کد خبر 131883
۲۱ آذر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

روایتی از سفر دانش‌آموزان به کربلای ایران 

روایتی از سفر دانش‌آموزان به کربلای ایران 

دانش‌آموزان دختر خراسان جنوبی با سفر به کربلای ایران، از شلمچه، اروند رود، طلائیه و هویزه بازدید کردند.

 به گزارش حیات؛ شهدا با ایثار و از خودگذشتی خود نه تنها مایه آبروی کشور شده بلکه امنیتی که امروز وجود دارد را مدیون آنها هستیم. شهدا راه امام حسین(ع) را درک کرده و در این راه قدم گذاشتند تا با نثار خون خود در مقابل کفر و تمام بدی‌ها ایستادگی کنند. آری این شهدا بودند که با ایستادگی هشت ساله خود در دوران دفاع مقدس ایران را سربلند کردند و از خاک، اعتقادات و ناموس خود مردانه دفاع کردند. ولی باید تفکر کرد که اینک وظیفه ما در هر جایگاه و مقامی که قرار داریم در مقابل این خون‌های نثار شده چیست؟ و شهدا از ما چه می‌خواهند؟ آیا توانسته‌ایم ذره‌ای از درخواست‌هایی که شهدا از ما انتظار داشته‌اند را عملی کنیم؟ شهدا بی‌هدف نرفتند شهدا رفتند تا اسلام و انقلاب زنده بماند پس اکنون باید این تفکر را کرد که چه میزان برای اهدافی که شهدا زندگی و وجود خود را برای آنها دادند تلاش می‌کنیم. برای درک بیشتر حال و هوای جنگ تصمیم گرفتم با اردوی راهیان نور دانش‌آموزی راهی مناطق جنگی جنوب شوم. روز دوشنبه مورخ 15 آذرماه جاری ساعت 12 در محل مورد نظر برای حرکت به سوی مناطق جنوب حاضر شدم. دانش‌آموزان نیز به همراه خانواده‌های خود آماده بودند حس و حال ویژه‌ای وجود داشت همگی التماس دعا داشتند بوی خوش اسپند برای راهی کردن دانش‌آموزان به مشام می‌خورد و دانش‌آموزان بعد از عبور از زیر قرآن سوار اتوبوس‌های خود شدند. بالاخره ساعت حرکت فرارسید پنج دستگاه اتوبوس آماده شده بود تا 225 دانش‌آموز دختر خراسان جنوبی را به این اردوها ببرند. نوای زیارت عاشورا در طول مسیر که توسط روحانی کاروان قرائت می‌شد بسیار زیبا بود این زیارت زمزمه می‌شد تا به سوی کربلای ایران برویم. بعد از طی کردن مقداری از مسیر اتوبوس‌ها در محل حرم حسین‌بن موسی‌الکاظم(ع) در طبس برای زیارت، اقامه نماز و صرف شام توقف کردند. دوباره اتوبوس‌ها به راه افتادند. در طول مسیر نگاهم از پنجره به بیرون بود فقط چراغ‌های روشن شهرها و دود کارخانه‌ها دیده می‌شد با خود گفتم واقعا اگر شهدا نبودند آیا امروز ما می‌توانستیم این کارخانه‌ها را داشته باشیم و در مقابل آمریکا و اسرائیل و کشورهای اروپایی که خود را قدرت‌های جهان می‌دانند استقلال خود را حفظ کنیم و صنعت خود را در سایه امنیتی که وجود دارد به پیشرفت برسانیم؟ کم کم خوابم گرفت برای نماز صبح اتوبوس توقف کردند نماز خواندیم و دوباره حرکت کردیم تا خود را به اهواز برسانیم. درطول مسیر کوه‌ها سر به فلک کشیده زاگرس و آبها خروشان خودنمایی می‌کرد بالاخره بعد از طی کردن مسیر طولانی از شرق کشور وارد اهواز شدیم هوا به طور کامل تاریک شده بود اتوبوس‌ها در معراج شهدا توقف کردند وضو گرفتیم و به سمت معراج شهدا رفتیم، چه حس و حال زیبایی داشت وقتی انسان با اینگونه صحنه‌ها روبرو می‌شود بدنش به لرزه می‌افتد و اشک‌هایش جاری