به بهانه سالروز پذیرش قطعنامه 598 از سوی حضرت امام خمینی(ره)
به گزارش خبرگزاری حیات، روزهایی که بر ما می گذرد، تداعی گر رویداد تاریخیِ پذیرش رسمی قطعنامه 598 در 27 تیر سال 1367 است. شاید ریشه های این واقعه را باید در این مهم جست که این قطعنامه به نسبت قطعنامههای قبل متفاوت بود، یکسویه بودن قطعنامههای پیشین ناتوانی شورای امنیت سازمان ملل را در حل جنگ ایران و عراق نشان میداد و با مخالفت ایران روبرو میشد. ایستادگی ایران بر خواستههای برحق خود در کنار پیروزیهای بزرگ ایران، بهخصوص در دو عملیات والفجر 8 و کربلای 5 و موافقت آمریکا و شوروی درباره حل منازعات منطقهای، از جمله ایران و عراق سبب شد شورای امنیت قطعنامهای را تصویب کند که در آن نظرات ایران، مخصوصاً در مورد تعیین متجاوز، مد نظر قرار بگیرد. در اسفند سال 1365 همزمان با پیروزیهای ایران در عملیات کربلای 5، هیئتی از اعضای دائم شورای امنیت به بحث و تبادل نظر درباره شیوههای مثمر ثمر پایان دادن به جنگ ایران و عراق پرداختند. حاصل این جلسات صدور قطعنامه 598 بود. پیش از این ایران به دلیل فضای حاکم بر قطعنامههای شورای امنیت که در آنها هرگز از واژه جنگ یا منازعه استفاده و آغازگر جنگ مشخص نمیشد، از قبول آنها خودداری میکرد.موفقیتهای ایران در عملیات والفجر 8 و کربلای 5 و تصرف فاو منجر به قطع ارتباط عراق با خلیجفارس شد و آن کشور را در مضیقه جدی قرار داد. فتح شلمچه هم ایران را به شهر استراتژیک بصره که برای عراق اهمیت حیاتی داشت نزدیک کرد و موازنه جنگ را به نفع ایران تغییر داد. کاهش مقاومت عراق و برتری آشکار ایران امیدواری قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه نسبت به توانایی ایستادگی عراق را بهشدت کاهش داد. در چنینی فضایی قطعنامه 598 تصویب شد. در سال 1366 در پی درگیریهای مکرر ایران و آمریکا در خلیجفارس که منجر به ایجاد فضایی تنفسی برای عراق میشد، نیروهای نظامی ایران پس از عملیات والفجر10 به شهرهای خود بازگشته بودند و نیروهای سیاسی هم سرگرم انتخابات مجلس بودند. ارتش عراق با حمایت قدرت های بزرگ جهانی، از این موقعیت مناسب استفاده کرد و در روز 28 فروردین سال 1367 با آتش توپخانه سنگین و حملات شیمیایی علیه نیروهای ایرانی، تهاجم خود به فاو را آغاز کرد. با سقوط فاو استراتژی سیاسی سابق ایران مبنی بر متقاعد کردن کشورهای حامی عراق برای دادن امتیاز به جمهوری اسلامی به خاطر قدرت تهاجمی برتر ایران نسبت به عراق و در اختیار داشتن بخش مهمی از خاک عراق، با مشکلات زیادی مواجه شد. با توجه به مشکلات جنگ و تشدید فشارهای بینالمللی به ایران رؤسای سه قوه و اعضای شورای نگهبان برای اتخاذ تصمیم نهایی درباره جنگ تشکیل جلسه دادند. امام نیز در روزهای 23 و 24 تیر نشستهای مشورتی جداگانهای را انجام دادند، اما نشست نهایی و اصلی طبق دستور امام در 25 تیر با حضور 40 نفر از شخصیتهای کشوری و لشکری برگزار و در نهایت اعلام شد که در پی بحثهای مفصلی که صورت گرفت، جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسید که پذیرش قطعنامه 598 به مصلحت انقلاب اسلامی است. به این ترتیب در 27 تیر سال 1367، ایران با ارسال نامهای برای خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل، رسماً قطعنامه 598 را پذیرفت. هر چند پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام شگفتی مردم و رزمندگان را در پی داشت، بهویژه اینکه امام خمینی (ره) قبول قطعنامه را «نوشیدن جام زهر» توصیف کردند اما اینک پس از نزدیک به 30 سال شاید بتوان عمده مسائلی که موجب طولانی شدن جنگ و امضای قطع نامه توسط فرماندهی کل قوا شد را به شرح زیر ارزیابی نمود. 1- با طرح قطعنامه 598 از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد حضرت امام خمینی اجازه فرمودند نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران با طرفهای بین المللی و تهیه کنندگان قطعنامه در مورد محتوای آن به مذاکره بپردازند. هوشمندی امام مبنی بر مذاکره غیر علنی باعث شد محتوای قطعنامه در حد زیادی که منافع ایران پس از پایان جنگ را تامین کند به دنبال داشته باشد.2- عدم پذیرش اولیه قطعنامه توسط حضرت امام، اولا به خاطرعدم اعتماد به صدام حسین بود، چرا که صدام که قرار داد 1975 را در جلوی دوربین های رسانه های پاره نمود و جنگ را شروع کرده بود، می توانست دوباره عهد شکنی کند. باید تضمین لازم برای پای بندی صدام وجود می داشت. ثانیا همه دنیا پذیرفته بودند که صدام حسین جنگ را آغاز نموده است و از سلاح شیمیایی در جنگ بر علیه مردم خود و نیز علیه نیروهای رزمنده ایرانی استفاده نموده بود و زندگی در کنار چنین موجودی در صورتی که توسط همین جنگ مهار نمی شد، غیر ممکن بود و چنانچه پس از پایان جنگ دیدیم، آن چهره اهریمنی وقتی در جنگ با ایران به هدف خود که کشورگشایی بود نرسید، به کویت حمله کرد تا آن کشور را به عنوان بخشی از سرزمین عراق در آورد و دیدیم که چه سرنوشت شوم و نکبت باری را تجربه نمود.3- حضرت امام خمینی با قرائتی که از روحیه صدام حسین داشت، به گونه ای تصمیم گیری نمود که در پایان جنگ حتی یک وجب از سرزمین عزیزمان به چنگال بیگانه نیفتد و حتی ورود به خاک عراق در جریان جنگ با این هدف بود که هم راهی برای آزاد سازی سرزمین های باقی مانده در اشغال عراق باشد و هم زمانی که صلحی به وقوع پیوست، نه عراق و نه هیچ همسایه یا دشمن دیگری در فکر حمله به کشور عزیزمان ایران نباشد.4- نقش قدرتهای بین المللی در استمرار جنگ را نیز نمی توان نادیده گرفت، حمایتهای نظامی و تسلیحاتی از صدام حسین توسط قدرت های بزرگ و حمایتهای مالی برخی از کشورهای منطقه باعث شده بود که صدام علیرغم شکست های پی در پی از جانب رزمندگان دلاور کشورمان روش تجاوزکارانه خود را تغییر ندهد. حضرت امام خمینی پیام مهمی در این مورد خطاب به ملت ایران صادر فرمودند که در قسمتی از این پیام آمده است : « ... در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسأله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم... و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم...منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/