بوی خوش شهید خدامراد مرادی قبل از شهادت به روایت همسر
شهید خدامراد مرادی از سرداران نامی استان کهگیلویه و بویراحمد در هشت سال دفاع مقدس است که خاطرات زیادی در باب ولایتمداری و دلاورمردی از آن شهید والامقام به یادگار مانده است.
به گزارش خبرگزاری حیات، استان کهگیلویه و بویراحمد در دوران هشت سال دفاع مقدس تعداد 1800 لاله خونین را تقدیم اسلام و انقلاب و ولایت کرد و این استان از نظر تعداد حضور رزمندگان مقام اول کشور را به خود اختصاص داده است. یکی از این شهدای والامقام سردار سرافراز سپاه اسلام شهید خدامراد مرادی است.همسر شهید مرادی با بیان اینکه ایشان 9 ماه پس از ازدواجمان به شهادت رسیدند، گفت: همسرم این 9 ماه هم مدام در جبهه بود اما رفتار ایشان با اقوام و دوستان و آشنایان رفتاری نمونه بود و حتی در جبهه همرزمانش همه عاشق رفتار او بودند، ایشان فردی بسیار باهوش و زرنگ و با ایمان و بسیار باتقوا بودند و من اصلاً فکر نمیکردم با این شجاعت و زیرکی که داشت شهید شود.وی تصریح کرد: خاطرهای که زیاد در ذهن من مانده این بود که برای آخرین بار که میخواستند به جبهه بروند چهرهای بسیار نورانی و بوی بسیار خوشی از ایشان به مشام میرسید و من این وضع را برای اولین بار بود که میدیدم و انگار که خودش هم میدانست که میخواهد شهید بشود.همسر شهید مرادی در ادامه افزود: من به او گفتم؛ مرادی چهرهات خیلی نورانی شده و بوی خوش عجیبی میدهی. و وقتی که من این چهره را مشاهده کردم میدانستم که رفتن او برگشتی ندارد و بسیار گریه کردم.وی گفت: ایشان به من گفت که شما به عنوان بسیجی و من هم به عنوان پاسدار باید از این انقلاب، امام و از وطنمان دفاع کنیم اگر شهید شدم که چه بهتر به آرزوی خودم میرسم و اگر هم سالم برگشتم دوباره به مبارزه خود ادامه میدهم تا پیروز شویم.در ادامه همسر شهید خاطر نشان کرد: خدامراد وقتی که از جبهه میآمد نامههای دوستانش را به خانوادههایشان میداد و به آنها رسیدگی میکرد و هرکدام که مشکل داشتند آن مشکل را برطرف میکرد. همسرم محصل بود و وقتی که جنگ آغاز شد به خدمت سپاه درآمد و به عنوان پاسدار در جبهه ها حضور داشت و در بیشتر عملیاتها فرمانده بود و در عملیات فتحالمبین و با رمز یازهرا(س) به درجه رفیع شهادت نائل آمد.گزیده ای از وصیتنامه شهیدپدرم، مادرم، همسرم، خواهران و برادرانم مىدانم بعد از مرگ من چقدر ناراحت مىشوید و اما بدانید که من آگاهانه راهم را انتخاب نمودم و تصمیم گرفتم که تا دشمن در خاک و میهن اسلامى است باید کوشید و آنرا از خاک بیرون کرد و اما آنها که رفتند کار حسینى کردند و آنها که ماندند باید کار زینبى کنند.همسرم از تو مىخواهم که زینبوار باشى و همچون شیرزنى پایدار و استوار بمانى و فرزندمان وقتى به دنیا آمد از نامهاى نیکوئى که به شما گفتم نامش را بگذار و آن را در خدمت اسلام پرورش بده و بعد از اینکه بزرگ شد بگو راه خودم را ادامه بدهد. آنهایى که دلشان براى من مىسوزد واقعا دلشان به حال اسلام بسوزد و بدانید که سعادت تمام خلقهاى دنیا در مکتب اسلام است و اسلام را نگه دارید و اسلام را داشته باشید و از روحانیت جدا نشوید و مخصوصا روحانیت خط امام و از ارگانها پشتیبانى کنید مخصوصا سپاه پاسداران زیرا که امام از آنها پشتیبانى مىکند و اگر با روحانیت مخالفت کنید باز هم زیر سلطه ابرقدرتها خواهید رفت مواظب باشید و من وصیتم را کردم.انتهای پیام/