کد خبر 131961
۲۷ آذر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

درگفتگو با حجت الاسلام محمد هادی مفتح صورت گرفت؛ روایتی دیگر از زندگی شهید آیت الله دکتر محمد مفتح

درگفتگو با حجت الاسلام محمد هادی مفتح صورت گرفت؛

روایتی دیگر از زندگی شهید آیت الله دکتر محمد مفتح

شهید آیت الله دکتر محمد مفتح و به تعبیر امام خمینی (ره) دانشمند حوزه و دانشگاه و مردم دار، از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، در مبارزات انقلابی خود همیشه تاکید داشت که: «ما تا قبل 22 بهمن لااله را می‌گفتیم و اکنون موقع الا الله است» در نهایت روز سه شنبه 27 آذر 58 در سالن دانشکده الهیات دانشگاه تهران سفر ابدی نظریه پرداز وحدت حوزه و دانشگاه از لا اله به الی الله ختم شد.

به گزارش حیات؛ شهید آیت الله دکتر محمد مفتح در سال 1307، در خانواده‌ای روحانی در همدان متولد شد و در محضر بزرگانی چون امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی و... مدرسی بزرگ در حوزه علمیه قم شد. در کنار تدریس در حوزه، شهید مفتح با ادامه تحصیل تا مقطع دکترا و حضور در دانشگاه، نقش مهمی در ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه ایفا کرد. محبوبیت و مقبولیت شهید مفتح در میان طلاب و دانش آموزان موجب شد که وی را از آموزش و پرورش اخراج و در سال 1347 به نواحی بد آب و هوای جنوبی ایران تبعید نمایند. پس از سپری شدن مدت تبعید، آیت الله مفتح به تدریس در دانشکده الهیات تهران مشغول شد و همچنین در حسینیه ارشاد و مسجد جاوید فعال بود و نقش مه می‌در ترغیب نسل روشنفکر و تحصیلکرده و جوانان به اسلام و انقلاب داشت. او به عنوان خطیب نماز جمعه برای اولین بار نام امام خمینی (ره) را در نماز عید فطر سال 1357 اعلام کرد و 16 شهریور را به عنوان روز تجلیل از شهدای نهضت تعطیل اعلام نمود و این مسئله زمینه ساز راهپیمایی 17 شهریور و وقایع جمعه سیاه شد. سرانجام این شهید بزرگوار در روز 27 آذر 1358، هنگام ورود به دانشکده الهیات، توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. این روز به مناسبت فعالیت و مجاهدت این شهید بزرگوار در راه تحقق وحدت میان حوزه و دانشگاه، روز وحدت روحانی و دانشجو نامیده شده است. پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیت الله مفتح به شرح ذیل است:بسم الله الرحمن الرحیمانالله و انا الیه راجعون«آنگاه که منطق قرآن آن است که ما از خداییم و به سوی او می‌رویم و مسیر اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولیای خدا شهادت را یکی از دیگری به ارث می‌بردند و جوانان متعهد ما برای نیل به شهادت در راه خدا درخواست دعا می‌کرده و می‌کنند بدخواهان ما که از همه جا وامانده اند دست به ترور وحشیانه می‌زنند ما را از چه می‌ترسانند؟ آمریکا خود را دلخوش می‌کند که با ایجاد رعب در دل ملت که سربازان قرآنند؛ می‌توانند وقفه‌ای در مسیر حق و عقب‌گردی از جهاد مقدس در راه خدا ایجاد کند، غافل از این که ترس از مرگ برای کسانی که دنیا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدی و جوار رحمت ایزدی بی خبرند اینان از کوردلی صحنه‌های شورانگیز ملت عزیز و شجاع ما را در هر شهادتی پس از شهادتی که در پیش چشمان خیره آنان منعکس است نمی‌بینند "صم بکم عمی‌فهم لا یعقلون" اینان می‌بینند که هزار و سیصد سال بیشتر از صحنه حماسی آفرین کربلا می‌گذرد و هنوز خون شهیدان ما در جوش و ملت عزیز ما در حماسه و خروش است.جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح و دو نفر از پاسداران عزیزم اسلام (ره) به فیض شهادت رسیدند و به بارگاه ابدیت باریافتتند و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی‌ را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک‌تر کردند، خدایشان در جوار رحمت واسعه خود بپذیرد و از نور عظمت خود بهره دهد، امید بود از دانش استاد محترم و از زبان و قلم او بهره‌ها برای اسلام و پیشرفت نهضت برداشته شود و امید است از شهادت امثال ایشان بهره‌ها برداریم. من شهادت را بر این مردان برومند اسلام تبریک و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسلیت می‌دهم. سلام بر شهیدان حق»به مناسبت سالروز شهادت آیت الله مفتح با محمد هادی مفتح، کوچکترین پسر این شهید، گفت و گو کردیم که مشروح آن به شرح ذیل است:تحصیلات ابتدایی مفتح کوچک در مدارس سطح جدید شهید مفتح متولد 2 خرداد 1307،همدان در خانواده‌ای روحانی و مذهبی به دنیا آمد، پدر او شیخ محمود مفتح، از روحانیون و وعاظ همدان و شیفته اهل بیت (ع) بود. در آن زمان مدارس سطح جدید به تازگی به وجود آمده و در برخی شهرها محدود بود، پدر بزرگ ما با تفکری باز و روشن پدرم را به این مدارس فرستادند و این گونه بود که شهید مفتح تحصیلات خود را با سبک جدید آغاز کرد. حضور آیت الله بهشتی،آیت الله مفتح و امام موسی صدردر کنار دانشجویانپدرم علاقه و عشق عجیبی به روحانیت و حوزه داشت، در ایام خفقان رضا خانی و برخورد شدیدی با حوزه‌ها که هرگونه تظاهر به مسائل دینی با برخورد حکومتی مواجه می‌شد شهید مفتح در مدرسه ملا آخوند همدانی با هدف تدریس دروس حوزوی حضور پیدا می‌کند و ملا آخوند همدانی نیز پس از سوال و جواب استعداد یابی کرده و پدرم دروس حوزه را در این مدرسه می‌گذراند و سپس در اوایل نوجوانی به قم مشرف شده و تحصیلات را در حوزه علمیه قم ادامه می‌دهد، در کنار فراگیری دروس حوزوی، تحصیلات جدید را نیز تا مقطع دیپلم می‌آموزد، شهید تا پایان حکومت رضا خان از فضلا و اساتید به نام حوزه علمیه قم بود و پس از روی کار آمدن شاه که فضا برای فعالیت حوزوی و علمی‌ بازتر می‌شود به عرصه دانشگاهی ورود پیدا می‌کند. با روی کار آمدن محمدرضا تحصیل‌کردگان دانشگاهی در جامعه حضور پیدا می‌کنند و عدم تفاهم و هم زبانی میان دانشگاهیان و حوزویان دینی به وجود می‌آید که شهید مفتح با هم فکرانشان در این راستا به فکر می‌افتند که چه کار کنیم تا نسل جدید و جوان کشور که آینده سازان ما هستند با مسائل دینی بیگانه نباشند و در نتیجه تصمیم می‌گیرند به این قشر نزدیک شوند تا به نقاط و زبان مشترکی برسند. آن زمان از فضلای حوزه علمیه قم سه نفر به عنوان دانشجو دردانشگاه حضور پیدا می‌کنند که با هم هم درس و هم بحث بودند شهید مفتح، شهید بهشتی در دانشگاه الهیات و معارف اسلامی‌ و امام موسی صدر در دانشکده اقتصاد تحصیلات خود را آغاز می‌کنند، شهید مفتح در سرمای صبح با مشکلات فراوان خود را به تهران می‌رساند و در کلاس‌های دانشگاه شرکت می‌کرد و ظهر به قم برمی‌گشت که بعدازظهر کلاس‌های حوزه را برگزار کند، او اراده‌ای خستگی ناپذیر داشت، نهایتا امام موسی صدر تا مقطع لیسانس تحصیلاتش را ادامه داد ولی شهیدان بهشتی و مفتح تا دکترا ا دامه تحصیل می‌دهند و قبل از سال 