فرزند شهید "پاک نهاد" در گفت وگو با حیات عنوان داشت: پدرم در سوریه شهید نشده است/ او غم هایش را در سینهاش نگه میداشت
شهید علی اکبر پاک نهاد دو روز پیش پس از تحمل سال ها درد و رنج عوارض شمیایی به فیض شهادت نایل آمد که برخی خبرگزاریها به اشتباه او را شهید مدافع حرم معرفی کردند.
حسین پاک نهاد فرزند علی اکبر پاک نهاد جانباز 55 درصد که دو روز گذشته به شهادت رسید با تصریح بر این که خبر شهادت پدرم در سوریه را تکذیب می کنم گفت: خبرگزاری منتشر کننده خبر شهادت پدرم در سوریه ، به اشتباه این خبر را منعکس کرده است. پدر من در زمان بیماری از طریق برادرم مهدی در سپاه، قصد رفتن به سوریه را داشت ولی شرایط جسمانی او اجازه رفتن را نمی داد و در نهایت مدتی طول نکشید که بیماری او را از پای در آورد. وی با اشاره به این که شهید پاک نهاد مجروح جنگی شیمیایی شلمچه در سال 1365 و جانباز اعصاب و روان بود اظهار داشت: در زمان اوج بیماری پدر تصمیم گرفت عازم سوریه شود و تاکید می کرد که در 8 سال جنگ تحمیلی جنگیدیم و اکنون جنگی دیگر به پا شده و باید بروم. هنگامی که تصاویر جنگ در سوریه را از تلویزیون نگاه می کرد بسیار ناراحت می شد ولی شرایط پدر به گونه ای بود که نمی توانست به سوریه برود. فرزند شهید پاک نهاد ادامه داد: پدرم 58 ساله بود و پس از گذراندن 48 ماه سابقه جبهه در سپاه محمد رسول الله مشغول به کار بود. بعد از بازنشستگی و در طول دوران بیماری نیز اقداماتی را در حد توان در بسیج و سپاه انجام می داد تا این که به دلیل مشکلات اعصاب و روان و شیمیایی در بیمارستان ساسان و بقیه الله بستری شد و پس از مدتی گاز خردل به توموری در کلیه سمت راست تبدیل شد که منجر به تخلیه کلیه گردید. حسین پاک نهاد تاثیر گازهای شیمیایی خردل را در تسریع بیماری پدر بسیار بالا دانست و اظهارداشت: بعد از مدتی درگیری تومور در روده منجر به برداشتن تکه ای از روده شد و سپس کبد نیز دچار مشکل شد که چندین جلسه دیالیز صورت گرفت، مدتی حال پدر بهتر بود تا این که توموری در مغزش شکل گرفت و عملی انجام دادیم ولی در نهایت عارضه شیمیایی منجر به از دست دادن ریه های پدرم شد که به همین علت به شهادت رسید. فرزند شهید علی اکبر پاک نهاد با اشاره به اینکه پدرم بیش از 20 سال با کپسول اکسیژن تنفس می کرد خاطرنشان ساخت: من و همسرم با مادر و پدرم زندگی می کردیم. او فردی آرام بود و تنها برای رفتن به مسجد از خانه بیرون می آمد. در کل احساس می کنم که تمامی غم هایش را در درون می ریخت. وی در پایان سخنان خود با تاکید بر این که به پدرم روز شهادتش الهام شده بود اظهارداشت: او چند روز قبل شهادت خانواده را به دور هم جمع کرد و در مورد آینده زندگی مان سفارش هایی داشت و تاکید داشت که من و برادرم شغل نظامی خود را ادامه دهیم. پایان پیام/