کد خبر 129581
۹ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

راز این واقعه نامکشوف ماند

راز این واقعه نامکشوف ماند

به گزارش خبرگزاری حیات، نهمین روز از شهریور ماه هرسال،یادآور خاطره تلخ ربایش امام موسی صدر و از آن مهمتر، نامکشوف ماندن راز این واقعه است. مناسب دیدم که به این مناسبت،یکی از گفت وشنودهای خود با زنده یاد دکتر صادق طباطبایی دراین باره را به خوانندگان فرهیخته حیات طیبه تقدیم دارم.**حضرتعالی به عنوان یکی از نزدیک‌ترین افراد به امام موسی صدر در جریان رویدادهای زندگی ایشان هستید. به نظر شما دلایل سفر امام موسی صدر به لیبی که در نهایت به ربوده شدن ایشان منجر شد چه بود؟امام موسی صدر چند سال قبل از آن به لیبی سفر کرده و در آنجا بر سر «کتاب سبز» قذافی و عقایدی که به وسیله آن انتشار داده و از نظر ایشان غلط بود، بحث تندی بین آن دو درگرفت که منجر به تکدر زیادی شد. قذافی در آن مقطع در خاورمیانه نقش پررنگی داشت و به‌ویژه در توطئه توطین [اسکان دادن] فلسطینی‌ها در لبنان بسیار مؤثر بود، به همین دلیل آقای هواری بومدین (رییس جمهور وقت کشور الجزایر) معتقد بود ملاقات آقای صدر با قذافی می‌تواند در تغییر این وضعیت، تأثیر داشته باشد. البته آقای صدر ابداً نسبت به نتایج حاصل از این ملاقات و گفت‌وگو خوش‌بین نبودند و قذافی را آدم متصلب و بی‌منطقی می‌دانستند. ایشان به بومدین گفته بودند: ما پیش از این با هم بحث تندی داشتیم و تصور نمی‌کنم نتیجه مفیدی از این ملاقات حاصل شود! اما آقای بومدین اصرار کرده و قول داده بود که نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن زمینه‌های این ملاقات انجام بدهد و از آقای صدر قول گرفت حتماً به لیبی بروند. آقای صدر به اروپا آمدند و موضوع را با من وصادق قطب‌زاده در میان گذاشتند و قرار شد من و او همراه آقای صدر برویم. هدف ما هم این بود که به لیبی برویم و از قذافی بخواهیم امکانات پخش رادیویی به مدت دو ساعت در روز را، برای ایران در اختیار ما بگذارد. قرار شد وقتی آقای صدر از اروپا برگشتند، روز سفر ما را به ما خبر بدهند. **سفر امام موسی صدر به لیبی طبق درخواست ایشان صورت گرفت یا قذافی از ایشان دعوت کرد؟کاردار سفارت لیبی، دعوت‌نامه رسمی قذافی را به ایشان داد و گفت: بهترین موقع برای مسافرت ایشان به لیبی، در زمان برگزاری جشن‌های سالگرد انقلاب لیبی در اول ماه سپتامبر است. آقای صدر چون قصد داشتند به فرانسه بروند، گفتند امکان سفر ایشان به لیبی، در بیستم ماه اوت خواهد بود. وقتی این تاریخ تعیین شد، من و قطب‌زاده برای این سفر آماده شدیم. از دانشگاهی که در آن درس می‌دادم، مرخصی گرفتم و با اینکه نزدیک امتحانات دانشجویان هم بود، برنامه‌هایم را طوری تنظیم کردم که لطمه‌ای به برنامه‌های دانشگاه نخورد و دو هفته مرخصی گرفتم. روز 16 یا 17 اوت بود که آقای صدر به من خبر دادند: سفر ما یک هفته عقب افتاده است! چون قبلاً از دانشگاه مرخصی گرفته بودم و دیگر نمی‌توانستم برنامه‌ام را تغییر بدهم، به ایشان خبر دادم امکان همراهیم با ایشان وجود ندارد. هنوز طنین صدای ایشان در گوشم هست که:« شاید خیری در این قضیه است و ان‌شاءا... در فرصت‌های آتی به لیبی خواهی رفت!»