1340، شهید مفتح از رساله دکتری خود دفاع وشهید بهشتی در دهه 50 دکترایش را اخذ می‌کند، شهید مفتح و شهید بهشتی در قم دبیرستانی به اسم دین و دانش در قم دایر کردند که این دبیرستان از یادگارهای این دو شخص بزرگوار است. همچنین انجمن اسلامی‌ دانشجویان راه اندازی کردند که هر هفته یک دانش آموز، دانشجو و یا طلبه موضوعی تحقیقی ارائه می‌داد. مبارزات خوزستان مدیون شهید مفتحبا شروع نهضت امام خمینی (ره)، مدیریت بخش‌های از کشور را جهت پیش بردن آرمان‌های امام راحل، آیت الله مفتح عهده دار می‌شود، تقریبا ده سال بعد از قضایای ملی شدن صنعت نفت دکتر مصدق بود و آبادان و خوزستان مناطق حساسی به شمار می‌رفت، از سوی دیگر کمتر از ده سال از کودتای 28 مرداد 1332 گذشته بود و شهید مفتح منطقه خوزستان را برای فعالیت‌های مبارزاتی انتخاب کرد، آیت الله جمی ‌نقل کردند کل خوزستان مدیون شهید مفتح است ولی بعد از پیروزی انقلاب مسئولین بارها گفتند که تمام مبارزات خطه خوزستان مدیون شهید مفتح است، در آن سال‌ها رژیم پهلوی شهید مفتح را به کل استان خوزستان ممنوع الورود کرد. پس از تبعیدامام شهید مفتح مبارزات را ادامه داد و زادگاهش همدان را مدیریت کرد. در این مدت بارها دستگیر و به شهرهای کرمان و قم تبعید شد. مسجد قبا؛ مبدا مبارزات انقلابی شهید مفتحساواک پس از مدتی آیت الله مفتح را به بیرون از قم تبعید کرد، به دعوت دانشجویان دانشگاه تهران برای تدریس، شهید مفتح به عنوان استاد در این دانشگاه حضور پیدا می‌کنند و این امر سرآغاز مبارازت شهید مفتح در تهران است، مسجد جاوید مسجدی کوچک در کوچه‌ای فرعی در خیابان شریعتی بود که شهید مفتح آنجا را مرکز مبارزاتی کرد، کمتر از دو سال رژیم تحمل کرد ولی بعد پدر را دستگیر و به زندان انداخت. پس از آزادی شهید مفتح مسجدی را در کوچه فرعی پشت حسینیه ارشاد آماده کرده به پیشنهاد دکتر شریعتی نام آن را به عنوان مبدا فعالیت‌های پیامبر گرا می‌اسلامقبا گذاشتند، این مسجد مبدا مبارزات انقلابی شهید مفتح در سال‌های 55 به بعد بود. در آن زمان تنها مرکزی که پرچم مبارزات انقلابی داشت مسجد قبا و شهید مفتح بود. امام راحل در عراق تبعید بودند و سایر بزرگان دستگیر و یا تبعید و ناامید بودند، مسجد هدایت مرحوم طالقانی، مسجد جواد و مسجد جلیلی مرحوم آیت الله مهدوی کنی تعطیل بود و یا فعالیت ن می‌کردند ،شهید مفتح یک تنه وسط میدان بود وسعی می‌کرد این مسجد را از دست ندهد. راهپیمایی تاریخی تهران در عید فطر 57اولین راهپیمایی بزرگ تهران در عید فطر 57 به رهبری آیت الله مفتح بود، چند روز بعد پنج شنبه 16 شهریور نیز شهید مفتح اعلام تعطیلی و راهپیمایی کرد و در اواسط راه نظامیان حمله کرده و پدر را مضروب کردند ولی شهید بهشتی ادامه مسیر داد و 17 شهریورشهید مفتح را دستگیر کردند وآخرین روز زندان ایشان منتهی به انقلاب شد. تصویب اساسنامه جامعه روحانیت مبارز در منزل آیت الله مفتحسال 56 جامعه روحانیت مبارز تهران در منزل شهید مفتح تاسیس شد. هنگامی‌ که حاج آقا مصطفی خمینی به شهادت رسید، علمای مبارز در منزل ما جمع شدند که برای برگزاری مجلس حاج اقا مصطفی خمینی تصمیم بگیرند، توافق شد که مراسم در مسجد ارگ باشد و حسن روحانی رییس جمهوری وقت سخنرانی این مجلس را به عهده گیرد، در آن زمان ایشان فرد جوان و ناشناخته‌ای بود که شهید مطهری گفتند که من ایشان را می‌شناسم و برای سخنرانی مناسب