کد خبر 132259
۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی: خواندن اذان واقامه رهبری در گوش زینب برایم افتخار بود

همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی:

خواندن اذان واقامه رهبری در گوش زینب برایم افتخار بود

محبوبه بلباسی همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی، از دیدار با رهبر معظم انقلاب و دست عنایت ایشان بر سر فرزندانش فاطمه ، حسن و مهدی گفت و تاکید کرد که خواندن اذان و اقامه در گوش فرزند 20 روزه ام زینب افتخاری برای من بود.

 محبوبه بلباسی همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی در گفت و گو با خبرنگار حیات از دیدار با رهبر معظم انقلاب و خواندن اذان واقامه توسط ایشان در گوش زینب دختر 2 ماهه اش گفت و خاطرنشان کرد: من و محمد 4 فرزند داریم، فاطمه 11 ساله حسن 8 ساله، مهدی 6 ساله و زینب دو ماهه که مفتخر شدیم رهبر معظم انقلاب زمان 20 روزه بودن زینب در گوشش اذان بگوید. وی ادامه داد: امیدی به دیدار قریب الوقوع رهبر معظم انقلاب نداشتم ، از سوی دیگر آرزویم بود که ایشان در گوش زینب اذان و اقامه را بگویند زیرا می دانستم که نوزادان زیر 40 روز را قبول می کنند و زینب 20 روزه بود. 8 خانواده مدافع حرم در جلسه بودیم، من هم به دلیل این که پدر و برادر همسرم در کربلا بودند، به همراه مادر، مادر همسرم و فرزندانم و عمویم به بیت رهبری رفتیم. هنگامی که اسامی خوانده شد و به اسم من رسید به همراه زینب از جا بلند شدم. رهبر معظم انقلاب گفتند این زینب خانم است که بغل شماست؟ اصلا تصور نمی کردم که آقا اسم فرزندم را بدانند، گفتم بله اگر امکان دارد برای او اذان و اقامه بگویید که ایشان نیز قبول کردند. همسر شهید بلباسی با اشاره به لحظه خواندن اذان و اقامه توسط رهبر معظم انقلاب در گوش زینب گفت: در فاصله ای که زینب توسط عمویم به رهبری داده شد، ایشان گفتند که شهید بلباسی در وصیت نامه خود تاکید کردند که " اگر همسرم نبود من به این راه نمی رفتم"، من یک لحظه تعجب کردم ایشان این وصیت نامه را خوانده اند. رهبری نام فرزندانم را پرسید، زینب در آغوش ایشان آرام بود و با صورتشان بازی می کرد، رهبر معظم انقلاب حسن و مهدی را بوسید و فاطمه هم عبای ایشان را بوسید. وی افزود: من به رهبر معظم انقلاب گفتم که عموی شهید بلباسی شهید دفاع مقدس و دایی شان شهید انقلاب هستند و خودشان نیز شهید مدافع حرمند. دعا کنید که فرزندانم هم راه شهادت را بروند و ایشان نیز گفتند که من برای آنها دعای مجاهدت می خوانم. مادر همسرم نیز در این دیدار تاکید کردند که شهید بلباسی بسیار ولایی بود و از محسنات اخلاقی محمد گفت . همسر شهید بلباسی در پاسخ به این سوال که نامگذاری زینب بر روی دخترتان پیشنهاد چه کسی بود گفت: زینب 6 ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد، همسرم از ابتدا می گفت فکر می کنم بچه دختر است و اسمش را زینب بگذاریم .  