کد خبر 130692
۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

وصیت های جاودان

وصیت های جاودان

شهادت عملی آگاهانه و اختیاری است، در راه هدفی مقدس که از هرگونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبراست و این نوع مرگ از حیات و زندگی برتر و مقدس تر است....

به گزارش خبرگزاری حیات، هفدهم مهرماه سال 1331، آغاز شکفتن و ولادت محمدحسین بدخشان ظهوری بود، آب و هوای شرجی و درختان انبوه شهرستان رشت اولین چشم انداز خردسالی او محسوب می شد، در آغاز خردسالی محمدحسین به همراه خانواده به تهران مهاجرت نمود، با اتمام دوره دبیرستان در رشته حسابداری تحصیلاتش را ادامه داد و بعد از دو سال تحصیل در این رشته، بار دیگر در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و در رشته کامپیوتر پذیرفته شد.وی پس از اخذ مدرک کارشناسی مهیای سفر به خارج از کشور گشت، اما اوج گیری انقلاب اسلامی و آشنایی با نهضت پرشور امام خمینی(ره) او را بر آن داشت که در ایران بماند. محمدحسین در آذرماه سال 1357 در حین مبارزه با رژیم پهلوی توسط مأموران رژیم مجروح گشت و چشم راست خود را از دست داد.بعد از پیروزی انقلاب بدخشان به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. جنگ تحمیلی صحنه ای از ایثار و مجاهدت عاشقانه در محضر حضرت حق بود، هفتم اسفندماه سال 1360 برای او آغاز مبارزه با دشمن بعثی به شمار می رفت. محمدحسین در عملیات فتح المبین،بیت المقدس، رمضان و مسلم بن عقیل مردانه درخشید و مسؤولیت های بی شماری همچون مسؤولیت دسته، فرماندهی گروهان،مسؤولیت گردان را بر عهده گرفت.آخرین عملیات مسلم بن عقیل بود؛ روز پانزدهم مهرماه سال 1361 سردار سرافراز استان گیلان با فریاد یا ابوالفضل العباس (ع) در خاک عراق در سن سی سالگی به درجه شهادت نائل گشت، پیکر پاکش را در بهشت زهرای تهران به خاک سپردند. *بخشی از وصیت نامه شهید از هنگامی که مفهوم شهادت در ذهن، رگ و خون ملتی جایگزین گردید، بدون شک پیروزی حتمی از آنان خواهد بود، ملت ما دیرزمانی است که با این واژه و مفهوم رهایی بخش آن آشنا و همگون گشته است ... شهادت عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هرگونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبراست و این نوع مرگ از حیات و زندگی برتر و مقدس تر است....پس مادر عزیزم با این اوصافی که از شهید و شهادت برایت بازگو نمودم، خوشحال باش و بگذار خون ناچیزم را به پای درخت اسلام که به قول امام عزیزمان مظلوم واقع شده بریزم. بگذار خون من در راه هدف مقدس و درراه خدا بریزد، بگذار ریختن خون من و امثال من باعث دمیدن روح به اندام مرده ارزشهای انسانی شود... مادر عزیزم! می دانم که از من به خاطر اجازه نگرفتن و خداحافظی نکردن سخت دلخوری، ولی مادر عزیزم عاطفه و محبت مادری تو مانع از رفتنم برای جبهه می شد، مادرجان از این بابت مرا ببخش. می خواهم به تو مژده بدهم و خدا را شکر که فرزندت برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی شهید شد و مادر عزیزم هرگز برایم گریه نکن و خودت را ناراحت نکن....پدر عزیزم سلام مرا بپذیر، پدرجان می دانم که فرزند خوبی برایت نبودم؛ اما پدر عزیز و زحمتکشم به یاد داشته باش چنانچه جسدم را نتوانستی تحویل بگیری مسأله ای نیست، بلکه سعی کن پیامم را به همه برسانی و بدان که اسلام دین حق و برادری و برابری و دین کاملی است.خواهران عزیز سعی کنید در اوقات فراغت بیشتر کتب اسلامی مطالعه کنید و با رفتن به کلاس های ایدئولوژیکی بینش دینی خود را افزایش دهید و بدانید که کتاب بهترین دوست و غمخوار انسان است....عباس عزیزم سلام، تو را زیاد دوست دارم چرا که من و شاید بیشتر از من حزب اللهی هستی و در آینده حتما بینش اسلامیت بیشتر خواهد شد.منبع:حیات طیبهانتهای پیام/ 

برچسب‌ها