کد خبر 132167
۸ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

روزشمار شهادت؛ شهدای 8 دی

روزشمار شهادت؛

شهدای 8 دی

امروز 8 دی ماه مصادف با شهادت دو تن از رزمندگان دلیر دفاع مقدس است. به همین بهانه گذری کوتاه بر زندگی ایشان داریم.

به گزارش حیات؛ امروز 8 دی ماه سالگرد شهادت دو رزمنده دلیر دفاع مقدس جعفر گمنام و  سیدعلیرضا حسینی است که مختصری از زندگی ایشان در ادامه می آید.شهید جعفر گمنام شهید جعفر گمنام در سال ۱۳۳۵ در شهرستان فردوس چشم به جهان هستی گشود. او تحصیلاتش را در مدارس نمونه فردوس به پایان رسانید. وی استعداد سرشاری در زمینه کارهای فنی و کشاورزی داشت. شهید گمنام، در خانواده‌ای مذهبی و پیرو سیره ائمه اطهار (ع) رشد و تربیت پیدا کرد و از نظر اخلاقی بسیار بلندنظر و دارای رفتار و اخلاقی نیکو و همتی بلند بود. از جمله فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی این شهید بزرگوار می‌توان به خدمات و فعالیت‌های وی در پایگاه بسیج شهید شیخی‌زاده اشاره کرد که زمینه‌ای برای استخدامش در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فردوس فراهم آورد. شهید به هنگام شروع جنگ تحمیلی برای حفظ همین دستاورد‌ها و اعتقاداتش در حالی‏که هنوز مدت زیادی از تهاجم صدامیان به مرزهای ایران اسلامی نگذشته بود، به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل عازم شد و مدتی کوتاه از حضورش در جبهه نمی‌گذشت که بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه نخاع به‏ شدت مجروح و بر اثر همین جراحت شدید، شهد شهادت را در تاریخ هشتم دی‏ماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی در سن بیست و چهار سالگی شد. شهید جعفر گمنام، نمونه ایثار و فداکاری و از جان گذشتگی بود؛ به ‏طوری ‏که فقط ۸ ماه پس از ازدواجش در شیرین‌ترین روزهای آغازین زندگی، لباس رزم و جهاد در راه خدا را به تن کرد و شیرینی آخرت را به شیرینی دنیا ترجیح داده و جزو اولین گروه شهدای شهرستان فردوس شد. شهید گمنام هم‏چنین، نخستین شهید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در خراسان است که خانواده و بازماندگانش، بار‌ها به‏همین دلیل طی سال‌های گذشته، مورد بازدید و دلجویی مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان قرار گرفته‏اند. از شهید جعفر گمنام، یک فرزند پسر به یادگار مانده است.شهید سیدعلیرضا حسینیسیدعلیرضا حسینی در سال ۱۳۳۷ در خانواده‌ای مستضعف و مذهبی در شهر تهران چشم به جهان هستی گشود.اوج‏گیری مبارزات شکوهمند امت مسلمان ایران، مصادف با فعالیت‏های انقلابی چشم‏گیر او بود. تکبیرگویان در راهپیمایی‌ها سینه‌اش را سپر می‏کرد و شب‏‌ها با پخش اعلامیه و شعارنویسی به مبارزه ادامه می‌داد. می‌گفت: «انقلاب اسلامی باعث شد تا من به زندگی از دید دیگری نگاه کنم.» از این‏رو، پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با همه نیرو خود را در خدمت آن قرار داد. در بسیج مستضعفین فعالانه شرکت داشت و به ‏عنوان سرپرست بسیج نیروگاه منتظر قائم، به کارکنان این نیروگاه فنون نظامی را می‌آموخت و آنان را برای مقابله با دشمنان انقلاب آماده می‌کرد. در انجمن اسلامی نیروگاه نیز شرکت داشت و هم‏چنین یکی از اعضای هیأت اجرائی اتحادیه کارکنان نیروگاه منتظر قائم بود. علیرضا در سنگر مساجد هم فعالانه حضور داشت و از اعضای گروه‏های مقاومت مساجد بود. او در جهت خود کفایی و استقلال اقتصادی کشور و از میان برداشتن آثار رژیم ستم‏شاهی، در جهاد سازندگی نیز فعال بود و به‏ سبب تعهد و پشتکار فراوانش، مسئولیت جهاد سازندگی نیروگاه محل کارش را نیز بر عهده داشت. در مقابله با دسائس گروهک‏های ضد انقلاب و وابسته به شرق و غرب، به کردستان عزیمت کرد و پس از بازگشت از آنجا، با برپا کردن نمایشگاهی، جنایات گروهک‏های آن منطقه را به تصویر کشاند. به‏ دنبال تجاوز مزدوران بعثی به خاک میهن اسلامی، داوطلبانه به جبهه عزیمت کرد. او در این باره می گفت: «من نمی‌توانم به خودم بقبولانم که برادرانم در مرز‌ها شهید شوند و من به کارهای روزمره مشغول باشم.» پس از گسترش جنایات منافقین در مبارزه با آن‌ها، با نهادهای انقلابی و دادستانی انقلاب همکاری نزدیک داشت و در همه سنگرهای اسلام، سنگرنشینی مقاوم و استوار بود. فعالیت‏های انقلابی و صادقانه شهید حسینی، کینه و عداوت منافقین، این مزدوران خودفروخته آمریکا را برانگیخت؛ به‏ طوری‏که آنان بار‌ها وی را تهدید به مرگ کرده بودند. خودش می‌گفت: «می‌دانم درصدد هستند که مرا از بین ببرند، ولی من از این‏‌ها باکی ندارم.» عاقبت سحرگاه سه‏ شنبه هشتم دی‏ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی، دو تن از تروریست‌های منافق که در کمین او نشسته بودند، وی را هنگامی که به قصد سر کار رفتن از منزل خارج شده بود، به گلوله بستند. شهید حسینی، این سلاله‌ پاک رسول‏الله (ص) در آغوش خواهر خود، جان به جان‏آفرین تسلیم کرد. پایان پیام/

برچسب‌ها