وی ادامه داد: محمد متولد 1358 بود و ما سال 1380 زمان سربازی او با هم ازدواج کردیم. محمد سپس سال 1381 وارد سپاه شد. او نیروی ستادی بود و با تلاش فراوان وتوسط یکی از فرماندهان لشگر که به او گفته بود مدیون من هستی اگر کار مرا درست نکنی و مرا نفرستی، 15 فرودین ماه 95 به سوریه اعزام شد. وی با بیان این که من نمی خواستم جلوی علایق همسرم را بگیرم اظهارداشت: هنگامی که محمد رفتن به سوریه را مطرح کرد به او گفتم هر طور خودت صلاح می دانی. همسرم به دلیل فعالیت های فرهنگی اش در سپاه 8 سال مکررا تحویل سال در خانه نبود و به اردوهای راهیان نور می رفت. فروردین 1395 ، محمد 11 فروردین ماه از راهیان نور آمد و 15 همان ماه به سوریه رفت.  همسر شهید بلباسی افزود: همسرم همیشه می گفت غیرتم اجازه نمی دهد در آرامش باشم و در کشوری دیگر شیعیان آسیب ببیند. باید بروم از آنها و حرم زینبی دفاع کنم. او رفت و 17 اردیبهشت 95 در خان طومان به شهادت رسید. هنگامی که در عملیات خان طومان دستور عقب نشینی صادر شد، محمد در مسیر بازگشت چند شهید و زخمی می بیند. به همراه دو نفر از دوستانش برمی گردند که با قناسه دشمن به شهادت می رسد و پیکرشان همانجا می ماند ولی من مطمئن هستم که پیکر همسرم به زودی بازمی گردد. وی با بیان اینکه همسرم از زمان شهادت خود اطلاع داشت گفت: ظهر روز شهادتش با یکدیگر صحبت کردیم، او از من شماره تلفن هتلی در مشهد را گرفت که پس از بازگشت با دوستانشان به مشهد مقدس برویم ولی بعدها یکی از دوستانش تعریف کرد که همان روز محمد شماره هتل را به آنها داده که رزرو کنند و تاکید کرده که من دیگر برنمی گردم، شما هماهنگ کنید و بروید. از این نظر تصور می کنم او خودش را آماده شهادت کرده بود.  بلباسی در خصوص احساسش پس از شنیدن خبر شهادت همسرش اظهارداشت: من عکسش را در تلگرام دیدم، یادم نمی آید ولی اطرافیان می گویند دو یا سه بار با صدای بلند یا حسین و یا زینب گفتی سپس وضو گرفتی و نماز شکر خواندی، مادر همسرم نیز بسیار آرام بود و ما به خداوند توکل کرده بودیم. وی در مورد سیره رفتاری این شهید بزرگوار نیز تصریح کرد: او در خانه به من و فرزندانش سخت نمی گرفت، فوق العاده آرام، خوش اخلاق و صبور بود، من به یاد ندارم روزی از در وارد شود و بداخلاق باشد و یا خستگی اش را ابراز کند، از نظر اعتقادی این طور نبود که شبانه روز نماز و قرآن بخواند ولی همیشه اول وقت نمازش را با توجه و طولانی می خواند و دائم الوضو بود، مقید به دادن خمس و زکات مال بود و به حلال و حرام بسیار اهمیت می داد. محبوبه بلباسی همسر شهید محمد بلباسی در پایان سخنان خود در پاسخ به این سوال که هنگامی که زینب بزرگ شود در آینده راجع به پدرش چه خواهید گفت تصریح کرد: این که پدرش به معنای واقعی قهرمان بود، او 15 سال اقدامات فرهنگی زیادی انجام داد و علاوه بر شهید مدافع حرم، شهید راه فرهنگی نیز بوده است، تمام تلاش من این است که همسرم از طریق اقدامات فرهنگی اش شناخته شود و فرزندانم راه پدرشان را ادامه دهند و مجاهد عرصه فرهنگی کشور باشند. گفتنی است محمد بلباسی خادم الشهداء، روز 17 فروردین ماه 1395 در خان طومان به‌دست تروریست های تکفیری به شهادت رسید و اولین شهید مدافع حرم شهرستان قائمشهر شد ، از این شهید بزرگوار 4 فرزند به یادگار مانده است. انتهای پیام/

برچسب‌ها