کد خبر 128142
۲۲ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

دفاعی که منطقه جغرافیایی نمی‌شناسد

دفاعی که منطقه جغرافیایی نمی‌شناسد

برادر شهید مدافع حرم می گوید: محمد علی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فکر می‌کرد و می‌گفت، «دفاع از حرم امام علی(ع) و حضرت زینب(س) منطقه جغرافیایی نمی‌شناسد».

به گزارش خبرگزاری حیات، 75 روز حضور محمدعلی حسینی در جوار حرم حضرت زینب(س) آن هم با وجود همه مخالفت‌ها و مشکلاتی که برای رسیدن به این آرزویش داشت، دیگر اقوام و دوستان را ترغیب کرد تا راه شهیدشان را ادامه دهند و به دفاع از اسلام و حرم اهل‌ بیت(ع) بروند.محمدعلی حسینی متولد محرم 1376 و فرزند آخر خانواده حسینی است، دوران تحصیل خود را در طاهرآباد کرمان گذراند و در این زمان ارتباط خوبی هم با بچه‌های پایگاه بسیج منطقه پیدا کرد. شجاعت را خصلت بارز شهید محمدعلی حسینی می‌دانند و از علاقه وافری که با وجود سن کمش‌ به امام خمینی(ره) و رهبری داشت، خاطرات متعددی تعریف می‌کنند.خانه‌ای متشکل از یک اتاق که جای پهن کردن دو قالی را بیشتر ندارد و هیچ‌گاه پرچم‌های عزای اباعبدالله‌الحسین(ع) از دیوار آن جمع نمی‌شود.ماه رمضان را با همه گرمایی که اکثر کرمانی‌‌ها این روزها با انواع وسایل سردکننده تحمل می‌کنند، تنها با باز گذاشتن درب اتاق و یک پنجره کوچک به عبادت و راز و نیاز پرداخته‌اند.طاهره حسینی مادر خانواده، عمران حسینی پسر بزرگ، فاطمه حسینی تنها دختر خانواده و رحمان حسینی پسر سوم خانواده از جمع شش نفره ما پذیرایی کردند.عمران حسینی برادر بزرگ شهید محمدعلی حسینی از شجاعت آخرین و کوچک‌ترین برادر خود گفت: محمدعلی محرم 1367 به دنیا آمد و سه ماه بیشتر نداشت که از مزارشریف به ایران آمدیم. به امام خمینی(ره) و رهبری علاقه زیادی داشت. او می‌گفت: «رهبری سید و اولاد زهرا(س) است و باید به او احترام بگذاریم و از ایشان حمایت کنیم و این مسأله ربطی به جغرافیا ندارد».برادر شهید در ادامه افزود: محمد علی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فکر می‌کرد و می‌گفت، «دفاع از حرم امام علی(ع) و حضرت زینب(س) منطقه جغرافیایی نمی‌شناسد».حسینی افزود: محمدعلی همیشه می‌گفت، «نام‌خانوادگی ما حسینی است و آرزو دارم که حسینی هم بمیرم، همین طور هم شد».برادر شهید مدافع حرم ادامه داد: برادرم متولد ماه محرم بود و خبر شهادتش در دفاع از حرم اهل‌ بیت(ع) را هم هفتم محرم سال گذشته به ما دادند و 11 محرم نیز به خاک سپرده شد.وی تصریح کرد: محمدعلی با همه ما فرق داشت و خودمان هم می‌دیدیم که روحیات دیگری دارد به ما می‌گفت؛ «اینگونه نباشد که تنها مجلس عزای امام حسین(ع) برگزار کنید و غذای نذری را بخورید و برای ایشان گریه کنید، امام فرمودند که زینب(س) را همراهی کنید».حسینی تأکید کرد: مادرم اجازه نمی‌داد که برادرم به سوریه برود، به من گفت، با مادر صحبت کن و رضایت او را بگیر.وی با اشاره به نحوه اعزام برادرش گفت: روزی به برادرم زنگ زده بود و گفته بود، 200 هزار تومان پول برای خرج خانه می‌خواهم و این پول را گرفته بود و بعد هم مفقود شد و تلفنش هم خاموش بود، ما خیلی نگرانش بودیم تا اینکه پسرعمویم تماس گرفت و گفت محمدعلی رفت سوریه.