کد خبر 128051
۱۹ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

وصیت های جاودان

وصیت های جاودان

خداوندا به ملّت ما بینشی در حد معرفت به خرد و کتاب خود و ائمه خود عنایت فرما، چرا که راه ما و ایده ما همه از توست.

به گزارش خبرگزاری حیات، پرویز (کمیل) ایمانی در سال 1345 در روستای ممشی از روستاهای همجوار کارمزد سوادکوه به دنیا آمد. پدر او (ابراهیم) در شرکت ذغال سنگ البرز کارمی کرد و در کنار آن به کشاورزی و دامداری نیز اشتغال داشت. پرویز پس از پشت سرگذاشتن دوران طفولیت، در سال 53 تحصیلات ابتدایی را درمدرسه روستای ممشی آغاز کرد و سه سال اول تحصیلی را در آن گذراند. با جابجایی خانواده به روستای بالا زیراب سوادکوه سال چهارم و پنجم ابتدایی را در دبستان بالازیـرآب پشت سر گذاشت. ازهمان دوران ابتدایی به حضـور در مسجد و شرکت در جلسات مذهبی و پرچمداری روز عاشورا گرایش داشت. برای گذراندن دوره راهنمایی وارد مدرسه امید زیرآب شد. با شروع نهضت اسلامی مردم ایران درسال57 با پخش اعلامیه ، شعار نویسی دیواری و شرکت در تظاهرات فعالیتهای انقلابی خود را آغاز کرد. دوره متوسطه را در دبیرستان آیت ا... کاشانی سوادکوه آغاز کرد .با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سال سوم دبیرستان مشغول تحصیل بود که در سال 60 ترجیح داد درس را رهاکند و عازم جبهه شود. از آن سال به بعد به طور مداوم از طرف بسیج سوادکوه در جبهه ها و مناطق عملیاتی حضور می یافت. کمیل در مهر سال 62 در کامیاران بر اثر اصابت تیر به پایش مجروح شد و درآذر سال 62 به عضویت رسمی سپاه در آمد و در مراسمی به اتفاق سی نفر از رزمندگان عضو لشکر 25 کربلا از دست محسن رضایی فرمانده وقت کل سپاه لباس سپاهی را دریافت و به تن کرد. از همان زمان به عنوان مربی و مسئول واحد تخریب در گردان تخریب لشکر 25 کربلا مشغول به کار شد. در سال 63 برای گذراندن دوره آموزشی تخصصی فرماندهی در سپاه یکم ثارالله روانه تهران شد. بعداز گذران دوره آموزشی با مدرک فوق دیپلم نظامی در سمت جانشین فرمانده گردان تخریب در عملیات بدر حضور یافت . در اوایل سال64 با خانم زینب براری در مراسمی بسیار ساده و مذهبی ازدواج کرد و بنا بر گفته مادرش به احترام همرزمان شهیدش بسته حنای حنابندان خود را برای جلوگیری از شادی مضاعف باز نکرد. با تولد اولین فرزندش در سال 65 او را مطهره نامید و در بهمن 65 به همراه همسر و فرزندش عازم اهواز شد و پس از اسکان خانواده اش در خانه های سازمانی به مناطق عملیاتی رفت و در عملیات کربلای 6 شرکت کرد. کمیل فرمانده گردان بود و برادرش یارعلی در گردان تحت فرماندهی او به عنوان رزمنده حضور داشت امّا هیچ فرقی بین برادرش و دیگر رزمندگان قائل نبود تواضع و فروتنی او در کنار شجاعت و دلیری در هنگامه نبرد مثال زدنی بود. در عرصه های خطر پیشقدم می شد و حاضر بود خودش را در معرض خطر قرار دهد اما به رزمندگان دیگر آسیبی نرسد. نقل است که روزی در جریان عملیات شناسایی در خط مقدم به هنگام عبور از میدان مین دشمن در نزدیکی کارخانه نمک شهر فاو، هنگامی که دشمن پس از شناسایی آنان اقدام به شلیک خمپاره کرد، کمیل به سرعت خود را روی مینی که نزدیکی گروه شناسایی قرار داشت و آنها آن را ندیده بودند ، انداخت تا مباد افراد گروه با مین برخورد کنند. وی در طول سال های حضور مستمر در جبهه وعملیات ها به عنوان یکی از شجاع ترین، خستگی ناپذیرترین، دلیرترین و در عین حال متواضع ترین فرماندهان معروف بود. ابتکار عمل وی در استفاده از مین ضد تانک که فقط در خشکی عمل می‌کرد در دریا که موجب نابودی قایق‌های دشمن را فراهم آورد، از خلاقیت‌های وی محسوب می‌شود.