نغمه خوان ایثار و شهادت
به گزارش خبرگزاری حیات، بانوی فرزانه و اندیشمند دکتر طاهره صفارزاده،ادیب و قرآن پژوه نامدار معاصر، از پیشگامان شعر انقلاب و ایثار وشهادت به شمار می رود. سروده های ماندگار و پر مضمون او درماه های اوج گیری انقلاب و نیز سال های نخستین استقرار نظام اسلامی، در شمار بضاعت و داشته های فرهنگی این حرکت عظیم است. بی تردید تجلیل از آن فرهیخته ارجمند،تجلیل از شعر انقلاب و ایثار وشهادت به شمار می رود.در سالروز در گذشت آن ادیب وعارف والا مقام، با برادر ارجمندش مهندس جلال صفارزاده گفت وشنودی انجام داده ایم که درپی می آید.**شما به عنوان برادر و همدم روزهای پر فراز و نشیب زندگی خواهر بزرگوارتان، زنده یاد طاهره صفارزاده لطفاً برایمان از دوران کودکی و زندگی ایشان بگویید. خواهرم در 27 آبان 1315 در سیرجان به دنیا آمد. من هنوز به دنیا نیامده بودم که پدر از دنیا رفت و مادرمان را به فاصله کمتر از 40 روز از فوت ایشان، دست دادیم. پدرم صنعتگر و جزو اولین کسانی بودند که در سال 1314 در سیرجان در کلاس ششم ابتدایی درس خواندند. پدر بسیار اهل مطالعه بودند و کتابهای حقوق را میخواندند و از کسانی که مشکلی داشتند دفاع میکردند. بسیار متدین و اهل دعا و عبادت بودند و دعای کمیل شبهای جمعهشان پا بر جا بود. ضمناً اهل سخنرانی و موعظه هم بودند. مادرم هم زنی معتقد، مقید به اصولی بودند و زندگی سادهای داشتند.**چند خواهر و برادر دارید؟ ما چهار خواهر و بردار بودیم. جواد، طاهره، حاجیه بیبی و من که بعد از فوت پدر و مادرم خواهر بزرگمان، حاجیه بیبی، از ما نگهداری می کرد ولی در نهایت عمویمان، سرپرستی ما را برعهده گرفت.**از دوره تحصیل مرحوم صفارزاده برایمان بگویید. اولین بارقههای شعری ایشان کی نمودار شد؟ایشان دوران مدرسه را در کرمان گذراند و از همان دوران مدرسه شروع به سرودن شعر کرد. در دوره دبیرستان شعری با عنوان «بینوا و زمستان» سرود و از رئیس فرهنگ کتاب اشعار جامی را جایزه گرفت. این کتاب هنوز در کتابخانهاش هست و آن را نگه داشتهام. طاهره در کنکور شرکت کرد و در شیراز و تهران در سه رشته حقوق، زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات انگلیسی قبول شد و رشته زبان و ادبیات انگلیسی را برای تحصیل انتخاب کرد و به شیراز رفت. در آنجا هم حاجیه بیبی، خواهر بزرگمان او را همراهی میکرد و سپس برای ادامه تحصیل به خارج رفت.**در خارج در چه رشتهای تحصیل کردند؟برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در آزمون MFA دانشگاه آیوا قبول شد و برای دوره دکترا بورسیه گرفت. سفر به آمریکا و تحصیل در آنجا، طاهره را با فضای جدیدی آشنا کرد و در آنجا شعر «چتر سرخ» را درباره نژادپرستی و حمایت از سیاهپوستان سرود و منتشر کرد. بعد که به ایران آمد، کتاب «طنین در دلتا» را که مقایسه زندگی در شرق و غرب بود به چاپ رساند. **پیش از «طنین در دلتا» هم ظاهراً آثاری داشتند. اینطور نیست؟بله، قبلاً از آن موقعی که در ایران بود «پیوندهای تلخ» را به نثر نوشت که نخستین اثر منثور چاپی و «رهگذر مهتاب» نخستین کتاب شعر چاپ شده اوست. در این کتاب شعر «کودک قرن» چاپ شد که موجب شهرت او شد. **گرایشهای مذهبی در اشعار مرحوم صفارزاده از ویژگیهای بارز شعر ایشان است. این امر چه ریشه هایی داشت؟طاهره همواره به دنبال دغدغههای مذهبی خود بود و از سال 1351 به سراغ اشعار مذهبی رفت. از کتاب «سفر پنجم» او با شعر معروف «سفر عاشقانه» استقبال زیادی شد. اشعار اجتماعی و مذهبی طاهره در سالهای پیش از انقلاب و پس از آن مخاطبان زیادی را به سوی خود جلب کرد. هر یک از اشعارش مخاطبان خاص خود را داشتند. **چگونه به ترجمه قرآن پرداختند و تحلیل شما از این ترجمه چیست؟