پاسداشت شهدای مدافع حرم؛ ایستادگی سیره مردان خداست
نخستین سالروز شهادت امیر لطفی، شهید مدافع حرم آلالله است. امیر لطفی درست یک سال قبل در مقابله با نیروهای تکفیری داعش به شهادت رسید.
حیات؛ به بهانه شهادت این مدافع حرم آل الله او را از دریچه نگاه همرزمانش می نگریم.یکی از همرزمانش درباره او میگوید: ماموریت مشترک ما در یک ساختمان گذشت. ساختمان هیچ وسیله گرمایشی نداشت و سرما زیر پوستمان احساس میشد. امیر گاهی هیزم جمع میکرد تا بتوانیم آتش روشن کنیم و قدری از سرمای محیط بکاهیم. شاید زخمهای همیشگی دستش حاصل خراش همان هیزمها بود. شبها چند سیبزمینی در آتش میانداخت و صبحها صبحانهای آماده میکرد تا از یک طرف مایه دلگرمیمان باشد و از طرفی فضای آن روزها را تلطیف کند. امیر دلگرمی ما بود.
یکی دیگر از همرزمانش درباره لحظه شهادتش میگوید: روز شهادتش را خیلی خوب به یاد دارم. همهچیز در یک ساختمان بلند اتفاق افتاد. وقتی درگیری میان ما و تروریستها رخ داد؛ امیر به طرف یک ساختمان بلند رفت و خود را به بالای ساختمان رساند و توانست چند تن از آنان را به هلاکت برساند. اما در همان گیر و دار یکی از دوستانمان زخمی شد و امیر بی آنکه تعلل کند به سمتاش رفت تا او را به محلی امن برساند. برخلاف آنچه ما تصور میکردیم حدس امیر درست بود و همرزم ما هنوز زنده بود. او را به گودالی منتقل کرد. سپس به ساختمان برگشت و از محفظه باز درون دیوار که گویا برای کولر تعبیه شده بود به تروریستها شلیک کرد. با آنکه یک تیر به گوشش اصابت کرد دست از مبارزه برنداشت. تا آن که 2 نارنجک به داخل ساختمان پرتاب شد. امیر بدون تعلل نارنجکها را از ساختمان بیرون انداخت. امیر به مبارزه ادامه داد تا آنکه ترکش خمپاره به قلب و کلیههایش اصابت کرد. امیر با رشادت به شهادت رسید. همرزمی که امیر او را نجات داد؛ هنوز زنده است و خود را مدیون او میداند.
امیر لطفی در بخشی از وصیتنامه خود مینویسد:
سلامی بزرگ محضر صاحب الزمان (عج) و روح پاک امام راحل (ره) و رهبرعالم تشیع و اسلام قائدنا آیت الله سید علی خامنهای (مد ظله العالی) و روح پاک شهدای اسلام به خصوص سید الشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که جان ها همه فدای آن بزرگوار.
این دنیا با تمام زیبایی ها و انسان های خوب محل گذر است نه ماندن، و تمامی ما دیر یا زود باید برویم. اما چه بهتر که زیبا برویم. در هیاهوی زندگی متوجه شدم که چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم چه
غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد اما دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگرنه نمی شود . کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم فقط او را میخواندم .
مادر جان سلام ، روح پدرم شاد
مادر گرامی ممنون بابت هه چیز ممنون. ممنون که مرا با محبت اهل بیت (ع) آشنا کردی. ممنون بابت تشویق های شما که هیچ وقت نگذاشت از راه اسلام و اهل بیت(ع) دور شوم. مرا ببخش و حلال کن که نتوانستم فرزندی خوب و لایق برای شما باشم . تمنا دارم تا از خداوند بزرگ بخواهید که این قربانی را نیز قبول کند . زیرا هیچ راهی بهتر از این نیست و این را شما به من آموخته اید. با خواهش و التماس از شما میخواهم که این شادمانی را با پوشیدن لباس سیاه غمگین و خراب نکنید زیرا لباس سیاه مختص ارباب بیکفن میباشد و بس. و غم مخصوص حضرت زینب(س) و خواهش آخر این که مثل کوه و با افتخار و سری بالا گرفته از این اتفاق خوب یاد کنید تا چشم دشمنان کور شود.
سلام به برادر بزرگم حمید خان بزرگ و دلسوز که تمامی گرفتاریهای خانواده را به دوش میکشند مرا ببخش بابت تمامی کوتاهیهایی که شما امر کردی و من اطاعت نکردم. لطفا از همسر گرامی و متدین خود برای من حلالیت بگیر و از فرزندانت برای من درخواست گذشت کن که نتوانستم حق عمو بودن را برایشان ادا کنم. از دخترو داماد مهربانت نیز برای من حلالیت بگیر.
سلامی دیگر به برادر بزرگم مجید خان عزیز . مطمئن هستم که شما با قلب مهربان و رئوفی که دارید از تمام تقصیرات این حقیر گذاشت میکنید و شما نیز از همسر مهربان و و دلسوز و باوفای خود برای من حلالیت بگیر. از فرزندانت به خوبی
مراقبت کن و تشویقشان کن که همیشه همینطور در راه اهل بیت (ع) باقی بمانند.
مجددا سلام و این بار به برادر دیگرم سعید خان عزیز. از شما منونم بابت تمامی زحمات بیشمارت. شرمندهام که نتوانستنم جبران کنم حلالم کن و ازهمسر بزرگوارت نیز برای من حلالیت بگیر. فرزند عزیز و شیرینت را در راه اهل بیت (ع) بزرگ
کن که سعادت در این راه است.
سلام.سلامی ویژه خدمت یگانه خواهرم. در اول بگویم لطفا اگر اشکی از گونههایت جاری شد فقط برای حضرت علی اکبر باشد. خواهر عزیزم و بهتر از جانم از طرف من از همسر فداکار و دلسوزت حلالیت بگیر که خیلی زمان برای تک تک
افراد خانواده کشیده است از پسرت بخواه که انشالله همیشه سرباز امام زمان باشد و راه پیروی از اباعبدالله (ع) را ادامه دهد و از دخترت بخواه که همیشه با حجاب حضرت زهرائی خود مشتی محکم بر دهان دشمنان اهال بیت (ع) و کشور بزند.
سلام بر دلسوز و مظلوم خانواده برادرم مهدیخان گرامی. عزیز دل مرا حلال کن. ببخش بابت همه چیز و از همسر خود برای من حلالیت بگیر که انشالله امیدوارم همیشه با شادمانی کنار هم باشید.
سلامی دیگر به اقوام و دوستان و همکاران گرامی که برای من مثل خانوادهام بودند و بیشتر اوقات خود را با آنان سپری میکردم . از همه و همه تقاضا دارم حلالم کنید و در هیئتهای عزاداری مرا یاد کنید.
و در آخر من خودم را در حدی که بخواهم پندی یا نصیحتی داشته باشم نمیبینم ولی چند درخواست از جوانان هموطنم دارم اول اینکه در هر صورت ممکن پشتیبان ولی فقیه باشند و بمانند چون ممکلت اسلامی بدون ولی فقیه ارزشی ندارد . و دوم این که، به دختران مسلمان عرض کنم که حجاب حضرت زهرائی شما موجب حفظ نگاه برادران میشود به پسران مسلمان عرض کنم بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حفظ حجاب خواهران خواهد شد.
لطفا سوره آل عمران آیه 166تا 170را با معنی قرائت کنید.
امیر لطفی فرزند پیر غلام اهل بیت (ع) محمد تقی لطفی
انتهای پیام/