هستند، در آن جلسه جامعه روحانیت مبارز در آبان 56 زیر نظر شهید مفتح تاسیس و اساسنامه آن به تصویب رسید. مدیریت ستاد استقبال حضرت امام خمینی (ره)پس از ورود حضرت امام خمینی (ره) به کشور، ستاد استقبال از ایشان با مسئولیت شهید مطهری شکل گرفت ولی تاثیر گذارترین فرد در این میان شهید مفتح بود. گروه سرودی در مسجد قبا تشکیل شد، نهایتا امام راحل در تهران حضور پیدا کردند. امام (ره) در سخنرانی خود در بهشت زهرا تاکید می‌کنند که ما مجلس سنا تشکیل می‌دهیم، بعد سخنرانی امام (ره) آیت الله مفتح در گوش ایشان می‌گوید شما یک مطلبی فرمودید منظور شما از مجلس سنا مجلس موسسان بود که ایشان تایید و در سخنرانی بهشت زهرا اصلاح می‌کنند و می‌گویند که سنا اصلا چیز مضخرفی بود و این امر نکته سنجی شهید مفتح را نشان می‌دهد. لا اله را گفتیم اکنون موقع الا الله است بعد از پیروزی انقلاب شهید مفتح در تصمیم گیری‌ها حضور داشت ولی وارد فعالیت‌های پرمشغله نمی‌شد، بعد از استعفای دولت بازرگان و اعضای شورای انقلاب، من روزی در دفتر شهید مفتح بودم که آقای هاشمی‌رفسنجانی که وزارت کشور را پذیرفته بود با شهید مفتح تماس گرفت و اصرار کرد که وزارتخانه‌ای را بپذیرد ولی او قبول نکرد و گفت من اکنون وظیفه خود را در دانشگاه می‌دانم پدر تعبیری داشت که ما تا قبل 22 بهمن لااله را می‌گفتیم والان موقع الا الله است. آن زمان تخریب بود واکنون موقع ساختن است و در دانشگاه ماند تا این که روز سه شنبه ،27 آذر 58 به شهادت رسید. مادرم دختر مرحوم آیت الله حیدرعلی جابری انصاری مادرم دختر مرحوم آیت الله حیدرعلی جابری انصاری است. پدر ایشان ده سال قبل از تولد من از دنیا رفت. او از مجتهدین نجف و اصالتا همدانی بود. پدربزرگم برای تحصیل در نجف و در محضر آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه الوثقی بود، در آن زمان با توجه به این که هر شهر نیازمند مجتهدی بوده به دلیل مقام علمی‌ پدربزرگم وی را انتخاب و به همدان می‌فرستند، مادرم نقل می‌کند که پدربزرگم از این که مجبور بود فضای علمی‌ نجف را ترک کرده و به همدان بیاید غصه می‌خورد. ایت الله جابری انصاری هنگامی ‌که پدرم به ایشان معرفی می‌شود برای ازدواج با مادر، وی را واجد شرایط می‌بینند و موافقت می‌کنند و پدر و مادرم برای زندگی به قم می‌‌آیند. آیت الله سبحانی در خصوص پدربزرگم نقل می‌کردند که ایشان سال اخر عمرش نمی‌توانست صحبت کند ولی موقع نماز کلمات را صریح و زیبا تا الله اکبر آخر نماز می‌گفت ولی بعد نماز باز نمی‌توانست صحبت کند. فرزندان آیت الله شهید مفتحخانواده مفتح از 4 خواهر و 4 برادر تشکیل شده که برادر بزرگم محمد مهدی مفتح مهندس صنایع از دانشگاه شریف و و کارشناسی ارشد و دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه در رشته اقتصاد و سال‌هاست که نماینده مجلس است. برادر دیگرم محمد صادق مفتح مهندسی مکانیک از دانشگاه امیرکبیر و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی داشته و سال‌ها قائم مقام وزیر در وزارت بازرگانی بوده است. محمد رضا مفتح نیز لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران و فوق لیسانس روابط بین‌الملل و دانشجوی دکترا و در وزارت امورخارجه مشغول است و فرزند پسر آخر هم بنده مهندسی برق از دانشکده فنی دانشگاه تهران و فوق لیسانس و دکترای دانشگاه علوم قرآن و حدیث را دارم و اکنون نیز عضو