انس طاهره با قرآن به دوران کودکی وی بازمیگردد. شش ساله بود که در مکتب خانه نزد فردی به نام ملاباجی قرائت، حفظ و تجوید قرآن را یاد گرفت. بعدها هم نزد آقای آموزگار عربی را یاد گرفت. او در مقدمه ترجمه قرآنش از این دو تن به نیکی یاد کرده است. او سالیان سال در راه بررسی ترجمه مفاهیم قرآنی و بهویژه اسماء الحسنی زحمت کشید و نهایتاً هم یک قرآن سه زبانه عربی، فارسی و انگلیسی را منتشر کرد. ایشان حدود هفت سال روی این قرآن کار کرد. آقای خرمشاهی گفتهاند ترجمه ایشان به فارسی در اوج بلاغت و فصاحت است.**ظاهراً نهجالبلاغه را هم به انگلیسی ترجمه کردهاند؟ بله، گزیدهای از نهجالبلاغه و دعاهای مختلف را هم ترجمه کرد و روی ترجمههای قرآنی دیگران، از جمله ترجمههای مرحوم الهی قمشهای، آقای آیتی و آقای خرمشاهی هم پژوهشهایی را انجام داده است. **چه ویژگیهایی را در خواهرتان برجسته میدیدید؟طاهره بسیار انسان معتقد و عارف مسلکی بود. به معنویات توجه و اعتقاد زیادی داشت. الان دفترچه خاطراتش نزد من هست و پر است از خوابهای روحانی که میدید و یادداشت میکرد و از کشف و شهودهایی که داشت، ولی از آنها با کسی حرف نمیزد و در واقع چنین احوالی را وسیله تفاخر قرار نمیداد. بسیار اهل دعا، نیایش و نماز شب بود. بسیار سادهپوش بود و زندگی بسیار سادهای داشت. در حالی که به دلیل ثروتی که از شوهرش برایش بهجا مانده بود میتوانست اشرافی زندگی کند. مطلقاً اهل تجملات، تکلف و آداب خاصی نبود. سرمایه فراوانی داشت، اما ترجیح میداد ساده زندگی کند. از بیتوقعی او همین بس که هفده سال در انتشارات «سمت» زحمت کشید، اما در نهایت هیچ چیزی دریافت نکرد.هیچ چشمداشتی از دنیا نداشت. طاهره کوچکترین چشمی به مال دنیا نداشت و فوقالعاده آدم شجاعی بود و زیر بار حرف ناحق نمیرفت. همیشه محکم روی عقایدش میایستاد و وقتی حرف حقی را میشنید، اصلاً برایش مهم نبود چه کسی آن را گفته است و میپذیرفت. از همان دوران کودکی آزادیخواه و ظلمستیز بود. ارادت خاصی به امامزاده صالح(ع) داشت و منزلش هم در همان نزدیکی بود. یک صندوق نذورات امامزاده هم داشت که هر ماه به آنجا تحویل میداد. **از روزهای واپسین زندگی ایشان بگویید؟درآن روزها،خواهر را چگونه دیدید؟ در ماههای آخر عمر در کنارش بودم. در شبهای ماه رمضان برای سحری بیدار میشدم، میگفت: بیا دست مرا هم بگیر تا بیایم و با تو نان و پنیری بخورم. به خاطر بیماری توان روزه گرفتن نداشت، اما نماز شبش ترک نمیشد. دو ساعتی مشغول راز و نیاز میشد و بعد میگفت: او را به اتاقش ببرم. اصلاً قبول نداشت بیماریش پیشرفت کرده است. ماه آخر او را به بیمارستان بردیم و در 5 مهر سال 1387 عمل جراحی شد. در چهارم آبان هم فوت کرد. به خاطر علاقه و ارادتی که به امامزاده صالح(ع) داشت، تصمیم گرفتیم که او را در همان جا به خاک بسپاریم. از دیگر آثار دکتر طاهره صفارزاده می توان به موارد ذیل اشاره نمود:The Red Umbrella (سرودههایی به زبان انگلیسی) / سدّ و بازوان، از 1350 /حرکت و دیروز، از 1357 / بیعت با بیداری/ مردان منحنی/ دیدار صبح / Selected Poems (گزیده اشعار: فارسی و انگلیسی) / در پیشواز صلح / هفتسفر / روشنگران راه/ اندیشه در هدایت شعر / اصول و مبانی ترجمه: تجزیه و تحلیلی از فن ترجمه ضمن نقد عملی آثار مترجمان / طرح، سرپرستی و ویراستاری 36 کتاب زبان تخصصی برای رشتههای مختلف دانشگاهی (1359 -1376) منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/