حضور در عملیات‌های؛ والفجر چهار، شش، هشت، 10 و قدس یک، دو، کربلای یک، دو، چهار، پنج و 10، بیت‌المقدس هفت و عملیات‌های تخریب و تک‌های ضربتی، پاتک‌ها و چندین عملیات بزرگ و کوچک در کارنامه شهید سردار کمیل ایمانی خودنمایی می‌کند. وی در تیرماه سال65 در عملیات کربلای 1 فرماندهی گردان تخریب را به عهده گرفت و در شورای فرماندهی لشکر 25 کربلا عضویت داشت در سال 66 در عملیات والفجر 10 در حلبچه شیمیایی شد. سپس در آخرین عملیات تهاجمی ایران به نام بیت المقدس 7 در شلمچه ، بیست و چهار ساعت قبل از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل توسط جمهوری اسلامی شرکت کرد . کمیل در 28 خرداد 67 به هنگام نصب پل ارتباطی بر اثر اصابت ترکش از ناحیه کمر قطع نخاع شد و به دنبال آن با اصابت ترکـش به قسمتی از قلب به شدت مجـروح گـردید ، بلافاصله در بیمارستانی در اهواز بستری شد و پس از مدتی از اهواز به بیمارستانی در شیراز انتقال یافت . پس از آن هم به بیمارستان بوعلی ساری منتقل گردید . اما سـرانجام در تاریخ 19 تیر67 بر اثـر شدت جراحات به درجـه شـهادت رسید . او در طول مدت حضور در جبهه بیش از 6 بار مـجروح شد. پیکر او در گلزار شـهـدای عبدالحسن زیـرآب سوادکوه به خاک سپرده شد. پس از شهادت کمیل دومین فرزند دختر او متولد شد که نام او را معظمه نهادند.  شهید در قاب خاطراتمادر شهید می‌گوید که کمیل همواره با خودکار آبی یا مشکی نامه می‌نوشت و می‌گفت آخرین نامه خودم را با خودکار قرمز می‌نویسم.به شوخی می‌گفت که تا حالا با قرمز ننوشته و این شانس را نداریم که آخرین یادداشت داشته باشیم.آخرین سفرش را تنها به جنوب و مناطق عملیاتی رفت و همسرش پس از چند روز به اهواز رفت و روی طاقچه خانه‌اش یادداشتی با خودکار قرمز دید که در آن با نام بردن از امامزاده عبدالحق زیراب از همسرش خواست سلامش را به همه برساند. یار علی ایمانی که شش ماه را در کنار برادر فرمانده‌اش در جبهه بود، با اشاره به اینکه کمیل ایمانی را با نماز شب و عباداتش می‌شناسند، افزود: سردار کمیل ایمانی فرقی بین من و دیگران باقی نمی‌گذاشت و اهل افراط و تفریط نبود.وی با تاکید بر ابتکار و خلاقیت این شهید، یادآوری کرد: سردار کمیل ایمانی یک تئوریسین بود و در طراحی مین "والمر" به من گفت که دوست دارم در بخش میانی بدنه مین عکس من در داخل آن طراحی شود.یار علی ایمانی یادآوری کرد: برای آشنایی با میدان مین به همراه سردار کمیل به منطقه کارخانه نمک رفته بودیم که با صدای خمپاره 60 که تا نزدیک شدن به زمین بی‌صدا است به سوی زمین‌خیز رفتیم که در حال بلند شدن دردی را در پهلویم احساس کردم و دست شهید کمیل را به صورت پنجه گربه‌ای در زیر شکمم مشاهده کردم و بعد از پرسیدن دلیل این کار مین گوجه‌ای را در زیر شکمم مشاهده کردم که اگر سردار کمیل در حال خیز برداشتن متوجه مین گوجه‌ای که به سختی قابل مشاهده بود، نمی‌شد چیزی از من باقی نمی‌ماند.منوچهر ایمانی برادر دیگر سردار شهید کمیل ایمانی با بیان خاطره‌ای از ماه رمضان شهید سردار کمیل ایمانی به مرخصی وی برای روزه گرفتن در کنار خانواده اشاره کرد و گفت: سردار کمیل برای روزه گرفتن در کنار خانواده، تصمیم گرفت تا یک ماه در کنار خانواده بماند ولی سه روز بعد از ماه رمضان از هفت تپه به سپاه سوادکوه زنگ زدند و ما به آزادمهر که مقر سپاه سوادکوه بود رفتیم و سردار مرتضی قربانی از کمیل خواست تا فردا به هفت تپه برود.