می‌شود اشک‌هایی که دیگر در اختیار تو نیست با در خلوت خود به شهدا می‌گفتم می‌شود من را هم مورد شفاعت خود قرار دهید. هنوز درد و دلم تمام نشده بود که صدا زدند اتوبوس‌های خراسان جنوبی آماده حرکت است و دانش‌آموزان سریع‌تر بروند، با شهدا خداحافظی کردیم و رفتیم هر چند دل کندن و رفتن بسیار سخت بود. ساعت حدود 20 بود که به اردوگاه شهید حبیب‌اللهی رسیدیم. صبح بعد از خواندن نماز آماده حرکت به سمت اروند رود شدیم در این مکان عملیات والفجر هشت که یکی از مهم‌ترین عملیات‌های زمان جنگ بوده اتفاق افتاده بود. برای اجرای این عملیات حدود 6 ماه رزمندگان غواص تمرین کردند تا بتوانند از آب اروند رود عبور کنند و دشمن اصلا فکر نمی‌کرد که این عملیات اجرا شود. بالاخره در شب 20 بهمن‌ماه سال 64 فرمان عملیات والفجر آغاز شد و بعد از 75 روز مقاومت و ایستادگی و دادن شهدای بسیار زیاد این عملیات منجر به پیروزی رزمندگان کشورمان شد. مسجد جامع خرمشهر برای اقامه نماز جماعت مقصد دیگر کاروان راهیان نور دانش‌آموزی استان بود که هنوز نشانه‌هایی از جنگ در آنجا دیده می‌شد. شلمچه سومین مقصد کاروان استان بود با توجه به نقل قول راویان، این منطقه بسیار حساس بوده و بیشترین شهدا، مجروحان و مفقودین در عملیات بیت‌المقدس در این مکان وجود داشته است. تقریبا غروب شده بود که به اردوگاه رسیدیم بعد از کمی از استراحت و اقامه نماز مغرب و عشاء و صرف شام برای دیدن نمایش دوران دفاع مقدس به سمت منطقه نمایش رفتیم در آنجا تمام بینندگان محو تماشای شده بودند و اشک‌ها در چشمانشان حلقه زد در این نمایش گوشه‌ای از سختی‌ها و ایستادگی رزمندگان دوران دفاع مقدس به تصویر کشیده شده بود. بعد از اتمام نمایش به سمت اردوگاه رفتیم تا استراحت کنیم صبح بعد از نماز و صرف صبحانه راهی منطقه طلائیه شدیم. منطقه طلائیه که به وسیله آب توسط نیروهای بعثی عراق در دوران دفاع مقدس غیرقابل نفوذ شده بود تا پیروزی کامل ایران در دست آنها بود و هر چند عملیات‌های مهمی مانند خیبر در این منطقه اتفاق افتاده بود و رزمندگان زیادی در این منطقه شهید و مجروح شدند به طوری که این منطقه به سه راهی شهادت معروف شد ولی متاسفانه هیچ عملیاتی در این منطقه موفقیت‌آمیز نبود. آخرین مقصد کاروان راهیان نور خراسان جنوبی منطقه هویزه بود نزدیک این منطقه محل شهادت شهید بزرگ علم‌الهدی است اتوبوس در آنجا توقف کرد و در آنجا در مورد نحوه شهادت این شهید بزرگ بیان شد. شهدای زیادی در منطقه هویزه دفن شده بودند و دانش‌آموزان حس و حال قریبی داشتند انگار دلتنگیشان آغاز شده بود و داشتن با شهدا وداع می‌کردند چه زود وقت رفتن شد انگار چند دقیقه‌ای بود که در کنار شهدا به آرامش رسیده بودیم و شهدا دعوتمان کرده بودند اشک‌ها بازهم جاری بود هر کسی در خلوتش با شهدا زمزمه‌ای داشت که قلم از توصیف آن قاصر است. هر چقدر در مورد شهدا بگوییم باز هم زبان از توصیف خوبی‌ها و ارزش‌های آنها قاصر خواهد بود. آری قدر و ارزش کاری که شهدا انجام دادند را نمی‌توانیم درک کنیم و فقط خداوند است که از این ارزش آگاهی دارد و پاداش آن را می‌دهد. گزارش از سمیه محمدی انتهای پیام/ 

برچسب‌ها