاهل بودند و من هم ازدواج کرده بودم و برادر دیگرم در خدمت سربازی بود از این رو پدر و مادرم جز احمد کسی را نداشتند.
وی ادامه داد: او دانشجوی نرم افزار کامپیوتری و فرمانده بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد واحد اندیمشک بود، او بسیار مطالعه می کرد و اهل تفکر بود به ویژه کتاب های مربوط به قیام عاشورا را زیاد می خواند و به پدر و مادر می گفت که اگر مدافعین حرم نروند فردا شهر خودمان اندیمشک هم اشغال می شود و از پدر و مادرم می خواست که اجازه بدهند برود ولی آنها ابتدا راضی نبودند او قول داد که مواظب خودش باشد و من تماس گرفتم با فرمانده اعزام اندیمشک و موافقت خانواده را با رفتنش اعلام کردم.
برادر این شهید مدافع حرم در پاسخ به دلیل ازدواج نکردن برادرش تصریح کرد: ما دختری را هم از اهالی محل برای او انتخاب کرده بودیم ولی احمد می گفت که من کاری دارم که از ازدواج مهمتر است و اول باید دینی که به گردنم هست را انجام دهم و این گونه شد که او دی ماه 1394 به سوریه رفت و 12 بهمن ماه نیز در عملیات آزادسازی مناطق تحت اشغال نبل و الزهرا در سوریه به شهادت رسید.
وی در مورد سیره رفتاری این شهید خاطرنشان کرد: اندیمشک منطقه ای با فرهنگ عشایری است، همه اهالی دوستدار احمد بودند، حتی پدر و مادر او را ویژه تر از دیگر فرزندان دوست داشتند زیرا بسیار مودب بود و در محل با کمک اهالی در راستای گسترش مسائل فرهنگی و مذهبی مسجدی به نام حضرت ابوالفضل (ع) تاسیس کرد و از سال 91 تا 94 زمان اعزامش به سوریه تمام وقت خود را صرف کارهای عمرانی این مسجد و مسائل فرهنگی در اندیمشک کرده بود.
این برادر شهید مدافع حرم با اشاره به اعتقاد زیاد این شهید به ولایت فقیه اظهارداشت: او در خط ولایت فقیه همیشه حرکت می کرد و از میان اهل بیت (ع) امام حسین (ع) را همیشه الگوی خود قرار می داد و از میان شهدا بسیار به شهید باقری و شهید برونسی علاقه داشت.
محمد حاجیوند الیاسی همچنین در خصوص احساس پدر و مادر از شهادت برادرش گفت: پس از اطلاع از شهادت احمد، همه اهالی محل به خانه ما آمدند، پدر و مادرم پس از گذشت یک سال هنوز داغدارند و هر روز سر مزار برادرم می روند و امکان ندارد روزی این دیدار به تعویق بیفتد، پدر و مادر بسیار به احمد وابسته بودند، برادرم حتی ناخن پای پدر و مادرم را می گرفت، به دلیل بیماری مادر تمامی کارهای خانه را انجام می داد، علاوه بر آن در بیرون از خانه کارهای بنایی انجام می داد و مسئولیت تامین زندگی را به عهده داشت.
وصیت نامه شهید مدافع حرم احمد حاجیوند الیاسی به شرح ذیل است: پدر و مادر عزیزم، بار اول که خواستم با اجازه برم نذاشتهاید، دیگه این بار ترجیح دادم بیسروصدا برم، در شرایطی که جهان اسلام و بهخصوص محور مقاومت بهرهبری ایران اسلامی و هدایت امام خامنهای عزیز در میدان مبارزه با باطل قرار گرفته است و هر چند روزی عدهای از برادران دینی و هموطنم در دفاع از امتهای مظلوم در سوریه و عراق و بهخصوص یمن به شهادت میرسند، ننگم آمد در این راه نروم و بمانم چرا که من که در دو دهه از عمرم با ذکر یا حسین(ع) رشد و نمو یافتهام، حق بود با سر برای این راه تلاش کنم نه با دست و پا.
پدر و مادرم عزیزم، در ایامی که از عمرم گذشت شاید شما توقع جبرانی نداشتهاید ولی من هم هیچ کاری برای آسایش و نیکی به شما آن گونه که شایسته شماست انجام ندادهام و همیشهٔ خدا شرمندهٔ شما بودم و هستم. انتهای پیام/