هیئت علمی ‌دانشگاه قم و در حوزه مدرس خارج فقه هستم، خواهرانم هم برخی تحصیلات دانشگاهی دارند و برخی ادامه ندادند ولی همه در کارهای فرهنگی حضور دارند. همسران خواهرهایم نیز هر کدام معرفی شده از سوی بزرگان بودند، آقای پیشوایی‌فرد همسر خواهر بزرگم را شهید بهشتی معرفی کردند. همسر خواهر دومم جناب آقای دلداده را آیت الله موسوی اردبیلی معرفی و سومین همسر خواهرم مهندس محمد‌علی ایزدی را آیت الله منتظری معرف بودند و همسر چهارمین خواهرم دکتر میربلوک را نیز مرحوم آیت الله محمدی گیلانی معرفی نمودند. سیره رفتاری آیت الله شهید مفتحشهید مفتح در جذب مردم بسیار موفق بود و مردم کوچه و بازار جذب او می‌شدند حتی در نماز جمعه شرکت نمی‌کرد. مرحوم مرتضایی فرد روزی از پدر سوال کردند که چرا به نماز جمعه نمی‌آیید که گفتند بعد از انقلاب و قضایای ترور و ناامنی وقتی میان مردم می‌آیم و آنها می‌خواهند ابراز علاقه کنند و پاسدارها مانع می‌شوند، از نظر اخلاقی اذیت می‌شوم. در خانواده هم عطوفت فوق العاده‌ای داشته و از فرزندان غافل نبودند، برادرم محمدصادق آن زمان دانشجوی دانشگاه امیر کبیر بود نقل می‌کرد که پدر نمره‌های دانشگاهی‌اش را کنترل می‌کرد و همیشه تاکید داشت که وظیفه اولیه هر فرد خانواده‌اش است و با وجود گرفتاری‌ها به فکر فرزندان بود، روز 17 شهریور 57 که پدر دستگیر شد بعد از دو هفته ساواک تماس گرفت و اجازه ملاقات داد. ما سریعا خانواده را خبر کردیم ولی برادرم محمدصادق را نتوانستیم پیدا کنیم. در زمان ملاقات همه دغدغه پدر صادق بود، زیرا دانشجوی دانشگاه بود و سری پرشور داشت به همین خاطر پدر نگرانش بود و حتی در زندان نیز شرایط او را پیگیری می‌کرد. پدرم در مسائل اعتقادی به ما فشار نمی‌آورد و با تشویق و عطوفت این کار را می‌کرد، به یاد دارم سال 58 ما کلاس دوم راهنمایی بودیم. با دوستانم قرار نماز جمعه گذاشتیم، دو سه ساعت از ظهر گذشته بود که من برگشتم، پدر بلند شد غذا برای من کشید و گفت: «تعریف کن چه خبر بود؟» آن زمان گروهک‌هایی مانند مجاهدین خلق فعال بودند و به شهید چمران هتاکی می‌کردند، آن زمان شهید چمران بسیار به منزل ما رفت و آمد داشت. من به پدر گفتم یکی از بچه‌ها از آقای چمران بد گفت و دیگری بهتر صحبت کرد. البته ما در مدرسه اسلامی‌ آموزش‌های دینی می‌دیدیم و پدر برای مابود، من همیشه به دانشجوها و طلبه‌ها می‌گویم که اگر پدر و مادرم به گونه‌ای زندگی کنند که الگوی فرزندان باشند نباید زیاد برای تربیت آنها وقت گذاشت، هنوز بعد سی و چند سال از شهادت پدر یکی از معیارها برای من این است که اگر پدر بود دوست داشت ما چه کار کنیم. عیال آقای مفتح بسیاربا روحیه بود با امام خمینی (ره) هر سالگرد پدر دیدار داشتیم، پس از به خاک سپاری آیت الله مفتح از دفتر امام راحل ما را برای دیدار خواستند، مادر و یکی از برادرانم صحبت کردند و برای ایشان جالب بود که بعد از چند ساعت از تشییع شهید مفتح مادر با روحیه بود و باعث شد که ایشان در مصاحبه با روزنامه نگار مصری حسن الهیکل اشاره کند که «خانواده‌های ما این‌گونه‌اند که عیال آقای مفتح را وقتی دیدم بسیاربا روحیه بود، شوهر خود را از دست داده ولی روحیه اش را نباخته است.» من هم توسط مرحوم امام (ره) معمم شدم و برادرم در محضرایشان ازدواج کرد. مردم داری شهید مفتح از دیدگاه رهبر معظم انقلابتاکنون به مناسبت‌های گوناگون با خانواده