افضل //// عبدالله ؛ سر به نیزه در نینوا فدای زینب شد / اسکندری ، سردار بیشه قصرالدشت ؛ رییسعلی دلواری زمان
سردار شهید عبدالله اسکندری یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مدافع حرم زینبی با تقدیم پیکر بی سر خود به حضرت زینب (س) به آرزوی همیشگی خود شهادت نائل آمد.
به گزارش خبرگزاری حیات ، سردار شهید مدافع حرم عبدالله اسکندری دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت ، یکی از فرماندهان نام آور دوران دفاع مقدس و مدیر کل سابق سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس ، در ادامه مجاهدت ها و ایثارگری های خود در طول عمر 57 ساله خود ، اول خرداد ماه 1393 همزمان با سالگرد ازدواج خود در جبهه های جنگ حق علیه باطل و مقابله تن به تن با کفار داعش به آرزوی همیشگی خود شهادت رسید .
ماحصل زندگی 32 ساله این سردار مدافع حرم با اعظم سالاری همسرش، دو فرزند دختر به نام های زهرا و فاطمه و یک پسر به نام علیرضا است که هر سه دارای تحصیلات عالیه دانشگاهی و شاغل هستند.
اعظم سالاری در گفت وگو با خبرنگار حیات از زندگی با این شهید، سیره رفتاری و شخصیتی او و سابقه ایثار و مجاهدت های این سردار می گوید که تفصیل آن به شرح ذیل است:
خانم سالاری توضیحاتی در خصوص منش و سیره رفتاری این شهید با خانواده و دوستان بفرمایید.
زمانی که من ازدواج کردم 16 ساله بودم ، از اوایل ازدواج حس می کردم که همسرم فرد وارسته ای است و شخصیت و منش رفتاری اش با دیگران بسیار تفاوت داشت به همین منظور تمامی سعی خود را کردم تا مطابق توصیه ها و چارچوب های اخلاقی تعریف شده همسرم رفتار کنم ، از نظر ا خلاقی میان دوستان و همکاران زبانزد خاص و عام بود و لبخند همیشگی و رفتار پیامبرگونه اش سبب شده بود که همه از دیدن او مسرور شوند. به یادندارم که در طول 32 سال زندگی ، همسرم با سخنانش مرا آزرده باشد بلکه بسیار با متانت و حوصله بود حتی با این که مدت حضورش در خانه به دلیل مشغله های کاری کم بود ولی باز هم به فرزندان بسیار محبت می کرد و در تربیت آنها به ویژه در مسائل دینی و اخلاقی می کوشید و تاکید داشت که والدین باید برای فرزندان در زمینه های دینی الگو باشند و حتی به یاد دارم که به منظور آموزش مسائل دینی به برادرزاده های خود برای آنها کتاب می خرید و برای یادگیری آنها جایزه تعیین می کرد ، خوشبختانه فرزندانم همیشه می گویند که پدر برای ما استاد اخلاق بود و در حال حاضر روحیه خدمت گذاری همانند پدر در فرزندانم نیز وجود دارد.
از سابقه حضور سردار اسکندری در جبهه های جنگ دوران دفاع مقدس توضیحاتی بفرمایید.
همسرم سال 1358 وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و سابقه حضور 84 ماه فعالیت در جبهه های جنگ دوران دفاع مقدس را دارد و با شرکت در عملیات های بسیار مهم به درجه 25 درصد جانبازی نائل آمد.او در عملیات های مهمی نظیر درگیری کردستان و مریوان سال 1359 ، آزادسازی سوسنگرد، عملیات خیبر، عملیات بدر، والفجر 8 و ..... حضور داشت.
چه زمانی سردار اسکندری تصمیم گرفتند مدافع حرم در سوریه شوند و نظر خانواده چه بود.