**ایشان چه زمانی به لیبی رفتند و برخورد مسئولین آن کشور با ایشان چگونه بود؟ایشان سرانجام در 25 اوت همراه با دو نفر به لیبی رفتند و در آنجا رئیس دفتر ستاد سیاست خارجه از ایشان استقبال و ایشان و همراهانشان را به هتل الشاطی راهنمایی کرد.**نکته مشکوکی در رفتار مسئولین لیبی مشاهده نشده بود؟چرا، اتفاقاً برخلاف سفرهای قبلی امکان برقراری هر نوع ارتباطی با خارج قطع شده بود، به‌طوری که ایشان حتی نتوانستند به خانواده‌شان خبر بدهند! تا روز 27 اوت هم هیچ خبری از ایشان نبود و همه ما از این قضیه نگران و متعجب بودیم. از همه مهم‌تر اینکه هیچ‌یک از رسانه‌های لیبی هم ورود ایشان را منتشر نکرد، در حالی که هر وقت ایشان به یک کشور عربی سفر می‌کردند، رسانه‌های آن کشورها گزارش‌های مفصلی از سفر ایشان منعکس می‌کردند. بعدها می‌گفتند: یکی از همراهان ایشان در روز 27 یا 28 اوت، برای کاری به سفارت لبنان در لیبی می‌رود و کاردار لبنان تازه آن موقع متوجه حضور امام موسی صدر در لیبی می‌شود! بعدها دکتر چمران می‌گفت: شیخ محمد یعقوب به سفارت لبنان در لیبی زنگ زده بود که با نزار فرحات، کاردار سفارت لبنان حرف بزند که تلفن قطع می‌شود! کاردار لبنان در ساعت 2 بعد از ظهر به هتل می‌رود تا پاسپورت بدرالدین را به او بدهد که می‌بیند اثری از آثار امام موسی صدر و همراهان ایشان نیست!**آیا اسناد و مدارک متقنی برای توضیح منطقی مسیر رویدادها از این تاریخ به بعد، در دست هست؟ابداً! از اینجا به بعد، هر چه هست نقل قول است. کاردار سفارت لبنان تا روز 31 اوت هم نمی‌تواند خبری به دست بیاورد. برخی می‌گویند تا این تاریخ، ملاقاتی هم بین امام موسی صدر و قذافی صورت نگرفته است. **مقامات لیبی چه اظهار نظری کردند؟قذافی بعدها ادعا کرده بود برای ساعت یک و نیم بعد از ظهر 31 اوت با ایشان وقت ملاقات داشت، ولی ایشان نیامدند و بعد هم به قذافی اطلاع داده شد ایشان رفته‌اند!**به کجا؟ ادعا کردند با پرواز آلیتالیا به رم رفته‌اند. **سندی هم در این باره ارائه کردند؟یک‌سری اسناد جعلی و سر هم بندی شده که آشکارا با عجله و ناشی‌گری جمع و ارائه شدند! **کارکنان چه می‌گفتند؟خدمه آن پرواز، کمک خلبان‌ها، مهماندارها، مسافرها و... خلاصه همه کسانی که مستقیم و غیر مستقیم با آن پرواز سر و کار داشتند، وقتی عکس آقای صدر را نشانشان دادیم، گفتند: چنین کسی را در هواپیما ندیده‌اند! دفتر هواپیمایی آلیتالیا ادعا کرد که آمدند و از ما سه بلیت درجه یک خواستند، ولی جا نداشتیم! بسیار اصرار کردند و ناچار شدیم جای سه نفر را کنسل کنیم و به این سه نفر بدهیم!