کد خبر 131409
۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

«اروند» ادای دینی است به آنهایی که از میهنم دفاع کردند

کارگردان اروند گفت: همیشه آدم‌هایی که جانشان را کف دستشان قرار داده‌اند و ازمیهن دفاع کردند برایم قابل احترام بودند و به آنها احساس دین داشتم و با ساخت فیلم تا حدی دینم را ادا کردم.

به گزارش خبرگزاری حیات، فیلم اروند به یکی از تراژیک‌ترین وقایع دوران دفاع مقدس می‌پردازد. پوریا آذربایجانی کارگردان جوان سینما نزدیک به یک دهه است که درحوزه فیلمسازی فعالیت می‌کند و فیلمسازی را با ساخت «روایت‌های ناتمام» در دهه هشتاد آغاز کرد. از جمله آثار وی می‌توان به: دوردست، آب و آینه، روایت‌های ناتمام، ابراهیم، عاشقانه‌ای برای سرباز وظیفه رحمت و عاشقانه‌های تجریش، آتش و جومونگ نامه اشاره کرد.آذربایجانی به خاطر فیلم‌هایش از جشنواره‌هایی نظیر فجر، تورنتو، دنور، شیکاگو، بمبئی، ورشو، رتردام و گوتنبرگ جوایزی به دست آورده است و مشخصاً جایزه ویژه هیأت داوران ورشو برای «روایت ناتمام »و دیپلم افتخار جایزه اول جشنواره بمبئی را برای همین فیلم به دست آورده است.نامزد بهترین کارگردانی برای آب و آینه از جشنواره فیلم فجر، بهترین فیلم اول برای روایت‌های ناتمام در جشنواره فجر دوره بیست و پنجم، بهترین فیلمنامه در جشنواره 29 فجر برای فیلم عاشقانه‌ای برای مستند سرباز وظیفه رحمت از دیگر افتخارات او در سینماست. آذربایجانی در سومین فیلم سینمایی‌اش به سراغ روایت اثرگذار و رئالیستی بازماندگان دوران جنگ رفته است. یونس شخصیت اصلی و درون گرای فیلم جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس است و بیست و هفت سال پس از پایان جنگ هنوز هم با خاطره همرزمانش روزگار می‌گذراند. همراه شدن او بعد از آمدن از آسایشگاه با یک گروه تفحص و جست‌و‌جوی پیکر شهدا ومفقودین اتفاقات تازه‌ای را رقم می‌زند. با آذربایجانی درباره تجربه ساخت فیلم دفاع مقدسی، دغدغه‌ها، نوع نگاه و جهان بینی‌اش گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.**اکران فیلمتان که همزمان با هفته دفاع مقدس آغاز شد به نظرتان زمان خوبی برای نمایش اروند بود؟از همان ابتدای شکل‌گیری ساخت فیلم علاقه داشتم اروند درهفته دفاع مقدس اکران شود. اما مذاکرات به نتیجه‌ای نرسید و صاحبان سینما سالن هایشان را در اختیارمان قرار نمی‌دادند. در این زمان هم قرار بود فیلم سینمایی «نیمه شب اتفاق افتاد» به کارگردانی تینا پاک روان اکران شود.سه روز مانده به شروع هفته دفاع مقدس با ما تماس گرفته شد که می‌توانیم به جای فیلم تینا پاک روان، اروند را اکران کنیم. این خبر ناگهانی به ما فرصت برنامه‌ریزی برای معرفی و تبلیغ فیلم نداد. حتی کپی‌های فیلم آماده نشده بود و به همین دلیل در این چند روز با استرس و فشار زیادی روبه رو شدم. در کناراین سختی‌ها اتفاق خوبی برایمان رقم خورد و خشنودم فیلم در ایامی اکران می‌شود که مردم با خاطرات آن دوران همراه شده‌اند و تلویزیون هم به این موضوع مهم تاریخ معاصر پرداخت. به هر حال اکران فیلم زیاد دست ما نیست که بدانیم در فلان تاریخ فیلم روی پرده می‌رود، تا از قبل مهیا و آماده باشیم. فکرمی‌کنم صاحبان واقعی فیلم (شهدا و رزمندگان) شرایط را فراهم کردند تا اروند دیده شود.**در هنگام ساخت فیلم این نیروهای معنوی به شما کمک کردند؟به هرحال اروند تولید سختی داشت و خوب یا بد بودنش را باید مردم قضاوت کنند. فیلم در گستره وسیعی کار شد. در روی آب، زیرآب، لوکیشن‌های شهری و جاده‌ای فیلمبرداری داشتیم و حجم قابل ملاحظه‌ای از زمان فیلم به صحنه‌های جنگی اختصاص داشت و حتی این انتظار می‌رفت که در هنگام فیلمبرداری با حوادث غافلگیر‌کننده‌ای هم مثل آسیب دیدن عوامل و بخصوص بازیگران مواجه بشویم. خدا را شکرکار را در امنیت کامل فیلمبرداری کردیم وهمه عوامل بعد از دیدن فیلم و فضایی که هنگام کارتجربه کرده بودند از فیلم خاطرات خوبی در ذهن دارند.