با توجه به این که او سردار سپاه و فرمانده جنگ بود خانواده ما با مفهوم جنگ و شهادت و ایثارگری بیگانه نبود ، چند ماه پس از بازنشستگی همسرم ، روزی در جمع خانوادگی مطرح کرد که میخواهم به لبنان بروم، بعد از یک هفته که پیگیر کارهای اعزام بود روزی که من درخانه تنها بودم به من گفت باید به سوریه بروم تا برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) و اسلام به دوستانم کمک کنم که 22 اردیبهشت 93 به سوریه رفت و 1 خرداد ماه نیز به شهادت رسید ، من همیشه گفته ام که او شهادت نامه اش را در دوران دفاع مقدس امضا کرده بود که در نهایت به آرزویش رسید.
نحوه شهادت شهید اسکندری توسط داعش متفاوت تر از دیگر شهدای مدافع حرم بود ، به نظر شما چه دلیلی منجر به شهادت سردار به این شکل شد؟
او از زمانی که به سوریه رفت به دوستانش گفته بود که من برای استراحت به اینجا نیامدم و در همه جلسات شرکت می کرد و مطالب مهمی را در دفترچه ای که همیشه در جیبش داشت یادداشت می کرد ، در آخرین جلسه ای که حضور داشت اطلاعاتی در خصوص کشور سوریه و استان های آن یادداشت کرده بود و پس از آن فرماندهی یک عملیات را برعهده گرفت ، متاسفانه در این عملیات به محاصره داعش درآمده و گلوله با سرش برخورد می کند ، در آن لحظه نیروها نتوانستند پیکرش را برگردانند و همانجا می ماند ، فردای این عملیات زمانی که اخبار و شبکه های سراسری خبر شهادت سردار اسکندری را پخش می کنند داعش متوجه مسئولیت بزرگ این شهید شده و پیکر را می برند و به آن شکل سرش را از تن جدا می کنند و آن دفترچه یادداشت و مهری را نیز که در جیبش بوده پیدا کرده و متوجه می شوند که او یک سردار و فرمانده ایرانی است.
خانم سالاری زمانی که شنیدید فرد داعشی که سر همسر شما را جدا کرده به درک واصل شده چه حسی داشتید؟
ظلم هیج وقت پایدار نیست و خداوند به زودی انتقام می گیرد، خدا را شکر می کنم که این فرد به درک واصل شد، انشاالله این مساله عبرتی باشد برای همه دشمنان که این دنیا فانی است و این دسته از افراد عاقبت به شر خواهند شد و دقیقا همانند صحرای کربلا که عده ای مقابل امام حسین (ع) و یارانش ایستادند ، دشمنان تا ابد مورد لعن و نفرین قرار می گیرند و عده ای تا ابد توسط خداوند و ملائک ستایش می شوند.
آیا وصیت نامه ای از ایشان به جا مانده است؟
متاسفانه وصیت نامه را پیدا نکرده ایم ولی یقین دارم که حتما وصیت نامه خود را نوشته اند ، حتی در میان وسایلی که برگردانده اند نیز وصیت نامه ای نبود.
شما و فرزندان راضی به مبادله پیکر شهید اسکندری با پول و یا اسرای داعشی نشدید ، انگیزه شما از این مسئله چه بود؟
زمانی که دو هفته پس از شهادت همسرم، به ما خبردادند که با مبادله پول و یا اسرای داعشی می توانیم پیکر همسرم را بازگردانیم من با فرزندانم صحبت کردم ، فرزندانم پس از نیم ساعت به من گفتند که مادر جان به کسانی که میخواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی نیستیم که یک ریالی از پول بیتالمال صرف این گروه خبیث شود. حتی یک اسیر هم نباید آزاد شود. پدر رفته بود تا آنها را به درک واصل کند. ما برای آنچه در راه خدا دادهایم، توقعی نداریم و حاضر نیستیم که به ازای پیکر پدرمان ریالی از بیتالمال هزینه شود. زیرا هر اقدامی کمک به آنها محسوب میشود.
