هیچ مانعی جلوی راه او را نمیگرفت
به گزارش خبرگزاری حیات، حجت الاسلام والمسلمین حسینعلی نیری از شاگردان شهید آیت ا... علی قدوسی و نیز چهره های پرقدمت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است. او از منش استاد خاطراتی فراوان دارد که شمه ای از آن را در گفت و شنود پیش روی بیان داشته است. **جنابعالی از چه مقطعی و چگونه با شهید آیت ا... قدوسی آشنا شدید؟بنده در سال 1342، یک سال خدمت مرحوم آیتا... مجتهدی طلبه بودم و در سال 1343 برای ادامه تحصیل، به مدرسه حقانی قم رفتم. در آن موقع آقای شیخزاده مدیر مدرسه بودند و بعد از دو سال، شهیدآیتا... قدوسی مدیر مدرسه حقانی شدند. از آنجا به ایشان ارادت پیدا کردم تا زمان انقلاب و قبول مسئولیت دادستانی کل انقلاب. **چه ویژگیهای اخلاقی و مدیریتی در ایشان برای شما از همه برجستهتر بود؟ اخلاص، تدین و تقوا. مقید بودن به انجام مسئولیت به بهترین نحو ممکن. ایشان یا کاری را نمیپذیرفت و یا وقتی قبول میکرد، همه وقتش را روی آن میگذاشت. ملامت هیچ ملامتگری هم مانع کارش نمیشد. کافی بود تشخیص بدهد کاری درست است. هیچ مخالفت و مانعی جلوی راه ایشان را نمیگرفت. شهید قدوسی شرایط زمان و مکان را بهدرستی درک میکردند و متوجه بودند طلبه امروز باید دروس جدید را هم یاد بگیرد تا بتواند به شبهات مردم پاسخ بدهد. به همین دلیل هم بود که دروسی چون نجوم، تاریخ، خط و... را هم در مدرسه حقانی درس میدادند. **خود ایشان هم تدریس میکردند؟کمی عروه درس میدادند، آن هم به خاطر اینکه با طلاب رابطه نزدیکتری داشته باشند. **از ویژگیهای اخلاقی و مدیریتی ایشان میگفتید... شهید قدوسی بیش از هر چیزی روی مسائل اخلاقی تکیه داشتند. هفتهای یک بار، خودشان با استناد به نهجالبلاغه، اخلاق تدریس میکردند. از آنجا که حرف و عملشان بر هم منطبق بود، حرفشان تأثیر داشت. در مسائل اخلاقی، اگر کسی که حرفی را بزند و خودش عمل نکند، حرفش اثر ندارد. شهید قدوسی همانطور که اشاره کردم، اهل اخلاص، تقوا و تهجد بودند و به همین دلیل نصایحشان تأثیرگذار بود. ایشان هنگامی که تدریس میکردند، گاهی خودشان منقلب میشدند و به گریه میافتادند و طلبهها هم تحت تأثیر ایشان قرار میگرفتند. در هنگام تدریس عروه، سعی میکردند مسائل شرعی را به طلاب یاد بدهند و روی جنبه اخلاقی آنها هم کار کنند. شبها به ما سر میزدند تا ببینند آیا کسی تقید به مطالعه یا نماز شب دارد؟ خداوند قدرت عجیبی به ایشان داده بود که در همان برخورد اول متوجه میشدند طرف اصلاً اهل درس، مطالعه و تقوا هست یا نه و چه صفاتی دارد؟ این قوه تشخیص چیزی بود که در دیگران یا ندیدم یا خیلی کم دیدم و اگر متوجه میشدند کسی اهل درس و مطالعه نیست و میخواهد بیهوده وقت خود و دیگران را تلف کند، بیآنکه توهینی به او بشود عذرش را میخواستند، چون میدانستند مانع پیشرفت دیگران هم میشود.**این شیوه را در تدریس های پس از انقلاب هم رعایت می کردند؟ پس از انقلاب هم که ایشان دادستان انقلاب شدند، باز افرادی را مسئول انجام امور قرار دادند که خلافی مرتکب نمیشدند و یادم نمیآید از این جنبه مشکلی به وجود آمده باشد. اکثر افرادی که ایشان انتخاب کردند، الحمدلله در کارشان موفق بودند. فوقالعاده در مورد مصرف بیتالمال حساس بودند. حتی در مورد یک لامپ ساده اتاق خودشان هم تقید داشتند و هم از دیگران میخواستند موقعی که در اتاق نیستند، لامپ را خاموش کنند. به همین دلیل در دوران دادستانی ایشان، دقت زیادی در حفظ بیتالمال و حقوق افراد شد. همچنین حفظ حرمت افراد برای ایشان فوقالعاده مهم بود. میگفتند: اگر در اموال و آبروی اشخاص بیاحتیاطی کنیم، مرتکب معصیت شدهایم و ضامن هستیم. **از نظر مسائل سیاسی چگونه رفتار میکردند؟ تاچه حد اجازه انجام فعالیت های سیاسی را در مدرسه می دادند؟