کد خبر 130909
۲۵ مهر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

کتاب «آقا سید مجتبی» منتشر شد

کتاب «آقا سید مجتبی» منتشر شد

کتاب «آقاسید مجتبی» اثری است در قالب خاطره‌نگاری که به همت نشر شاهد منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری حیات، «آقاسید مجتبی» اثری در قالب خاطره‌نگاری است که به بیان خاطرات همرزمان، دوستان دور یا نزدیک و خانواده شهید سید مجتبی هاشمی از وی پرداخته است.این کتاب 232 صفحه ای مشتمل بر سه فصل و تألیف اصغر فکور است که به همت نشر شاهد در سال 1391 منتشر شد.نخستین‌ فصل کتاب با عنوان «شهر اول، با خرمشهر در اوایل جنگ» به خاطرات همرزمان و نزدیکان شهید در عرصه‌های مختلف نظامی و سیاسی پرداخته است.نگارنده در تدوین متن «آقاسید مجتبی» هر خاطره را از زاویه نگاه راوی‌های مختلف بیان کرده و همین موضوع بر جذابیت کتاب افزوده است.فکور، فصل دیگری از این کتاب را با عنوان «شهر دوم، دل‌گفته‌هایی از دور و نزدیک» به خاطرات کوتاهی از منش و اخلاق شهید سید مجتبی هاشمی اختصاص داده و در این میان خاطراتی از شهیدان آیت‌الله محمد حسینی بهشتی، دکتر مصطفی چمران، سپهبد صیاد شیرازی و سرلشکر فلاحی آورده است.«شهر سوم، برای ما که مانده‌ایم» را نویسنده به وصیت‌نامه و توصیه‌های شهید اختصاص داده است. در بخشی از مطلبی با عنوان «به شما عشق می‌ورزم» با زیر عنوان «کلامی دیگر از شهید سید مجتبی هاشمی» آمده است: «مگر می‌شود به عنوان یک مسلمان متعهد به خود اجازه داد تا به سرزمین‌های اشغالی فلسطین عزیز، اسراییل غاصب همچنان بتازد و مردم محروم و آواره مسلمان فلسطین را هر روز قتل عام کند؟ هرگز نمی‌توانیم ساکت بنشینیم در حالی که آن‌ها در خانه خود اجازه نفس کشیدن ندارند.»در انتهای کتاب و در قالب بخش ضمائم، اسناد و تصاویری هم از شهید به‌ صورت رنگی آورده شده‌ است.در بخشی از مقدمه کتاب می خوانیم؛ اصلی‌ترین وظیفه‌ای که انتشارات شاهد از آغاز فعالیت خود در عرصه نشر و ترویج آثار، ارزش‌ها و جانفشانی‌های مجاهدان راستین و ایثارگر به عهده گرفته، همانا زنده نگاه داشتن یاد و خاطره آنان است. این آثار چه در قالب خاطره و چه در قالب یادگار نوشته‌ها و آثار مکتوب حکایت از پاسداری از عزت و شرف این مرز و بوم دارد و برگ زرینی در تاریخ پر فراز و نشیب مبارزات حق‌طلبانه است. این عزتمندان افتخارآفرین که اگر توفیق سیراب شدن از شراب طهور شهادت را نیافتند، اما مسلماً متحمل مصایب شدید و مقدسی چون جانبازی و اسارت شده‌اند که اجرا و منزلت آنان نزد پروردگار افزون و بلند مرتبه است. از مهم‌ترین و معتبرترین شیوه‌های برافروخته نگاه داشتن آتش یاد و خاطره آن دلاورمردان عرصه مجاهده و پیکار به دست دادن گزارش‌های واقعی و عینی از زندگی و سلوک آنان در قالب ضبط خاطرات و یا دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های به جا مانده از آنان است که میزان تأثیرگذاری آن بر مخاطب آگاه به مراتب از شیوه‌های دیگر بیشتر است، زیرا در این‌گونه نگارش عنصر خیال کمترین نقش را در اثر دارد و آنچه هست یکسره پهنه انکارناپذیر واقعیت است. از سوی دیگر انتشار خاطراتی که از مجاهدان راه حق در حافظه‌ها باقی مانده و یا بر صحیفه کاغذ نقش بسته، دست‌مایه بکر و بی‌بدیلی برای آن عده از محققان و هنرمندانی است که در آثار خود دغدغه سالکانی را دارند که روزگاری برای پاسداری از سرزمین اسلامی خویش به میدان آمده‌ و حماسه‌ها آفریده‌اند تا شجره طیبه‌ای که به دست مبارک آن پیر فرزانه در خاک این مرز و بوم کاشته شده بود ببالد و به ثمر بنشیند. مردان سال‌های دفاع مقدس هر کدام حدیثی دارند که هیچ‌گاه آن‌چنان که باید نمی‌توان به آن پی برد. آنان به میدان کارزار نرفته بودند تا شاه بیت غزلی باشند یا قهرمان قصه‌ای! نه نام می‌خواستند و نه نام‌آوری. از جنس ملائک نبودند و عصای سحرآمیز نداشتند. اهل همین حوالی بودند. مثل من و تو از دل همین کوچه‌های خاکی و روزگار تلخ و شیرین سر بر آورده بودند. هم قهر داشتند و هم آشتی و دلبستگی شان شاید چیزی بیش و کم از ما نبود. اگر چه انتخابشان قطعاً از جنس انتخاب بسیاری از ما نبود. انتخاب مرگ شهادت‌گونه در قالب تعریف با کلمات نمی‌گنجد. در اینجاست که مردانی چون شهید سید مجتبی هاشمی معنی مرگ و زندگی را با شرفِ شهادت آمیختند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از ما پیشی بگیرند. مجموعه ای که از آن سخن می رود، خاطرات انسان‌هایی است که از دور یا نزدیک آقا مجتبی را می‌شناختند. اگر چه به روی خاطرات بعضی غبار نشسته، اما واضح است همه بود و نبود سید مجتبی در روزهای حماسه خرمشهر خلاصه شده است. جایی که دست خدا آن را آزاد کرد. سید مجتبی هاشمی و خانواده‌اش بارها از طرف منافقان تهدید به مرگ شده بودند، اما سید لحظه‌ای از عزم خود برای یاری رساندن به جبهه‌ها فروگذار نکرد. او بعد از مدتی از جبهه به شهر برگشت و مغازه لباس‌فروشیش را دوباره دایر کرد. منافقان که از ماه‌ها قبل او را در لیست ترور جا داده بودند، عاقبت در آستانه ماه مبارک رمضان سال 1364 او را از پشت سر هدف گلوله قرار دادند و به شهادت رساندند. این اوراق و خاطرات بر آن است که یادِ مردی را زنده کند که تا آخرین نفس مُسلِم و مردانه زیست و خون پاکش را به حقیقت آرمان‌هایش هدیه کرد. منبع: هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/  

برچسب‌ها