کد خبر 132366
۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

روزشمار شهادت یادی از شهدای کربلای5

روزشمار شهادت

یادی از شهدای کربلای5

به بهانه عملیات کربلای5، نگاهی به شهدای این عملیات انداختیم و گذری بر زندگی پربرکت ایشان کردیم.

به گزارش حیات؛ به بهانه عملیات کربلای5، نگاهی به شهدای این عملیات انداختیم و گذری بر زندگی پربرکت ایشان کردیم.زندگینامه شهید عابدین هداوندخانی شهید عابدین هداوندخانی در سال ۱۳۳۷در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی با قرآن مانوس بود. دوران جوانی و تحصیلات را با موفقیت گذراند و بعد از اخذ دیپلم به عنوان معلم در آموزش و پرورش مشغول خدمت شد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام در تاریخ 25 دی سال 65 در عملیات کربلای ۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمد. بخشی از وصیتنامه شهید هداوندخانی انقلاب را به حال خود وا نگذارید چون دشمنان زیادی دارد و اگر غافل شوید دشمن سوءاستفاده خواهد کرد و همه شما (پیر و جوان و کودک) را از دم تیغ می گذراند و دیگر خبری از شما و اسلام نخواهد بود. زندگینامه شهید حمزه مژده شهید حمزه‌ مژده، چهارم اردیبهشت ۱۳۳۷ش در «چاه نو علیا» چشم به جهان هستی گشود. در اوایل زندگی، وجود پدر را از دست داد و در دامن مادری مهربان پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی را تا کلاس ششم نظام قدیم در «کهوردان» پشت سر گذاشت و سپس برای تأمین مخارج خانواده راهی کشور امارات و ابوظبی گردید . هم‎زمان با اوج‎گیری انقلاب اسلامی، در پایگاه هوایی بوشهر مشغول خدمت سربازی بود. به فرمان حضرت امام خمینی (ره) پادگان را‌‌ رها کرد و به صفوف مبارزان نهضت اسلامی پیوست. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، خدمتگزاری صادق و دلسوز برای مردم بود و آنان، حمزه را به عضویت شورای اسلامی محل برگزیده بودند. هنگامی که آتش جنگ تحمیلی خانمان‎سوز برافروخته شد، کوله‎بار مسئولیت شیعه بودن را بر دوش کشید و عاشقانه عازم میدان‌ جنگ علیه باطل گردید. چند روزی را در شهر آزاد شده سوسنگرد گذراند و سپس به بستان رفت. در جبهه‌ چزابه هنگامی که در زیر باران آتش دشمن مشغول حمل سلاح بود، در تاریخ بیست و چهارم دی‎ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در سن 23 سالگی بر اثر اصابت ترکش داغ خمپاره سر از پیکرش جدا شد و در زیبا‌ترین حالت، به دیدار پروردگارش شتافت و عاشورائی گشت... زندگینامه شهید شهید ملا رضا شیخ رشیدی روحانی شهید ملا رضا شیخ رشیدی در سال 1313 در روستای «گرده سور» از توابع شهرستان پیرانشهر قدم به دنیا گذاشت و بعد از سپری کردن دوران کودکی مشغول تحصیل علم دین شد و از سفره با برکت علوم قرآنی و حکمت اسلامی توشه برداشت. خانه او پناهگاه امنی برای مسئولین و مأمورین نظام به حساب می آمد و دستگاههای سبک و سنگین راهسازی و اداره راه و ترابری و جهاد سازندگی شبها در خانه این بازوی پرتوان انقلاب نگهداری می شد. او عاشق امام و طرفدار صدیق نظام بود، بدون ترس و واهمه از شهادت، همواره رشته های ضد انقلاب را در منطقه پنبه می کرد. ضد انقلاب چندین بار وی را زندانی و شکنجه کردند تا زبان سرخش را خاموش کنند، اما هیهات که زبان حق گوی مجاهد ربوبی را نمی توان با تهدید خاموش کرد. سرانجام در تاریخ 25/8/63 این مجاهد نستوه را از خانه بیرون کشیده و در نزدیکی روستا به شهادت رساندند. زندگینامه شهید محمدرضا پیله وران سردار شهید محمدرضا پیله وران ، فرزند محمد حسن، در شهریور ماه سال ۴۵ ، در شهرستان گناباد متولد شد. دوران ابتدایی را تا سال ۱۳۵۵، در مدرسه قهرمانی در زادگاهش گذراند. در بحران ها صبور بود و بقیه را به صبر واستقامت در مقابل