حسینی خاطرنشان کرد: در واقع می‌خواست از تهران برود، پلیس راه مهریز او را گرفته بودند و هرچه توضیح داده بود که من از تیپ فاطمیون هستم، قبول نکرده بودند و یک سیلی هم بغل گوشش خوابانده بودند که شما را چه به این حرف‌ها.برادر شهید مدافع حرم ابراز داشت: این شهید بزرگوار گفته بود؛ « تا جایی آمدیم که دیگر نمی‌توانیم دل بکنیم»، دهم ماه رمضان سال گذشته ثبت‌نام کرد و همه روزه‌هایش را گرفت و بعد از رمضان رفت.وی در ادامه با اشاره به نحوه شهادت محمدعلی اظهار داشت: در مجموع 75 روز در سوریه بود و برای عملیات در یک منطقه نیزاری چهار نفر نیروی داوطلب می‌خواهند که او به عنوان نخستین داوطلب به همراه یک لبنانی و دو ایرانی اعزام می شوند که همگی شهید می‌شوند.برادر شهید مدافع حرم بیان داشت: سخنرانی‌های سردار سلیمانی خیلی برایش مهم بود و همان‌ها را تکرار می‌کرد، می‌گفت حاج سردار گفته نباید در خواب باشیم و دشمن به پشت خانه ما برسد.حسینی گفت: پدرم هم مقلد امام(ره) بود و برای همین سال 60 در هویزه می‌جنگید از منطقه ما 16 نفر بودند که 11 نفر شهید شدند.طاهره حسینی مادر شهید محمدعلی حسینی هرگاه نام فرزندش را می‌برد، چشمانش رنگ دیگری می‌گیرد و با همان بغض فرو برده به عکس‌ها و پوسترهایی که از فرزند آخرش بر در و دیوار خانه نصب شده، نگاه می‌کند و می‌گوید: اعضای فامیل خیلی با رفتنش مخالفت می‌کردند و می‌گفتند بعد از او دیگران هم می‌آیند و همه را به کشتن می‌دهد.وی ادامه داد: به محمدعلی گفتم که مادر دلم برایت تنگ می‌شود و در جوابم گفت؛ هر وقت به یاد من افتادی بگو، «لبیک یا حسین»، «لبیک یا زینب».مادر شهید تصریح کرد: برای رفتن به سوریه رضایت‌نامه می‌خواست، اثر انگشت من را می‌خواست در خواب پای برگه بزند که مچش را گرفتم، آن وقت بود که سر تا پای مرا بوسید و گفت؛ «برایم جزع و فزع نکنید، برای حضرت زینب(س) گریه کنید».حسینی خاطرنشان کرد: به خدا توکل کردم و رضایت دادم که برود، من قیامت جواب حضرت زینب(س) را نمی‌توانم بدهم، خدا را شکر می‌کنم که در راه خیر و زینب(س) رفت.فاطمه حسینی تنها دختر خانواده و خواهر شهید محمد‌علی حسینی نیز منتظر است تا شوهرش از خان طومان بازگردد و سه ماه دیگر با تولد نخستین فرزندشان، اسم او را به یاد برادر شهید، محمدعلی بگذارند.وی در بیان خاطراتی از برادرش می‌گوید: محمدعلی همیشه می‌گفت؛ «خدایا ما را حسینی بمیران» و به آرزویش هم رسید.حسینی تصریح کرد: یادم هست، یکی از اقوام می‌خواست مهاجرت کند و به ترکیه برود، اما بعد از اینکه دید شهید حسینی به دفاع از حرم زینب(س) رفته، راهش را تغییر داد و او هم به سوریه رفت، الان هم در حلب است و همه او را به نام «حُر» می‌شناسند.خواهر شهید مدافع حرم افزود: در این خانه هیچ نشانی از پول‌هایی که می‌گویند، اگر به سوریه بروی و بجنگی ندیدم، همه اعضای خانواده در حال تلاش برای کسب روزی حلال هستند، چاه آب را که خودشان خریده‌اند و دیوارهای حیاط را هم خودشان از حالت خرابه در آورده‌اند.منبع:فارسانتهای پیام/  

برچسب‌ها