**خود دولت لیبی در این باره چه اظهار نظری کرد؟آنها یک بیانیه رسمی صادر و اعلام کردند: ایشان در ساعت یک و نیم خاک لیبی را ترک کرده‌اند! قذافی هم قبلاً گفته بود: من ساعت یک و نیم با ایشان قرار داشتم که نیامدند. **مگر ایشان به عنوان یک مقام رسمی که توسط شخص قذافی دعوت شده بودند، تحت مراقبت مأموران امنیتی لیبی نبودند؟سئوال همین جاست. چطور ممکن است یک مقام رسمی از هتل خارج شود و مأموران امنیتی متوجه نشوند؟ چطور ممکن است وسایلش را بردارد و به فرودگاه برود و باز کسی متوجه نشود؟**مسئولان هتل الشاطی لیبی چه گفتند؟آنها ادعا می‌کردند ایشان ساعت یک از هتل بیرون رفتند، در حالی که ساعت پرواز هفت عصر بود! در این فاصله ایشان کجا بودند؟ بعد هم گفته شد: ساعت هفت در فرودگاه بودند! قبل از آن کجا بودند؟ لابد با چمدان‌هایشان در خیابان‌ها گشت می‌زدند! درست از ساعت یک آن روز، دیگر هیچ خبر موثقی نتوانستیم از ایشان بگیریم. البته اخبار و اطلاعاتی منتشر می‌شدند که همه هدفدار بودند و وقتی دنبال می‌کردید یا به خبرنگاری در بیروت می‌رسید یا به دفتر کاردار سفارت لیبی در بیروت یا یکی از مقامات لیبی! همه هم ضد و نقیض! در مجموع 25 بار اخباری به ما رسید که ارزش پیگیری داشت و همان‌ها هم منتشر شدند. در تمام این مدت لیبیایی‌ها به دنبال راه فرار می‌گشتند تا خود را از مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده بودند، نجات بدهند. آن اواخر قذافی به بازی خطرناکی دست زد. جنازه ابونضال در بغداد پیدا شد و قذافی بیانیه‌ای را صادر کرد و در آن به مدح آقای صدر پرداخت و از تعابیری مثل «علامه مجاهد، دوست دیرینه انقلابی که بارها به لیبی سفر کردند» از ایشان یاد کرد، در حالی که آقای صدر فقط یک بار به لیبی سفر کرده بودند که آن هم به آن دعوای لفظی شدید منجر شد. قذافی در بیانیه‌اش نوشته بود: اخیراً متوجه شدیم این دوست دیرینه ما هنگام بازگشت از لیبی توسط ابونضال دچار حادثه شده‌اند و فوق‌العاده متأثر شدیم و قطعاً موضوع را پیگیری و عاملان جنایت را مجازات خواهیم کرد! لحن اعلامیه کاملاً نشان می‌داد قذافی برای خلاص کردن خود از مخمصه‌ای که خودش ایجاد کرده بود و برای رهایی از زیر فشار افکار عمومی جهان، دست به این بازی زد که پیامدهای خطرناکی در بین گروه‌های مختلف فلسطین و شیعیان داشت. **اشاره‌ای هم به اخبار زنده بودن ایشان کنید؟این اخبار چقدر قابل استناد بودند؟ در سال 1382، 117 نفر از زندانی‌های لیبی که بعضی از آنها بیش از 30 سال در زندان‌های لیبی بودند، آزاد شدند و هیچ‌کدام از آنها از حضور آقای صدر در زندان‌های لیبی خبر نداشت که هیچ، حتی نمی‌دانستند ایشان در لیبی بوده‌اند! قذافی همیشه به رفتارهای عجیب و غریب شهرت داشت، بنابراین در مورد آقای صدر هم نمی‌توان چندان امیدوار بود که اقدام جنایتکارانه‌ای انجام نداده باشد. منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/  

برچسب‌ها