کد خبر 128804
۱۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

تحول زندانبان و شهادت در دفاع از حریم اسلام/توسل به شهدا برای شناسایی پیکر حجاج شهید منا

تحول زندانبان و شهادت در دفاع از حریم اسلام/توسل به شهدا برای شناسایی پیکر حجاج شهید منا

رییس سازمان حج و زیارت در جمع خانواده معظم شهدا و ایثارگران برخی خاطرات خود از دوران اسارت در عراق و همچنین رخدادهای فاجعه تلخ منا را تشریح کرد.

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری حیات، سعید اوحدی در هیئت فرزندان شهدای اسلام در امام‌زاده صالح (ع) تهران با اشاره به مقام شامخ شهدا و تأثیر آنان بر سبک زندگی مردم و اقشار مختلف جامعه، گفت: شاید برای برخی از افراد این سؤال در ذهن ایجاد شود که چرا تا این اندازه اصرار بر یاد و گرامیداشت شهدا وجود دارد. شهدا و خانواده شهدا از چنان مقام والا و مسلمی برخوردار هستند که بر کسی پوشیده نیست و این گرامیداشت‌ها و یادها تنها به سبب هدایت خودمان است.رییس سازمان حج و زیارت با بیان اینکه شهدا «عند ربهم یرزقون» هستند، افزود: اگر در این دنیا مادی دست و پا می‌زنیم و نسبت به رفتن شهدا و خانواده‌هایشان بعضی اوقات احساس ترحم می‌کنیم فراموش نکنیم که شهدا عند ربهم یرزقون بوده و در واقع ما هستیم که باید حسرت جایگاه آنان را داشته باشیم.او با اشاره به اینکه شهدا باید الگوی سبک زندگی ما باشند، اعلام کرد: شهدا کسانی هستند که مسیر چند ده ساله را یک شبه طی کرده و به قله کمالات رسیده‌اند. شهدا افتخار ما هستند و ما با یاد آنان و گرامیداشت آنان باید زندگی خود را به آنان نزدیک کرده و آنان را درک کنیم تا از مسیر هدایت و صحیح منحرف نشویم.اوحدی در ادامه به بیان خاطراتی از دوران اسارتش اشاره کرد و گفت: در سال 61 در اردوگاه موصل عراق بودیم. من هرگز شهید قوچی بیک را فراموش نمی‌کنم که در آن گرمای شدید تابستانه عراق و امکانات کم رژیم بعثی تصمیم گرفت به اسرای ایرانی خدمت کند و بر همین اساس مشغول کار در آشپرخانه شد. ایشان آنقدر بزرگوار بودند که این خدمت را مایه سرافرازی خودش می‌دانست و خاطرم است که وقتی از اسارت آزاد شدند و این اواخر که مبتلا به سرطان شدند در سخت‌ترین شرایط دوست نداشتند از کسی کمک بگیرند.این آزاده دفاع مقدس سپس به بیان خاطره دیگری از همان دوران پرداخت و ادامه داد: در اردوگاه نوجوان 13 ساله‌ای به نام مهدی حاج کرمی را آورده بودند که به سبب اصابت گلوله تیربار در جریان عملیات والفجر مقدماتی پایش مجروح شده بود و این جراحت به سبب عدم رسیدگی مسئولان اردوگاه منجر به عفونت شده و بیماری او را تشدید کرد.رییس سازمان حج و زیارت، افزود: عفونت پای او رفته رفته شدت گرفت و وارد جریان خون او شد تا در نهایت سبب شود که او شنوایی خود را کاملاً از دست بدهد. در همان زمان نیز چند بار مأموران صلیب سرخ به اردوگاه سرکشی داشتند و من به علاوه برخی از دوستان در ترجمه و انتقال موضوعات بین مأموران و اسرا همکاری می‌کردیم. آن زمان به من گفتند که مهدی باید به بیمارستان منتقل شود که مهدی نیز موافقت کرد.