برادر شهید گفت: کمیل به فکر اینکه عملیاتی در پیش هست سه روز بعد از ماه رمضانی که دلش می‌خواست 30 روز بماند به مناطق عملیاتی بازگشت. وصیت نامه بسم الله الرحمن الرحیمالذین اصابتهم مصیبه قالوا انا الله و انا الیه راجعونآنانکه چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شدند صبوری پیشه گرفته و گویند ما به فرمان خدا آمده و بسوی او رجوع خواهیم کرد. (قرآن کریم)اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد (ص) رسول الله و اشهد ان علی ولی اللهشهادت می دهیم که خدا یکتاست و محمد(ص) بنده و رسول خدا و علی (ع) حجت و محبوب خداست.خداوندا بنده ضعیف تو کمیل (و کان الانسان ضعیف) وصیّت خویش را که ره آورد حیاتش می‌باشد با نظارت (رب الارباب) عرضه می دارد باشد که قبول حضرت دوست واقع گردد. معبودا و محبوب آنچه سبب پیوندم با آئین عزّت بخش جهاد شد و جهاد را عطر زندگی دانستم رفتار و کردار ائمه در قالب نوری بوده که بر قلبم تابیده و آنچه که سبب انتخاب مرگ خونینم شد، اثرات خون سید جهاد و شهادت ابا عبدالله الحسین است.وصیّتم وصیّت مظلوم تاریخ، دلسوز محرومان عارف به الله امیر المومنان علی(ع) هست که در لحظات آخر عمر شریفشان به امّت اسلام ارزانی داشتند الا ای مردم در این دنیای پر پیچ و خم آنچه باعث نجات من و شماست و آنچه ما را از سقوط به خوی حیوانی رهایی می بخشد تقوای الهی است، و چه خوب است همه به تکالیفمان عمل کنیم، تکلیفمان عبودیت حق تعالی که عنایت آفرینش انسان است می باشد نه اینکه به تحصیلات زندگی کسب مقام و منصب طرح منیّت مشغول باشیم و از نصرت و رهبری مولا بی بهره بشویم و چه خوب است که حق خالقمان را اداء کنیم که جهاد به گفته قرآن یکی از آنهاست (و جاهدوا فی الله حق جهاد- سوره حج آیه 78 ) سعی کنید کارهایتان در جهت کسب رضای حق تعالی باشد و تلاش بر این ما بر این اساس پایه ریزی شود که حراست از حریم دین خدا را بر حریم زندگی مقدّم بدانیم و بدانید که با حفظ و مصون بودند اسلام حیات در سایه آن آسایش می یابد و چه خوب است حرکت ما در راستای به کمال رسیدنمان، و این زهد و پارسائی است که لباس عزّت بر قامت رعنای انسان می پوشاند پس خودمان را به رودخانه معنوی که از قُلل انسانیت و عروج انسانهای عارف سرچشمه می گیرد پیوند دهیم تا به دریای عظیم و مواج اسلام برسیم و بهترین بندگان خدا شویم (ان اکرمکم عندالله اتقیکم) .امت بزرگوار نکند با مصائب و مشکلاتی که در آینده برای دین خدا پیش می آید از انقلاب و رهبری آن کناره جوئید. حق رهبری این حرکت عظیم آنست که خودمانرا عاقبت فدای خط ولایت که یقیناً الهام گرفته از ولایت و امامت و نبوّت است کنیم. آنانکه ما را از مصیبت ها و معصیت ها بسوی سعادت ها رهنمون کردند رهبری خردمندانه مردی بزرگ بوده و حال آن که باید در اهداف طرح ریزی شده در راستای پیشبرد انقلاب حامی وحافظ و یاور و رهبر باشد، امّت است.