خداوند در آن لحظه به فرزندانم ایمان و قوت قلبی داد که این تصمیم را بگیرندو زمانی هم که به خدمت رهبر معظم انقلاب رفتیم به ایشان صحبت های فرزندانم را گفتم و اضافه کردم که اگر خدا بخواهد پیکر همسرم برمی گردد وگرنه تا آخر عمر میهمان حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) خواهد بود که آقا فرمودند آفرین به روحیه فرزندان شما و استقامت آنها.
خانم سالاری به عنوان سخن پایانی اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید.
پس از شهدا مسئولیت ملت بسیار سنگین شده ، بی حجابی بیداد می کند ، واقعا نمی دانیم با این شرایط چطور می توانیم جواب حضرت فاطمه (س) را بدهیم، جوان ها باید بدانند شهدای ما با چه هدفی رفتند و آن وقت خود را یک لحظه به جای آنها بگذارند بسیار ساخت است، جوانان ما امروز نیاز دارند که خصوصیات اخلاقی شهدا به آنها شناسانده شود و این کار خانواده های آنها است .
همچنین اسماعیل قاسمی سرتیپ دوم پاسدار بازنشسته سپاه و هم رزم و دوست شهید اسکندری نیز به گفت و گو با خبرنگار این خبرگزاری پرداخت که تفصیل آن به شرح ذیل است:
سردار قاسمی از نحوه آشنایی تان با شهید اسکندری و سوابق کاری وی بفرمایید.
من 29 سال در کنار سردار شهید اسکندری از جبهه های جنگ گرفته تا ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 1358 حضور داشتم ، درود به حاج عبدالله که سخنان ناقابل ما قطره ای از دریای بیکران شخصیت والای اوست ، او بزرگ مردی بود که در جبهه های پیاده ، مهندسی و دریایی ید طولایی داشت و در پیروزی انقلاب اسلامی ، قبل از سال 1357 نقشی روشنگرانه میان اقوام و نزدیکان به ویژه در منطقه قصرالدشت داشت، او تمثیل رییس علی دلواری و سرداری از بیشه قصر الدشت بود و بنابر دستور امام خمینی (ره ) نقش موثری در تجمیع افراد متعهد به انقلاب و جمهوری اسلامی ایران داشت.
او متولد 1337 و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد مدیریت بود و با وجود 10 بار مجروحیت در جبهه های جنگ ، رده های بسیار مهمی در طول دوران خدمت خود داشت که برخی از آنها به شرح ذیل است:
- حضور در جنگ های نامنظم کردستان و مریوان در سال 1359 در کنار سید احمد متوسلیان
- آزاد سازی سوسنگرد سال 1359
- جانشین فرمانده گردان عملیات های والفجر 10 ، بیت المقدس 7 ، فتح المبین ، طلاییه ، بدر و ....
- رییس ستاد و فرمانده گردان حضرت رسول در عملیات کربلای 1 ، 3 ، 4 و 5
- احداث جاده نیریز – مرودشت
- اجرای طرح های پدافندی عامل و غیرعامل
- اجرای طرح های جزایر
- احداث پادگان امام هادی (ع) در شهر کوار
- اجرای لایروبی رودخانه هیرمند به دستور امام خمینی (ره)
از خصوصیات اخلاقی شهید اسکندری برایمان توضیح بفرمایید.
او به هیچ عنوان دنبال پست و مقام نبود و هر جایی که به وی دستور می دادند برای ماموریت می رفت ، اتفاقا اخیرا خواب دیدم که آقای اسکندری با لباس کامل سپاه بود من به او گفتم که خسته نشدی از رفتن به شمال و جنوب و آوارگی؟ نمی خواهی خود را بازنشسته کنی ؟ ولی او گفت که تا زمانی که نظر ولایت بر این باشد من اطاعت خواهم کرد .