اوحدی اضافه کرد: مأموران صلیب سرخ همچنین گفتند که مهدی باید یک رضایت‌نامه را امضا کند که در صورت نیاز پزشکان برای جلوگیری از گسترش عفونت یکی از اعضای بدن او را قطع کنند. وقتی من این حرف به مهدی زدم او به گریه افتاد. پزشکان صلیب سرخ فکر کردند که او ترسیده است. در حالی که مهدی به آنان گفت حاضر است با این شرط موافقت کند، مشروط به آنکه فقط بینایی‌اش را از دست ندهد چون آرزو دارد حضرت امام (ره) را ببیند. هرچند که او به این آرزو نرسید و چند روز بعد به شهادت رسید.او همچنین به بیان خاطره‌ای از حجت الاسلام ابوترابی پرداخت و گفت: در سال 67 و در اردوگاه تکریت ما این افتخار را داشتیم که در جوار حاج آقای ابوترابی باشیم. در آن اردوگاه یک سرباز شیعه به نام کاظم بود که مسئولیت شکنجه شهید ابوترابی را برعهده گرفته بود و همیشه او را اذیت می‌کرد تا آنکه یک روز دیدم حاج آقا و کاظم در گوشه‌ای از اردوگاه با هم صحبت می‌کنند. این مسئله خیلی برای ما عجیب بود.رییس سازمان حج و زیارت افزود: وقتی ماجرا را پرسیدیم حاج آقا گفتند که حضرت زینب به خواب مادر کاظم آمده و گلایه کرده که چرا فرزند او یکی از اولاد پیامبر را اذیت می‌کند. آن روز کاظم از حاج آقا ابوترابی حلالیت طلبید و به کلی متحول شد. آنچنان که بعد از جنگ به ایران آمد و از تمام اسرای اردوگاه حلالیت طلبید و چند ماه پیش که سراغ او را گرفتیم مشخص شد که او در حرم حضرت زینب (س) و در دفاع از حریم اسلامی به شهادت رسیده است.اوحدی سپس به حادثه منا و شهدای این فاجعه اشاره کرد و گفت: در جریان این فاجعه ما یک سری اتفاقات دیدیم که هنوز باور کردن آن برای ما سخت است. ما در فاجعه منا با شرایط سختی رو به رو بودیم و برای تفحص پیکر شهدای منای کشورمان باید 464 نفر را بین 6 هزار شهید با لباس‌های واحد و ظاهر سیاه و ورم کرده در سردخانه‌ها و تریلی‌ها شناسایی می‌کردیم. وضع آنچنان اسفناک بودیم که وقتی وارد سردخانه می شدیم زیر پای ما به قطر 3 میلی متر آهک وخون آبه بسته بود و ما مجبور بودیم دائماً کفش‌هایمان را بشوریم.او افزود: شاید باورتان نشود که تفحص آنقدر در آن شرایط سخت و دشوار بود که یک روز وقتی قریب به 25 نفر را سحرگاه شناسایی کردیم مثل معجزه برایمان بود. جالب آنکه در همین موفقیت یک راز جالبی نهفته بود و آن اینکه مسئولان تفحص به نام شهدا دنبال حجاج جان باخته ایرانی بوده و با شناسایی هر حاجی ایرانی از او توسل می‌گرفتند تا دیگری را پیدا کنند و این یعنی شهدا همیشه زنده هستند.رییس سازمان حج و زیارت در پایان نیز به خاطره‌ای از شهید میرعمار انصاری یکی از شهدای حادثه اشاره کرد و گفت: ایشان ابتدا قرار نبود که به حج تمتع بروند ولی قسمت او بود که دچار چنین سرنوشت و مقام والایی بشوند. خاطرم هست وقتی که به شهادت رسیدند پدر گرامی ایشان به سبب آشنایی که با من داشتند درخواست کردند تا پیکر ایشان را در اسرع وقت به تهران منتقل کنیم ولی طولی نکشید که از این تصمیم منصرف شدند.او افزود: دقیقاً همان روزی که پیکر ایشان را شناسایی کردیم، پدر ایشان با من تماس گرفتند و خواستند که میرعمار به ایران نیاید. علت را پرسیدم که گفتند ما امروز وصیت نامه او را پیدا کردیم که نوشته بود می‌داند از این سفر بازنخواهد گشت و اجازه دهند او را در مکه مکرمه دفن کنند.انتهای پیام/

برچسب‌ها