کد خبر 130800
۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

شهدای محرم حرم؛ تازه داماد مدافع حرم، تاسوعا میهمان اباعبدالله شد

شهدای محرم حرم؛ 

تازه داماد مدافع حرم، تاسوعا میهمان اباعبدالله شد

همسر شهید مدافع حرم هادی شجاع با بیان این که من و آقا هادی 5 مهر 1394 با یکدیگر ازدواج کردیم گفت : ما تنها 10 روز با هم زندگی کردیم و سپس همسرم 15 مهرماه 1394 به سوریه رفت و روز تاسوعا به شهادت رسید و میهمان اباعبدالله الحسین شد.

به گزارش خبرگزاری حیات، شهید هادی شجاع تازه دامادی بود که تنها ده روز پس از مراسم ازدواجش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) 28 مهرماه 1394 مصادف با روز تاسوعا به وسیله تروریست های تکفیری در سوریه به شهادت رسید و عروس 19 ساله خود را تنها گذاشت.فاطمه زارعی همسر این شهید مدافع حرم در گفتگو با خبرنگار این خبرگزاری با بیان این که من و آقا هادی 5 مهر 1394 با یکدیگر ازدواج کردیم گفت : ما همسایه دیوار به دیوار بودیم، مادرشوهرم من را دیده بود و به خواستگاری آمدند، من تک فرزند خانواده بودم و خداوند بعد 25 سال من را به پدر و مادرم داده بود، هادی در خواستگاری به من گفت که عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و حتی امکان دارد که یک سال برای ماموریت به اصفهان برود و احتمال دارد دوره تکاوری را نیز یک سال در سوریه بگذراند، پدرم به این علت که آقا هادی فرد با ایمانی بود و نماز اول وقت و شرکت در مراسم مذهبی اش ترک نمی شد با ازدواج ما موافقت کرد و ما 2 سال نامزد بودیم تا شرایط ازدواج فراهم شود. وی با اشاره به این که شهید شجاع تک تیرانداز بود تصریح کرد: ده روز به عروسی ما مانده بود که آقا هادی گفت باید به سوریه برود و قصد داشت عروسی را کنسل کند می گفت من فقط به شهادت فکر می کنم تا این که تماس گرفتند و گفتند فعلا ماموریت سوریه کنسل شده بنابراین ما عروسی خود را گرفتیم و ده روز بعد به سوریه اعزام شدند، زمانی که قصد رفتن داشت هنگامی که بی قراری مرا دید گفت که برای دوره به دانشگاه امام حسین تهران خواهد رفت ولی وقتی از سوریه با من تماس گرفت متوجه شدم که آنجاست و به من گفت که من 2 ماه اینجا می مانم و شاید نتوانم به شما زنگ بزنم.این همسر شهید مدافع حرم در خصوص خصوصیات اخلاقی همسرش در مدت کوتاه زندگی خود خاطرنشان کرد: اخلاق هادی بسیار خوب بود، هیچ وقت من را ناراحت نکرد، در طول 10 روزی که با هم زیر یک سقف زندگی کردیم بیشتر مواقع پادگان بود و ما فقط 4 روز کنار هم بودیم ولی در همه کارهای خانه به من کمک می کرد، او بسیار به من اعتماد و اعتقاد داشت، هیچ وقت مرا برای داشتن حجاب تحت فشار نگذاشت ولی اولویت اصلی من همیشه داشتن چادر و حجاب بود .وی با بیان اینکه پدر و مادر همسرم از ابتدا موافق رفتن او به سوریه بودند گفت : آنها حتی هنگام مراسم عروسی نیز می گفتند به سوریه برو شهادت لیاقت می خواهد ولی پدر و مادر من به این دلیل که تک فرزند بودم و دوست داشتند ما با هم زندگی کنیم، می گفتند حداقل یک سال بمان و بعد برو که در نهایت 15 مهرماه 1394 رفت و 28 مهرماه پیکرش را به کشور آوردند و از مصلای شهر چهاردانگه به سمت امامزاده عباس (ع) تشییع شد.زارعی با اشاره به شهادت همسرش در روز تاسوعای حسینی تصریح کرد: او پس از شهادت سردار همدانی از میان ما پرکشید، آقا هادی خیلی شجاع بود، سعی می کرد در خط مقدم باشد، می خواست سنگر را با برگ درخت زیتون استتار کند تا از تیررس دشمن به دور باشد که تیر خورد به دست و قلبش، شاخه درخت زیتون از دستش افتاد و شهید شد. وی ادامه داد: شهادت هادی برای من بسیار سخت بود، او برادر و خواهر و همسرم بود، ولی خدا را شکر می کنم که در راه حضرت زینب (س) رفت، او همیشه اعتقاد داشت که هر چیزی که به صلاح انسان باشد پیش خواهد آمد، بعد از شهادت همسرم از سوی برخی طوری با من رفتار شد که انگار من مسئول شهادت همسرم هستم و کسی مرا دلداری نداد، هر دختری به یک امیدی به خانه بخت می رود و اکنون نبودن همسرم برایم بسیار دشوار است.انتهای پیام/  

برچسب‌ها