کد خبر 128834
۱۶ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

هوش و تدبیر سیاسی او خارق‌العاده بود

هوش و تدبیر سیاسی او خارق‌العاده بود

کمتر کسی می‌توانست در بحث‌های علمی و مستدل درباره مسائل سیاسی، از پس ایشان بر آید. ایشان فوق‌العاده هوشمندانه و ظریف فعالیت سیاسی و مبارزاتی می‌کرد. به‌طوری که ساواک با همه تلاشی که کرد، نتوانست نقطه ضعفی از ایشان بگیرد.

به گزارش خبرگزاری حیات، علیرضا محجوب، مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، از همراهان و دوستدارن شهید دکتر سید حسن آیت به شمار می رود، چیزی که شاید برای بسیاری جالب باشد. علیرضا محجوب از پیش از پیروزی انقلاب با دکتر آیت دوست شد و تا پایان حیات او، با وی ارتباطی صمیمی داشت.آنچه پیش روی دارید، شمه ای از خاطرات آقای محجوب از آن شهید متفکر است.**جنابعالی از چه مقطعی و چگونه با شهید دکتر سیدحسن آیت آشنا شدید و این آشنایی و ارتباط چگونه توسعه وتعمیق یافت؟بنده در اواخر دهه 50 درباره جبهه ملی و احزاب مرتبط با آن پژوهش می‌کردم که به حزب زحمتکشان رسیدم و با شهید دکتر آیت آشنا شدم. ایشان در مدرسه عالی علوم اداری قم- که بخشی از دانشگاه تهران- بود تدریس می‌کرد و در عین حال در جریانات دانشجویی و انجمن‌های اسلامی هم فعالیت مؤثر داشت و ما از این طریق با هم آشنا شدیم، ولی آشنایی و همکاری نزدیک ما به روزهای اول پیروزی انقلاب و دفتر سیاسی حزب جمهوری- که ایشان مسئول اول آن بود- برمی‌گردد. بنده چند روز بیشتر در این بخش نبودم و علاقه داشتم در شاخه کارگری حزب جمهوری فعالیت کنم، اما ایشان اصرار داشت در دفتر سیاسی بمانم. چند روزی در خدمتشان بودم و از طرف حزب، چند جا برای سخنرانی رفتم. البته شهید آیت تعیین می‌کرد که چه کسانی از طرف حزب برای سخنرانی بروند. در هر حال ارتباط صمیمانه ما از دوره فعالیت در حزب جمهوری شروع شد که هفته‌ای یکی دو بار جلسه داشتیم و در آنجا درباره موضوعات مختلف، از جمله اقدامات بنی‌صدر بحث می‌کردیم. **چه ویژگی‌هایی در ایشان وجود داشت که وی را از دیگران متمایز می‌کرد؟ سواد، هوش و تدبیر سیاسی خارق‌العاده! ایشان از جمله معدود افرادی بود که در جریان نهضت ملی، از همان ابتدا از حرکت سیاسی آیت‌ا... کاشانی دفاع می‌کرد. در مجلس خبرگان هم روی اصل ولایت فقیه پافشاری و ابعاد مختلف آن را تبیین کرد. در حزب جمهوری هم در این باره مواضع بسیار روشنی داشت. شهید آیت‌ در جریانات سیاسی دوران نهضت ملی با حزب زحمتکشان ارتباط داشت، اماپس از چندی همکاری با آنان را قطع کرده بود . بار اول که با ایشان در این باره صحبت کردم، گفت: با آنها ارتباط خاصی ندارد. شهید آیت به لحاظ سیاسی فوق‌العاده پخته بود و به تمام ریزه‌کاری‌ها و جزئیات جریانات، به شکلی مستند احاطه داشت، در حالی که نسبت به رهبران سیاسی همدوره خود، بسیار جوان بود. کمتر کسی می‌توانست در بحث‌های علمی و مستدل درباره مسائل سیاسی، از پس ایشان بر آید. ایشان فوق‌العاده هوشمندانه و ظریف فعالیت سیاسی و مبارزاتی می‌کرد. به‌طوری که ساواک با همه تلاشی که کرد، نتوانست نقطه ضعفی از ایشان بگیرد.