مشکلات دعوت می‌کرد و آن را نزد کسی عنوان نمی‌کرد و بیشتر عمل می‌کرد و کمتر حرف می‌زد . اگر خلافی از کسی می‌دید با یک منطق و روش درست او را توجیه می‌نمود. در انجام کارها با دیگران مشورت می‌کرد . به خاطر برخورداری از ایمان قوی بسیار شجاع بود. در دوران انقلاب، بر روی دیوار شعار می‌نوشت و به تکثیر نوارهای مرحوم آقای کافی ونوارهای مذهبی می‌پرداخت. در تظاهرات شرکت می‌کرد وبه پخش اعلامیه می‌پرداخت. بعد از انقلاب، محمد رضا با فعال شدن بسیج جذب این نهاد مقدس شد و از مؤسسین انجمن اسلامی مساجد گردید و به پخش فیلم از جبهه وتشکیل کلاسهای اخلاق وتکثیر سخنان بزرگان مملکت پرداخت. با تشکیل بسیج از بنیانگذاران پایگاه مقاومت شهید مفتح بود. با شروع جنگ تحمیلی برای اولین بار در سن ۱۵ سالگی در جبهه‌های کردستان حضور پیدا کرد. در قسمتهای مختلف جبهه فعالیت می‌کرد، به عنوان رزمنده عادی ، معاون اطلاعات عملیات وغواصی نیز انجام وظیفه نمود و به خاطر مدیریت بالا به عنوان مسئول گروه، انتخاب شد. در پشت جبهه به امور تبلیغاتی با مسجد همکاری داشت . در سال ۶۰ به جبهه اعزام شد و تا سال ۶۵ در عملیات های مختلفی حضور پیداکرد از جمله: عملیات والفجر ۸ منطقه فاو به عنوان غواص و سال ۶۴ عملیات های کربلای ۴ و ۵، عملیات بدر و میمک. در عملیات کربلای ۴ مجروح شد که دوران نقاهت را بدون اطلاع پدر و مادر در اهواز گذراند و دوباره عازم جبهه‌های حق علیه باطل گردید. در مورد جنگ معتقد بود: «تا زمانی که جنگ باشد، ما هم در جنگ هستیم و چون در جبهه به ما نیاز هست، نبایدامکانات مادی را مثل درس و… را بهانه قرار دهیم و به جبهه نرویم ، فعلاً جنگ واجب تر است.» این شهید، امام را اولین وآخرین مأمن و پناهگاه خود می‌دانست. سرانجام این شهید بزرگوار در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در عملیات کربلای ۵ منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر در دی ماه سال ۶۵ به درجه رفیع شهادت نایل آمد. پیکر مطهرش پس از تشییع در بهشت قاسم گناباد به خاک سپرده شد. گزیده ای از وصیت نامه شهید: «به همه شما برادران وخواهران وصیت می‌کنم که نماز ودعاهار ا هرگز ترک نکنید. دعا کنید که خداوند تا انقلاب مهدی (عج) این امام عزیز را برایمان حفظ کند وهرچه زودتر فرج امام زمان (عج) را نزدیک وانقلاب اسلامی را برایمان حفظ نماید». زندگینامه شهید حسین غنیمت پور حسین در تاریخ دهم فروردین 1341 در خانه محمدعلی غنیمت‌پور در تهران دیده به جهان گشود. دو برادر و سه خواهر دارد. از کودکی آرام و صبور بود. شرکت در نماز جماعت، نماز جمعه و دعای توسل و… شخصیتش را بیش از پیش رشد داد. در زمان شروع جرقه‌های انقلاب، حسین در مقطع راهنمایی درس می‌خواند. او از تک‌تک اعلامیه‌های امام پس از مطالعه، یادداشت برمی‌داشت و در کتابخانه‌اش حفظ می‌نمود، همچنین در راهپیمایی‌ها هم شرکت می‌کرد. تحصیلاتش را تا دیپلم در تهران به پایان رساند. همزمان با تحصیل به ورزش تکواندو نیز می پرداخت و توانست دان چهار ورزش تکواندو را با موفقیت پشت سربگذارد. مدتی رئیس هیئت تکواندو در شهرستان شاهرود بود، همچنین در کلاس‌های بسیج هم حضوری فعال داشت. وقتی در سن هجده سالگی همراه خانواده به شاهرود نقل مکان کردند، از طرف سپاه پاسداران عازم جبهه شد. مدت 30 ماه در گردان کربلا به عنوان فرمانده دسته تا فرمانده گردان جانفشانی کرد. در عملیات‌های کربلای چهار، پنج و والفجر هشت هم حضور داشت. بیست و چهارمین روز دی ماه سال 65، در منطقه شلمچه ترکش خمپاره‌ای در قلب حسین فرو رفت و او را که در زمان شهادت فرمانده گردان کربلا بود به شهادت رساند. پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای شاهرود آرام یافت. انتهای پیام/

برچسب‌ها