دلدادگی زینبی جانبازی که همسرش عاشق پرستاری اوست
همسر جانباز قطع نخاع مدافع حرم با بیان اینکه من عاشق سید حسن هستم گفت: مسئولیت پرستاری از همسرم را با جان و دل قبول کردم زیرا با نگهداری از او احساس آرامش می کنم، من با او کاملا خوشبختم و از خدا می خواهم که سایه او را از سر من و فرزندانمان کم نکند.
به گزارش خبرگزاری حیات، روزگار دفاع از اسلام و انسانیت دوباره فرا رسیده است و بصیرت یافتگان عالم از دلبستگیهای این دنیای فانی که خیلیها را به خود درگیر کرده، گذشتهاند، پا بر نفس خویش گذاشته و راهی جبهههای مقاومت میشوند؛ در هر نقطه از جهان که شرافت و کرامت انسانی تهدید میشود آنها «مدافعان حرم» لقب گرفتهاند. عنوانی برای آنهایی که به دفاع از حریم ولایت و انسانیت آنچنان متعهد شدهاند که با وجود کم سن و سالی وقتی مجروح میشوند، خون غیرت در رگهایشان خروشانتر میشود و فقط منتظر هستند تا کمی بهبود یافته و به منطقه بازگردند.این روزها مدافعان حرم عراقی، پاکستانی و افغانستانی در کنار مدافعان حرم ایرانی و سایر رزمندگان اسلام، داوطلبانه به سوریه میروند تا مقابل هزاران تروریست تکفیری از شرافت و غیرت انسانی، این سنت دیرین مردمان این مرز و بوم دفاع کنند. در عملیاتهای مختلف که باعث پیروزیهای زیادی برای جبهه مقاومت سوریه شده است، تعدادی جام شهادت را نوشیده و بال در بال ملائکه، رهسپار بهشت برین شده اند. در این بین، برخی از این دلاورمندان که مجروح می شوند، برای مداوا به ایران منتقل شدهاند. سید حسن حسینی متولد 1352 و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد علوم سیاسی از مدافعین حرمی است که در سوریه جانباز قطع نخاع شده و اکنون به کشور بازگشته و هنوز چشم انتظار رفتنی دوباره است.حسینی سال 1377 پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی، ازدواج کرد و دارای یک فرزند دختر 15 ساله و پسر 13 ساله است، در حال حاضر به دلیل مجروحیت و جانبازی اش فعالیت کاری او کمتر شده، اما با این شرایط در دبیرستانی مشغول به تدریس و در فدراسیون جانبازان معلولین برای شناسایی جانبازان مدافعین حرم و دعوت آنها به ورزش و فعالیت های ورزشی مشغول به فعالیت است. خبرنگار خبرگزاری حیات گفتگویی را با این جانباز قطع نخاع مدافع حرم و همسرش سرکار خانم مریم محمدی انجام داد که شرح حال این جانباز مدافع حرم به بیان شیوای خود به شرح ذیل است:
*فرزند و برادر شهید هستممن سید حسن حسینی متولد 1352 و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد علوم سیاسی و جانباز قطع نخاع مدافع حرم هستم، همچنین افتخار این را دارم که فرزند و برادر شهید باشم، در این مسیر توفیق خدا شامل حال من هم شد که در برابر تهاجم تروریست ها به سوریه و مقابله با توطئه های اسرائیل، آمریکا و عربستان برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) ، کمک به مردم و کودکان مظلوم این کشور داوطلبانه ثبت نام کرده وعازم سوریه شوم. مسلح کردن تروریست ها در سوریه بهانه ای بیش نبود، زیرا گام بعدی آنها تجاوز به ایران بود که با مبارزه شجاعانه مدافعین حرم هنوز دشمن به اهداف خود نرسیده است . *دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از مجروحیتدر بیت رهبر معظم انقلاب طی مراسمی که جانبازان، به خصوص جانبازان قطع نخاع مدافعین حرم حضور داشتند، بنده آقا را ملاقات کردم. پس از اتمام مراسم به خواسته ایشان تمام جانبازان قطع نخاع در اتاقی جمع شدند تا رهبری از نزدیک با آنها گفتگو کنند. ایشان با بچه ها دیده بوسی واحوال پرسی کردند و علت مجروحیت هر کدام همچنین من را سوال کردند و بسیار متاثر شدند.*هدف استکبار خاموشی چراغ انقلاب اسلامی است38 سال پیش جوانان ما انقلابی برپا کردند که امروز ثمره آن را می بینیم، همچنین دشمنان سال هاست با جنگ تحمیلی و تحریم ها در تلاش هستند که علیه این نظام توطئه کنند و هدف آنها خاموشی چراغ انقلاب اسلامی ایران است که تا به امروز نتوانستند به هدف خود برسند. در این چند سال اخیر دشمن در تلاش بود تا ارتباط و اتحاد کشور ما را با کشورهایی چون سوریه، لبنان و عراق از بین ببرد، که با درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی توطئه آنها نتیجه ای جز شکست نداشت. *در عملیات آزاد سازی «جبهه النصره» جانباز قطع نخاع شدمقبل از ثبت نام اعزام به سوریه موضوع را با همسرم مطرح کردم، شرایط را توضیح دادم و گفتم راهی که من در پیش دارم سخت و دشوار است و احتمال هر اتفاقی وجود دارد که بالاترین آن شهادت است. همسرم هم آمادگی این جریان را داشت و به دلیل عشق و علاقه اش به حضرت زینب (ع) با تمام دل نگرانی خود، از این تصمیم استقبال کرد. من در خرداد ماه 1392، با آرامش عازم سوریه شدم و به مدت یک ماه در سوریه فعالیت داشتم، در آنجا در کنار گروهی از مدافعین حرم و بسیجیان سوریه که به آن ها دفاع قطری می گفتند، برای آزاد سازی منطقه از دست گروه های تروریستی «جبهه النصره» مبارزه می کردیم که در آن عملیات در تیر ماه 1392، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفتم که در نتیجه از ناحیه نخاع مجروح و جانباز قطع نخاع شدم.