**شهید آیت چگونه جزء اعضای اولیه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی شد؟ چه چیز موجب شد که از همان آغاز فعالیت حزب، در چنین جایگاهی قرارگیرد؟شهید بهشتی ذهن فوق‌العاده سیاسی و فعالی داشت و کمتر کسی، هوشمندی و هوشیاری ایشان در سیاست را انکار می‌کند. ایشان قصد داشت با حزب جمهوری اسلامی یک جبهه گسترده و وسیع را شکل بدهد و طبیعی است عنصر کارآمد، سیاستمدار و هوشمندی چون شهید آیت بسیار می‌توانست به ایشان یاری برساند، لذا شهید آیت در زمره نخستین کسانی است که از او برای شرکت در شورای مرکزی حزب جمهوری دعوت شد. شهید بهشتی حتی از بنی‌صدر، دکتر پیمان و مهندس بازرگان هم دعوت کرد. **تأثیر حضور شهید آیت در حزب جمهوری چقدر بود؟ شهید آیت به دلیل اشتغالات سخنرانی، روشنگری و تدریس در دانشگاه، آن‌طور که باید و شاید نمی‌توانست همه انتظارات شهید بهشتی در حزب جمهوری را برآورده سازد، چون شهید بهشتی روی ایشان خیلی حساب می‌کرد. در مجلس خبرگان دیدیم جزء دعوت‌شده‌های شهید بهشتی در هیئت رئیسه و در حزب هم جزو نخستین کسانی بود که شهید بهشتی شخصاً و به‌طور رسمی از ایشان دعوت کرد. بنابراین انتظار داشت خیلی بیشتر از آنچه که بود، کمک کند. شهید بهشتی عمیقاً معتقد بود شهید آیت در زمینه مسائل سیاسی جزو دانشمندان و نوادر ایران است و به همین دلیل هم مسئولیت دفتر سیاسی حزب را به او سپرد. واقعیت هم همین است که با وجود بزرگانی که در زمینه‌های سیاسی و مبارزاتی سوابق زیادی داشتند، مشکل می‌شد کسی با سوابق تحصیلی و معلومات سیاسی شهید آیت را پیدا کرد. شهید بهشتی بعد از تشکیل هیئت مؤسس حزب، با افرادی مذاکره می‌کردند که قطعاً شهید آیت یکی از آنها بود و به‌قدری مورد اعتماد شهید بهشتی بود که حتی افرادی را هم که معرفی می‌کرد، در حزب پذیرفته می‌شدند، از جمله دکتر جاسبی، دکتر محمود کاشانی و شهید محمد منتظری. شهید بهشتی سعه صدر عجیبی داشت و اگر کسی پیشنهاد می‌شد، بررسی می‌کرد و چنانچه مطلوب تشخیص می‌داد، بلافاصله آنها را دعوت می‌کرد. شهید آیت را کسی پیشنهاد نداد، بلکه وقتی آمد خودش جزء پیشنهاددهندگان بود، چون نفوذ کلام عجیبی داشت و معمولاً وقتی حرف می‌زد و یا پیشنهادی می‌داد، پذیرفته می‌شد. **همانطور که اشاره کردید، یکی از فرازهای مهم زندگی شهید آیت، حضور ایشان در مجلس خبرگان، تدوین قانون اساسی و به‌ویژه نقش تأثیرگذار وی در تصویب اصل «ولایت فقیه» بود. تحلیل شما از این قضیه چیست؟ انصافاً در تصویب اصل ولایت فقیه، نقش شهید آیت را نمی‌توان نادیده گرفت. آقای منتظری بیشتر بر وجوه فقهی قضیه تأکید داشت، اما شهید آیت ابعاد سیاسی، حقوقی و تاریخی مسئله را در نظر می‌گرفت. مجلس خبرگان ترکیبی از مراجع، مجتهدین و منتقدین سیاسی و جریانات مختلف بود و افرادی چون مقدم مراغه‌ای و بنی‌صدر هم درآن حضور داشتند، بنابراین جا انداختن اصل ولایت فقیه، کار ساده‌ای نبود. در مجلس خبرگان انصافاً ستاره درخشان مذاکرات درباره بحث ولایت فقیه، شهید آیت بود که در تمام مقاطع حساسیت و واکنش نشان داد و پافشاری کرد و ابداً کوتاه نیامد. او عمیقاً به این اصل اعتقاد داشت و از زمانی که کتاب ولایت فقیه امام را خواند، موضوع را به‌طور ضمنی در درس‌ها و سخنرانی‌هایش مطرح می‌کرد، بنابراین خیلی دقیق می‌دانست درباره چه چیزی حرف می‌زند و هدف و مقصد کجاست؟ او با افراد بی‌شماری که از روی احترام به امام، در این باره صحبت می‌کردند، فرق داشت و با علم، آگاهی، ایمان و دانش درباره ولایت فقیه حرف می‌زد و بعید می‌دانم کسی مثل او، به تمام جوانب این موضوع احاطه داشت. **شاید همین تلاش‌ها به این شبهه دامن زده است که تصویب اصل ولایت فقیه کار شهید آیت بود. اینطور نیست؟پر بیراه هم نمی‌گویند! فقط کار آیت نبود، اما آیت برجسته‌ترین شخصیت مجلس خبرگان در این زمینه بود. مرحوم منتظری در زمینه ولایت فقیه، مباحث فقهی بسیار جدی داشت. شهید بهشتی معتقد به این اصل بود، اما به عنوان رئیس مجلس وارد این مباحث نمی‌شد، اما یک نفر بالاخره باید پهلوان این میدان می‌شد و میدان داری می‌کرد که شهید آیت این کار را کرد. مخالفین سعی می‌کنند قضیه را به دکتر بقایی و جریان او نسبت بدهند، از جمله مرحوم مهندس سحابی که به نظرم اطلاع کافی از قضایا نداشت، چون چند ماه بعد، مظفر بقایی علیه ولایت فقیه سخنرانی رسمی کرد. من نزدیک به 20 جلسه پیش مظفر بقایی رفتم و از جزئیات نظراتش خبر دارم! دکتر بقایی قطعاً از ظهور یک جریان اسلامی خوشحال بود، اما خودش لائیک بود! تظاهر هم به دینداری نمی‌کرد، اما بسیار به آیت‌ا... کاشانی علاقه داشت. حتی به اسلام و جریان اسلامی هم علاقه داشت. **شهید آیت با جریان ملی‌گرایی و مخصوصاً شخص دکتر مصدق مخالفت صریحی داشت. این امر در فعالیت های سیاسی او،به ویژه در حزب چه تأثیراتی داشت؟بله، مخالف مصدق بود و اغلب می‌گفت: مصدق‌السلطنه! اما مخالفتش با او برخلاف چیزی که خیلی‌ها سعی کردند به شکل افراطی و احساسی نشان بدهند، مخالفت اصولی و استدلالی بود، نه احساسی. شهید آیت دکتر مصدق را فردی لیبرال می‌دانست که علت شکست او هم همین بود. او معتقد بود اگر او فقط به شخصیت‌های لیبرال میدان نمی‌داد و آدم‌هایش را می‌شناخت، کار نهضت ملی به آن فاجعه ختم نمی‌شد. علت مخالفتش با مهندس بازرگان هم همین بود. در واقع او با مواضع این افراد آن به شکل علمی و مستدل مشکل داشت، نه خود آنها. ما که در مخالفت با بازرگان و بنی‌صدر از او تندتر بودیم. **در مجموع روحیات و شخصیت شهید آیت را چگونه توصیف می‌کنید؟بسیار آرام، متین، صریح و رک بود. بنی‌صدر و سلامتیان در نگاه عامه مردم از او یک شخصیت تند و عصبی را ترسیم کردند که واقعاً همه‌اش داستان‌پردازی است. او با مصدق، بنی‌صدر، بازرگان و اصولاً لیبرال‌ها مخالف بود، اما این ربطی به شخصیت او ندارد. انسان متعادل، مأخوذ به حیا و منعطف بود. کاملاً برعکس شخصیتی بود که سعی کردند با هیاهو و جار و جنجال از او جا بیندازند. او در مواضعی که احساس می‌کرد واقعاً همه جوانب را سنجیده و به قطعیت رسیده است به میدان می‌آمد و اهل منطق و استدلال بود و ابداً اهل جدال و ستیز نبود. خدایش رحمت کند. منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/   

برچسب‌ها