مردم دلسوخته و دلسوز، کلاس اجتماعی و فردی شما چنگ زدن به (حبل الله) و وفادار به خدمتگزاران صدیق و محبّت بین خودتان باشد که وحدت کلمه را تشکیل می دهد و باعث تشکیل صف آهنین در برابر کفار می شود و در این صورت محبوب حق تعالی می شود (ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاکانهم بنیاه مرصوص) و لازمه این حرکت ها این است که فضیلت و چشم پشی از مادّیات ، توکل به خدا و ترد کفّار از جامعه رعایت شود. خداوندا: به امّت ما قوّت عنایت فرما تا به عمل به مسائل گفته شده و سعه صدر حکومت نوپای اسلامی را د رهمه ابعاد به کمال برسانند.خداوندا به ملّت ما بینشی در حد معرفت به خرد و کتاب خود و ائمه خود عنایت فرما، چرا که راه ما و ایده ما همه از توست.پدرم و مادرم: شما بودید که با اشکهایتان در مصائب اهل بیت (ع) مروارید عشق را در جانم افکندید و خوشا بحالتان که هدیه خدا را در موقع لزوم به دین خدا ارزانی داشتید پدرم و مادرم شما بذر محبت به خدا و ائمه و خود را در دلم کاشید اما آهن ربای دلم محبت خدا را برگزید و انشاء الله و به اذن الله در یوم القیامه با سرور با هم به خدای کریم و رحیم نظاره می کنیم.برادرانم و خواهرم؛ خواسته ام از شما همچون دیگر برادران نیست منتها مسئولیت شما امیدوارم که خونم یک مرحله از امر به معروف و نهی از منکر برای برادرانم باشد.همسرم؛ تو به حقیقت به عنوان یک مونس و همدم در زندگیم می درخشیدی و ترا بخاطر مقاومت و تحمل شدائد در فراق من در زندگی بطور مداوم همچون خدیجه در فراق پیامبر(ص) همچون فاطمه(س) در فراق علی(ع) همچون زینب(س) در فراق عبدالله و بخاطر ایمانت دوست دارم و به دنبال به سعادت رسیدنم در جنات عدن منتظر به سعادت رسیدن تو و رسیدن بهم هستم. همسرم تو خود شاگرد زهرای اطهری چرا که آنچه کانون پر مهر زندگی نیاز داشت به اجراء درآوردی و در تربیت فرزندانمان که جانمایه من و توست از مکتب (ام ابیها) بهره گیر و از خداوند برای شما صبر جمیل خواستارم.خداوندا: به همه ملّت ما صبر در برابر مشکلات عنایت فرما و همه ما را قرین و مجری احکام الهی در جهت پیشرفت جامعه گردان.خداوندا: امام ما را در جهت رهبری این انقلاب عظیم حافظ باش .خداوندا: به ستارگان مظلوم جبهه های ایران پیروزی عنایت فرما.خداوندا: آتش را در برابر ابراهیم گلستان کردی گلستان این آتش برافروخته از طرف دشمن را به عاشقانت کرامت کن.آمین یا رب العالمینبه امید زیارت کربلای امام حسین(ع) - به امید پیروزی نهائی اسلام بر صف متحد کفربه تاریخ 7/12/66 مریوان محور دزلی کمیل ایمانیتوبه نامه شهیدکمیل ایمانیخدایا توبه می کنم:از اینکه حسد کردماز اینکه زیبائی قلم را به رخ دیگران کشیدماز اینکه مرگ را فراموش کردماز اینکه منتظر ماندم تا دیگری ابتدا به من سلام کنداز اینکه ایمانم به بنده ات ، بیشتر از ایمان به تو بوداز اینکه حق والدینم را ادا نکردماز اینکه در جائی که لازم بود امر به معروف ونهی از منکر نکردماز اینکه واجبی را به خاطر مستحبی رها کردماز اینکه تعهد هائی که با خدای خویش بستم ، بشکستماز اینکه ایثار نکردماز اینکه درنمازم به چیزی جز به تو فکر کردماز اینکه تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدماز اینکه درسختی ها به جای تو به بنده ات رو آوردماز اینکه از سر کینه برای کسی ، دعا یانفرین کردماز اینکه از اینکه غیبت کردم واز دیگران بد گفتم وخود را نیک جلوه دادماز اینکه کارهایم را برای ریاست طلبی وشهرت انجام دادماز اینکه درکارها تنها خود را محور قرار دادم نه خدا رااز اینکه چشمانم را از نگاههای فساد انگیز نپوشاندماز اینکه سنجیده وحساب شده وبا فکر سخن نگفتماز اینکه قول دادم ولی خلاف عمل کردمانتهای پیام/

برچسب‌ها