*تشکیل هسته های مقاومت با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی در سوریه با وجود اینکه جنگ صورت زشتی دارد و شامل کشتار، مجروحیت و اسارت می شود، اتفاق زیبایی که در تحولات سوریه صورت گرفت این است که هسته های مقاومت با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی در سوریه شکل گرفته است، مردم سوریه در موضوع ایثار و شهادت، آشنا شدن با احکام اسلامی از بچه های ما الگو گرفتند، این مردم به قدری به جوانان ایرانی اعتماد و اعتقاد دارند که در یکی از عملیات ها اصرار داشتند که جوانان ما فرماندهی عملیات را بر عهده بگیرند، حضور جوانان مدافعین ایرانی و افغان در سوریه برای آنها قوت قلب است. انشاالله در آینده شاهد یک انقلاب اسلامی دیگری در سوریه خواهیم بود. *خاطره ای از دلتنگی فرزندانش در نبودن اوزمانی که عازم سوریه شدم تلفن همراهم را منزل گذاشتم و با خودم نبردم، هنگامی که مجروح شدم و بازگشتم، متوجه شدم فرزندانم در زمان نبودن من با تلفن همراهم فیلم گرفتند و در آن ابراز دلتنگی و ناراحتی کرده بودند.*اکنون مسئولیت بزرگی بر روی دوشم استزمانی که اعزامم به سوریه جدی شد، خودم را برای شهادت آماده کرده بودم، زیرا در هر صورت احتمال این موضوع را می دادم که این اتفاق بیفتد، هنگامی که از ناحیه نخاع مجروح شدم زمان کوتاهی گذشت تا توانستم با این موضوع کنار بیایم، اما پس از آن فهمیدم که قرار است من این راه را به نحو دیگری انجام دهم، تا دیروز شاید تکلیف من چیز دیگری بود اما از امروز خدا مسئولیت دیگری را به من داده که باید آن را به نحو احسن به پایان برسانم.
*پرستاری از سید حسن را با جان و دل قبول کردم مریم محمدی همسر این جانباز در پایان این گفتگو گفت: همیشه این سوال در ذهنم بود که اگر در زمان واقعه کربلا بودم اجازه می دادم که همسر و پسرم همراه امام حسین (ع) وارد جنگ شوند یا خیر، تا زمانی که همسرم مسئله سوریه را مطرح کرد که برای دفاع عازم سوریه شود، به همسرم گفتم مرگ و زندگی دست خداست بنابراین با آرامش این موضوع را قبول و او را به خدا سپرده و راهی اش کردم، اما پس از رفتن او فرزندانمان ناراحت بودند و هر کدام در اتاقشان پنهانی گریه می کردند.بسیاری از همسران جانبازان بعد از مدتی نتوانستند با شرایط جسمانی همسران خود کنار بیایند و زندگی و همسر خود را رها کرده و به دنبال آینده خود رفته اند، از زمان جانبازی همسرم از ناحیه نخاع، مسئولیت من چند برابر شده است، زیرا در کنار نگهداری و تربیت فرزندانمان از او هم باید پرستاری کنم، من این مسئولیت را با جان و دل قبول کردم زیرا عاشق سید حسن هستم و با پرستاری از او احساس آرامش می کنم، من با خودم عهد بستم که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی او را تنها نگذارم، من با سید حسن جانباز قطع نخاع مدافع حرم حضرت زینب (س) کاملا خوشبخت هستم و از خدا می خواهم که سایه او را از سر من و فرزندانمان کم نکند.تهیه و تنظیم : مهسا نامدارانتهای پیام/