عاشقانه های همسر جانباز قطع نخاعی که خود را بسیار خوشبخت می داند
اعظم زارعی آموزگار، دارای مدرک تحصیلی کارشناسی الهیات ، دانشجوی نمونه، فرزند شهید و فعال قرآنی ، همسر جانباز 70 درصد نخاعی سرابی از استان همدان است. او که سه فرزند پسر دارد از علاقه زیاد به همسرش گفت و تاکید کرد که اگر به سال 68 بازمیگشتم باز هم با او ازدواج می کردم.
به گزارش حیات، اعظم زارعی همسر جانباز 70 درصد نخاعی سرابی از استان همدان، دارای مدرک تحصیلی کارشناسی الهیات ، دانشجوی نمونه، فرزند شهید و فعال قرآنی سال 1385 در دومین همایش تجلیل از ایثارگران مورد تقدیر قرار گرفت و تندیس خود را به همسر جانبازش تقدیم کرد. وی در گفت وگو با خبرنگار حیات با بیان اینکه من سال 1368 با همسرم ازدواج کردم گفت: با وجود مشکلات خاص همسرم از سال 1376 تحصیلاتم را در رشته الهیات دانشگاه بوعلی همدان آغاز کردم و در تمامی ترم ها معدل الف را به دست آوردم و دیگر با وجود دو فرزندم و شرایط خاص همسرم تحصیلاتم را ادامه ندادم ولی قصد دارم از سال آینده مجددا در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل دهم. زارعی که آموزگار پایه دوم دبیرستان دخترانه است ابراز داشت: من اکنون 45 ساله هستم و سه پسر به نام های محمد طاهر 25 ساله، محمدرضا20 ساله و امیر علی 4 ساله دارم، همیشه از خداوند و امام زمان (عج) خواستم که به من کمک کند تا از همسرم به عنوان یک بنده خوب خدا نسل های خوبی باقی بگذارم که خدا را شکر اکنون پسرانم با ایمان هستند و دست اهل بیت (ع) همیشه یاور آنها بوده است. وی در خصوص نحوه به شهادت رسیدن پدرش در دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: پدرم احمد زارعی شغل بنایی داشت بود، ما 6 برادر و خواهر بودیم، برادر کوچکم 6 ماهه بود و برادر بزرگم سوم راهنمایی ، پدرم درآمدی روزانه داشت، زمانی که تصمیم گرفت به جبهه برود من کلاس دوم راهنمایی بودم، به یاد دارم مادرم به او می گفت من با تنهایی و این بچه ها در نبود تو چه کنم، ولی پدر اعتقاد داشت که در حال حاضر جبهه ها به وجود آنها نیاز دارد و خداوند به ما کمک خواهد کرد. فرزند شهید زارعی افزود: انگشتان دست پدرم به دلیل کار زیاد با سیمان حسی نداشت و چشمانش ضعیف بود و برادر بزرگم نیز آن زمان در جبهه حضور داشت، پدرم بسیارغیرتمند و شجاع بود تا اندازه ای که شرایط زندگی باعث نشد که اعتقادات و کشور و دینش را فراموش کند، هنگامی که به جبهه رفت 50 سال داشت و سال 64 در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید، برادرم خاطرات بسیار جالبی از پدر و دوستانش در جبهه دارد، شاید روزی برسد که من هم از زبان مادر و دوستان پدر کتابی را از خاطرات او بنویسم که با این که پدرم در جنگ فرمانده نبود ولی اقدامات بسیار بزرگی انجام داد. زارعی همسر جانباز 70 درصد نخاعی با بیان این که دو برادر همسرم ناصر و رمضان سرابی در عملیات مرصاد به شهادت رسیده و خودش نیز در عملیات والفجر 8 جانباز شد تصریح کرد: برادرهای همسر من با برادرهای من دوست بودند، من نیز با خواهر او در مدرسه هم کلاسی بودم، یک روز به خواهر همسرم گفتم که پدر من یک مرد انقلابی بود و خون او در رگ های من است به همین دلیل دغدغه این را دارم که بتوانم نقشی در جنگ داشته باشم و این کار را تنها با ازدواج با یک جانباز می توانم انجام دهم، این طور بود که این خانواده برای برادرشان به خواستگاری من آمدند و ما سال 68 با یکدیگر ازدواج کردیم. وی در پاسخ به این سوال که سختی های زندگی با یک جانباز چیست گفت: اگر بگویم سختی ندارم فکر می کنید اغراق می کنم، باید دید دریچه و نگاه انسان ها به زندگی به چه شکل است، من کارهای شخصی همسرم ، خانه داری و تربیت فرزندان را انجام می دهم، کمردرد و مشکلات زیادی نیز دارم ولی این کارها را با عشق انجام می دهم ، بسیار به همسرم علاقمند هستم واگر به سال 68 بازمیگشتم باز هم با او ازدواج می کردم. زارعی همچنین در خصوص واکنش خانواده به ازدواج با همسر جانبازش گفت: آن زمان پدرم شهید شده بود و عموهایم من قیم ما به حساب می آمدند که بسیار با این ازدواج مخالف بودند و می گفتند که زندگی با جانباز سختی های خودش را دارد و این یک دختر 17 ساله است ولی مادر و برادرم مخالف نبوده و تاکید داشتند که این دختر عاقل است و با چشم باز انتخاب کرده و ما هم پشتیبان او هستیم، الحمد الله اکنون 30 سال و اندی است که با همسرم ازدواج کرده ام و بسیار هم راضی و خوشبخت هستم. وی افزود: اگر در زندگی انسان ها نگاه معنوی و ایمان و تقوا نباشد کار به جدایی و اختلاف می افتد و انسان ها قادر به زندگی نخواهند بود. اعظم زارعی همسر جانباز «سرابی» با اشاره به برگزاری مسابقات قرآنی در همدان برای خانواده شهدا و ایثارگران توسط بنیاد شهید خاطرنشان کرد: این مسابقات 5 سال است که دیگر برگزار نمی شود، در این مسابقات هر ماه جزئی از قرآن را به صورت مفهومی و تفسیری برای همسران و فرزندان شهدا و ایثارگران به منظور آزمون برگزار می کردند و در هر ماه از میان 500 نفر، ده نفر رتبه می آوردند تا پایان سال از نفرات برتر هر ماه آزمونی مجدد گرفته و نفرات اول تا سوم را به عنوان هدیه به مشهد می فرستادند . وی ادامه داد: این همسران و فرزندان شهدا و ایثارگر به علت شرایط زندگی نمی توانستند مسافرت بروند و به خاطر علاقه به امام رضا (ع) در این مسابقات شرکت می کردند و یک سال تمام با قرآن کریم زندگی می کردند و هر آیه ای از قرآن با محتوای صبر و .... تاثیر مستقیمی در برخورد با خانواده برای آنها به جای می گذاشت، من هم همیشه در هر سال جزو نفرات اول تا سوم این مسابقات بودم که مورد تقدیر قرار گرفتم، و از بنیاد شهید و امور ایثارگران در خواست می کنم که این مسابقات را دوباره برگزار کند. پایان پیام/