ایشان جزو جامعه مدرسین و همواره از کسانی بودند که اعلامیهها را امضا میکردند، منتهی وقتی مدیر مدرسه حقانی شدند، چون از حساسیت ساواک اطلاع داشتند، در عین حال که خطدهی میکردند، تمام جوانب احتیاط را نگه میداشتند. شهید انصاری یکی از اولین شهدای انقلاب در قم و از مدرسه حقانی بود که در ماجرای 19 دی شهید شد. تمام اساتید این مدرسه از شاگردان حضرت امام و جزو مبارزین و انقلابیون بودند. همه آنها را هم شهید قدوسی میآوردند، بنابراین مشخص است خط فکری ایشان چه بود. از طلبههای انقلابی و مبارز هم حمایت، اما همواره توصیه میکردند جوری فعالیت کنید که دستگیر نشوید. یک بار به چند نفر از ما که محرمتر بودیم و گاهی به منزلشان میرفتیم، گفتند: خیلی دلم میخواهد بعضی از این آقایان طلبه مبارز را خودمان بگیریم و به شیوه ساواک شلاق بزنیم و ببینیم چیزی را لو میدهند یا نه؟ در مقام حرف همه چیز آسان است. باید دید در عمل هم همینقدر تحمل دارند. همواره به این چیزها فکر میکردند و میگفتند: طلبه باید جسماً و روحاً قوی باشد. به امام و راه امام اعتقاد واثق و عمیق داشتند، منتهی میگفتند: یک مبارز باید کارش را با زیرکی و هوشیاری انجام بدهد و برای خود و دیگران مشکل ایجاد نکند. **پس از انقلاب بسیاری از تحصیلکردههای مدرسه حقانی، توسط ایشان به فعالیت های مختلف گمارده شدند. علت چه بود؟این امری کاملاً طبیعی است. ایشان طی 20 سال، تمام این افراد را میشناختند و به آنها اعتماد داشتند. همانطور که اشاره کردم، ایشان شبها هم میآمدند و سرکشی میکردند تا ببینند چه کسانی مقید به مطالعه و نماز شب هستند، بنابراین طبیعی بود به عدهای از این طلاب اعتماد داشتند و از آنها برای انجام مسئولیت سنگینی که به عهده گرفتند کمک خواستند. **خود شما چگونه دعوت به کار شدید؟قرار نبود بنده وارد این کار شوم. یادم هست در تابستان سال 1358 برای تبلیغ به جایی رفته بودم. به قم برگشتم و خدمت ایشان رفتم. مدارس تعطیل بود. ایشان فرمودند: با من به تهران بیا! دو سه ماه هستیم و برمیگردیم. همراه ایشان به تهران آمدم و در حالی که قرار بود فقط همان سه ماه تابستان را بمانم، ماندگار شدم تا کارها سر و سامان بگیرند و به قم برگردم که نشد! **یکی از فرازهای دوره مسئولیت ایشان دستگیری سعادتی بود که در پی آن مجاهدین خلق آشوبهای زیادی را به راه انداختند. برخورد ایشان به عنوان دادستان انقلاب چگونه بود؟ایشان میفرمودند: موضوع باید با دقت تمام بررسی شود. نمیشود یک عده را به صرف اینکه شعار میدهند «اعدام باید گردد» اعدام و عده دیگری را به خاطر شعار «آزاد باید گردد» آزاد کرد! اگر سعادتی واقعاً جاسوس است، باید دادگاه صالح با تحقیقات دقیق تشخیص بدهد. در آن شرایط هنوز قانون مدونی هم نداشتیم و به خاطر خلأ قانونی، اختلاف نظرهایی هم پیش میآمد. در چنین شرایطی وظیفه دادستان بسیار سنگین میشود. **شهید قدوسی در همه امور، از جمله قضاوت با احتیاط رفتار میکردند. شهید لاجوردی بر عکس ایشان کمی قاطع تر رفتار می کردند. هیچ وقت بین آنها دلخوری پیش آمد؟در مدیریت وقتی شما به کسی اعتماد میکنید، شاید راهنمایی و نصیحت کنید، ولی اگر بخواهید وارد جزئیات کارهای او شوید، کار پیش نمیرود. شهید لاجوردی طی سالها زندان، کاملاً شگردها و شیطنتهای مجاهدین را میشناخت و خیلی بهتر از بقیه حقهها و دروغهایشان را تشخیص میداد. شهید قدوسی هم این را خیلی خوب میدانستند. به اعتقاد من قدر شهید لاجوردی در انقلاب ما دانسته نشده است. معلوم نبود اگر ایشان با آن هوشمندی و قاطعیت با سیل بنیانافکن منافقین برخورد نمیکرد، امروز چه حال و روزی داشتیم! شهید قدوسی در کل به شهید لاجوردی اعتماد داشتند و لذا وارد جزئیات کارهای ایشان نمیشدند. **به نظر شما علت ترور شهید قدوسی توسط منافقین چه بود؟ آنها کسانی را می زدند که جزو ارکان انقلاب بودند. میخواستند مسئولین رده بالا را بزنند و اطراف امام خمینی (ره) را از آدمهای کارآمد، صدیق و دلسوز خالی کنند. منافقین برای بقای خود به هر دری میزدند و متأسفانه انسانهای ارزشمندی را از ما گرفتند. منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/