شهید اسکندری همیشه لبخند به لب داشت و بسیار مقید به علوم دینی و مسائل فقهی بود و کامل تر از هر طلبه علوم دینی در جبهه ها به مسائل فقهی مسلط و در زمینه مسائل شرعی بسیار حاضر جواب بود ، وی همیشه با وضو بود و یک رکعت نماز قضا نداشت ، بر جلوگیری از اسراف تاکید داشت و بیت المال را مورد اهمیت قرار می داد ، شهید اسکندری همیشه در صف اول نماز جمعه بود و بسیار بر خواندن نماز در مسجد تاکید میکرد.
آیا زمانی که شهید اسکندری قصد رفتن به سوریه را داشت شما را از انگیزه های خود مطلع کرد؟
اطاعت از ولایت امر و عمل به تکلیف سرلوحه اقدامات شهید اسکندری بود ، در مدتی که او مدیر کل بنیاد شهید استان فارس و معاون مهندسی قرارگاه مدینه النبی بود کارهای عظیمی را در سطح کشور انجام داد و پس از بازنشستگی نیز برای رفتن به سوریه لحظه شماری می کرد ، روز آخر برای خداحافظی نزد من آمد که من اصرار کردم بمان یا اجازه بده با هم برویم که او گفت بار دیگر با هم می رویم و سر بر شانه من گذاشت و حلالیت طلبید و تاکید کرد که دیگر با وجود غربت اهل بیت (ع) تاب نفس کشیدن در این دنیا را ندارد ، تا این که پس از ورود به سوریه 10 روز بعد عملیاتی مهم پیش آمد که در آن عملیات به شهادت رسید.
آیا شما نحوه شهادت شهید اسکندری را مرتبط با علاقه شدید او به اهل بیت (ع) می دانید؟
سیره عملی و تفکر زندگی عبدالله خاص بود ، او صبح های جمعه 100 صلوات نذر سلامتی آقا امام زمان (عج) می کرد ، روزی آیت الله بهجت به خواب شهید اسکندری می آید و می گوید چرا و عجل فرجهم را آخر صلوات هایت نمی گویی ، پس از آن بود که این شهید همیشه مقید به ذکر کامل صلوات شد ، از سوی دیگر یکی از حافظین قرآن تعریف می کرد که روزی خواب شهید اسکندری را دیده که امام حسین (ع) مسیری را طی طریق می کردند و بدون سر بودند و دستان خود را به سوی آسمان دراز کرده بودند و ذکر لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم می گفتند ، حاج عبدالله نیز پشت سر امام حسین (ع) دقیقا به همان حالت حضور داشته است.
به شهید اسکندری شهادت الهام شده بود ، او یک بال پرواز خود را زمان مجروحیت های پی در پی در دوران جنگ به دست آورده بود و بالی دیگر را در زمان خدمت به خانواده شهدا در بنیاد شهید و امور ایثارگران ، او آماده پرواز بود.
از ضرورت حضور در جبهه سوریه و دفاع از حرم زینبی بفرمایید.
یادم هست که شهید اسکندری در جبهه تیر به قلم پایش خورد و مجبور شد به عقب بازگردد و پایش را کامل گچ گرفتند ولی پس از مدتی او با عصا به جبهه بازگشت و گچ پایش را برید و می گفت که طاقت ماندن در خانه را ندارد ، اکنون نیز حضور در جبهه های سوریه و حمایت از خطوط مقاومت استکبار تکلیف همه مسلمانان است ، سوریه اکنون همانند کربلا است و باید از خاندان امام حسین (ع) و اهل بیت مظلومش دفاع کرد ، در حال حاضر جوانان زیادی از افغانستان ، پاکستان ، عراق ، لبنان و .... در راه اسلام و اهل بیت (ع) جان خود را فدا می کنند ، دعا می کنیم مسئولین اجازه دهند به راحتی هر کسی که داوطلب شد برای ادامه راه شهدا و انقلاب اسلامی به سوریه برود.
تهیه و تنظیم : فاطمه حاجی محمد علی