**فیلم‌های قبلی شما بیشتر درحوزه سینمای اجتماعی ارزیابی می‌شوند. چگونه درفیلم اروند به سراغ ساخت فیلمی درباره آدم‌های جنگ رفتید؟سالها دستیار رسول ملاقلی پوربودم وبا سینمای جنگ نزدیکی و قرابت دارم وعلاقه داشتم دراین ژانر فیلم بسازم. همیشه آدم‌هایی که جانشان را کف دستشان قرار داده‌اند و ازمیهن دفاع کردند برایم قابل احترام بودند و به آنها احساس دین داشتم و با ساخت فیلم تا حدی دینم را اداکردم.**جزو نسلی هستید که از نزدیک فضای جنگ را تجربه نکرده بودید. این فضایی که از جنگ ارائه کردید چقدر حسی و دلی بود؟نسل من جنگ را در جبهه‌ها تجربه نکرده بود. اما درشهرها و با حملات دشمن و بمباران‌ها این فضا را شناختیم و دوران کودکی‌ام در زمان جنگ سپری شد. هر روز می‌دیدم در محله‌مان شهید می‌آورند یا درمسجد محل زن‌ها کمک‌های مردمی را برای جبهه‌ها ارسال می‌کنند و نیروهای داوطلب هم راهی جنگ می‌شوند. به هر حال جنگ در دهه شصت بر زندگی همه ایرانی‌ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر‌گذار بود. زمانی که قرار است براساس چنین اتفاقی فیلم بسازیم باید تا جایی که می‌شود به واقعیت نزدیک‌تر بود. چند فاکتور مهم به من کمک کرد تا درساخت اروند از این مسأله استفاده کنم و همان طورکه در سؤال قبلی اشاره کردم سال‌ها تجربه کار با رسول ملاقلی‌پور را داشتم و از او بسیار آموختم.**در اروند هم تا حدی به شیوه فیلمسازی ملاقلی‌پور نزدیک شدید.بله، به شیوه فیلمسازی ایشان نزدیک شدم، البته اگر توانسته باشم کارم را درست انجام داده باشم. درکنار این تأثیر‌پذیری مستندهای جنگی بسیاری تماشا کردم و در ضمن کتاب‌های زیادی درباره خاطرات آدم‌های جنگ خواندم و به سراغ نویسندگان این آثار که اغلبشان هم فضای جنگ را از نزدیک تجربه کرده بودند رفتم و با آنها حرف زدم. یکی از کسانی که مشاهدات و تجربیاتش از آن دوران به من کمک کرد سیدنورالدین عافی بود که نویسنده کتاب نورالدین پسر ایران است. خواندن این کتاب و مرور وقایع آن دوران به من شناخت جدیدی را عرصه کرد.**به تأثیر پذیری خودتان از سینمای رسول ملاقلی‌پور اشاره کردید. چقدر در طراحی میزانسن‌ها و دکوپاژ فیلم اروند از این نوع فیلمسازی وام گرفتید؟دربحث طراحی دکوپاژ چندان تحت تأثیر فیلم‌های رسول ملاقلی‌پور نبودم. اما درجای جای فیلم اشارات و کدهایی وجود دارد که به صورت مستقیم وغیرمستقیم به فیلم‌های رسول ملاقلی‌پور اشاره می‌شود. به‌عنوان مثال اگر مخاطبی فیلم‌های ایشان را دنبال کرده باشد و ذهنیت آشنایی نسبت به آنها داشته باشد، کدهای مشترکی را بین «اروند» و فیلم «سفر به چزابه» متوجه می‌شود.**مثل جریان سیال ذهنی که در اروند وجود دارد؟در بحث جریان سیال ذهن زیاد تحت تأثیر سفر به چزابه نبودم. اما سکانس‌هایی هم هست که در دو فیلم مشترک دیده می‌شود.**مثل سکانس‌های مرد آذری زبان که در سفر به چزابه با خانواده‌اش صحبت می‌کند و دراروند هم این کاراکتر دیده می‌شود؟درست است و عامدانه این ادای دین را به سینمای رسول ملاقلی‌پور انجام دادم.امیدوارم مخاطبانی که فیلم را می‌بینند به یاد رسول ملاقلی‌پور باشند، چراکه ملاقلی پوراز تأثیرگذارترین آدم‌های سینمای دفاع مقدس است.**به چه دلیل از روایت سیال ذهن برای فیلم استفاده کردید؟درنظر داشته باشید داستان فیلم از زاویه ذهن یک جانباز اعصاب و روان (یونس) انجام می‌شود.بنابراین زمانی که با ذهنی آشفته و مملو از عشق به گذشته روبه رو هستیم، بهترین شیوه روایی جریان سیال ذهنی است که مخاطب هم با این تشویش و چالش‌های ذهنی این آدم آشنا شود و با آن همراه شود و مخاطب درحین دیدن فیلم همراه با یونس یک سفر ذهنی انجام می‌دهد.منبع: ایرانانتهای پیام/ 

برچسب‌ها