خدمت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب رسیده‌ایم و ایشان خاطرات زیادی از پدر تعریف کردند، و تاکید داشتند بر مردم داری شهید مفتح و گفتند که هنر شهید مفتح این بود که جای کوچکی را می‌گرفت و آن را به قطبی تبدیل می‌کرد همانند مسجد قبا و مسجد جاوید، سخنران آخرین شبی که مسجد جاوید تعطیل شد؛ آیت الله خامنه‌ای بودند که در خصوص سیره امام صادق (ع) سخنرانی داشتند در راه برگشت پدر گفت که آقا سید علی اقا امشب خیلی خوب صحبت کرد. همان شب پدر دستگیر محل اختفای آیت الله خامنه‌ای نیز کشف شد، در زمان ریاست جمهوری ایشان در سال 64، رهبر معظم انقلاب با حضور در دانشکده الهیات دانشگاه تهران محل شهادت آیت‌الله مفتح سخنرانی تفصیلی را به بیان اوصاف پدر اختصاص دادند. ترورآیت الله شهید مفتح کمال یاسینی مسئول ترور شهید مفتح مسئول کتابخانه مسجد اعظم قلهک بود او در دادگاه گفت که چندین بار اقدام به ترور پدر کرده ولی موفق نشدند تا این که خود وی به عنوان مسئول گروه ترور فرقان انجام این ترور را به عهده می‌گیرد شهید مفتح هم دو پاسدار بیشتر قبول ن می‌کرد و معذب بود، راننده اصغر نعمتی جوانی قوی هیکل بود که پشت فرمان شهیدش می‌کنند،هنگا می‌که پدرم و شهید جواد بهمنی از ماشین پیاده می‌شوند اصغر را به شهادت می‌رسانند، آیت الله مفتح و جواد بهمنی به حیاط می‌دوند و همانجا یک نفر جواد را به شهادت می‌رساند، پدر زخ می‌شده و خود را به سالن می‌رساند و تصور می‌کند سالن دانشکده الهیات امن ا ست ولی کمال یاسینی آنجا ایستاده بود و خودش اعتراف کرد که ما پس از چند روز بررسی متوجه شدیم که شهید مفتح اسلحه ندارد در صورتی که پدر کلتی داشت که در خانه می‌گذاشت و بیرون ن می‌برد، نهایتا کمال یاسینی در مغز او شلیک می‌کند و در چند ثانیه همه چیز تمام شد. کتب آیت الله مفتحعمدتا کتب آیت الله شهید مفتح تخصصی بوده مانند کتاب اندیشه و منطق که عموم کمتر می‌توانند از آن استفاده کنند ولی کتاب هایی مانند " مکتب تربیتی امام صادق " یا " آیات اصول اعتقادی قرآن " را می‌توان جزو کتاب‌های مورد استفاده عموم نام برد. تشخیص وظیفه و پایمردی در انجام وظیفهآیت الله شهید مفتح را می‌توان در دو کلمه خلاصه کرد: تشخیص وظیفه و پایمردی در انجام وظیفه، و جایی که احساس کرد باید طلبه شود به حوزه رفت و زمانی به دانشگاه، مادرم نقل می‌کند برخی از بزرگان از زمانی که آیت الله مفتح به دانشگاهرفت از او فا صله گرفتند ولی به دلیل احساس وظیفه پایمردی داشت و در انجام وظیفه الهی تا آخر ایستاد. اگر شهید مفتح اکنون بود... اگر شهید مفتح اکنون بود در زمینه‌های فرهنگی و دانشگاهی بسیاری از مشکلات را نداشتیم، اجرایی کردن طرح اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها یکی از مشکلاتی است که نیازمند رای شخصی جامع الاطراف و مورد قبول همگان استکه اگر شهید مفتح بود بعد انقلاب اقداماتی این‌گونه را مدیریت می‌کرد، آیت الله زنجانی نقل می‌کرد در زمان کوران سیاسی دانشگاه‌ها، دانشکده الهیات با مدیریت آیت الله مفتح به خوبی اداره شده و مشکلات دیگر دانشگاه‌ها را نداشت. آیت الله مفتح در فرهنگ‌سازی دانشگاهی و وحدت حوزه و دانشگاه که به واقع نظریه‌ای زیربنایی بود بسیار تلاش نمود که قطعا در برهه کنونی نیز اگر شهید مفتح بود بسیاری از مشکلات وجود نداشت. انتهای پیام/تهیه و تنظیم: فاطمه حاجی محمد علی    

برچسب‌ها