وصیت های جاودان
برادران و خواهران امت اسلامی، اینک شیاطین شرق و غرب در سدد به سازش کشیدن این انقلاب هستند مواظب باشید و در مقابل این امر مقاوم و استوار ایستادگی نمایید.
به گزارش خبرگزاری حیات، محمد حسین مردی ممقانی در سپیده دم یکم اسفند سال ۱۳۳۸در ممقان چشم به جهان گشود. او سومین فرزند خانواده ای متوسط بود و به همین سبب دوران طفولیت ونوجوانی او مانند دیگر افراد به کار وکمک به معاش خانواده سپری می شد. تمامی افراد خانواده شهید وهمکلاسی ها ودوستانش او را بچه ای آرام ،کم حرف، متین و خجالتی معرفی می کنند. او دوران دبستان را در دبستان عنصری ممقان و دوران راهنمایی را در مدرسه سعدی ممقان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به همراه برادر بزرگتر خود بهمن به تبریز رفت و در هنرستان فنی تبریز مشغول به تحصیل شد.او برای کمک به معاش خانواده به کمک برادر بزرگ و پدر شتافت و همگام با تحصیل با معرفی برادر خود در کارخانه کشبافی تبریز مشغول به کار شد. شهید ممقانی به رغم کار زیاد در کارخانه وکمک به کار کشاورزی پدر در ممقان با نمرات بالایی دوران دبیرستان را تمام کرد. او در همان سال در کنکور سراسری شرکت و در رشته مهندسی الکترونیک قبول شد ولی به دلیل عدم دسترسی به وسائل ارتباطی در ممقان از این موضوع در آخرین لحظات مهلت ثبت نام اطلاع پیدا کرد که دیگر کار از کار گذشته بود.
شهید برای پدر و مادر خود اهمیت ویژه ای قائل بود.او همیشه امر پدر را بر کار خود ترجیح می داد وهمیشه و در هر کاری که پدر می گفت تمام و کمال انجام می داد.شهید محمد حسین همیشه گوش به زنگ سخنان مادرش بود او همیشه در کارهای منزل به مادر کمک می کرد در کار پخت و پز و نظافت منزل اگر در منزل بود به رغم داشتن چند خواهر پیشقدم بود.
محمد حسین قبل از رسیدن به سن تکلیف با علاقه خود به انجام واجبات دینی می پرداخت. او بسیار مذهبی بود و به نماز اول وقت بسیار حساس بود و دیگران را نیز همیشه به انجام واجبات دینی تشویق می کرد. وی در سال های قبل از انقلاب به دلیل عقایدش مرید خمینی شد و مرید او باقی ماند.
سردار شهید در بحبوهه انقلاب که موفق به ثبت نام در دانشگاه نشد وقتی فرمان خمینی را مبنی تشکیل سپاه پاسداران را شنید عازم تهران شد ودر سال ۵۸ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.خانواده وی بخصوص پدرش وقتی این خبر را شنید به بهانه ای اورا به ممقان آورد تا مانعش شود ولی او عزم و اراده خود را مبنی بر ماندن در سپاه به آنان گفت و باز هم عازم تهران شد.
وی بعد از آن عازم کردستان شد ودر سپاه مریوان مشغول خدمت شد. ممقانی در سپاه پاوه و مریوان به همراه دوستان و همرزمان خود حاج احمد متوسلیان، همت، رضا چراغی و دستواره خدمات بزرگی انجام داد.تمام افراد و کسانی که با شهیدحاج محمد حسین در این سال ها برخورد داشته اند او را فردی مکتبی و مدیر و مدبربیان کرده اند. اهالی مریوان از شهید ممقانی هنوز هم به نیکی یاد می کنند و خدماتی را که او در زمینه دارو و درمان به اهالی این شهر انجام داده از یاد نبرده اند.
برادر کوچکتر شهید ممقانی جواد مردی ممقانی که در آن سال ها در سپاه مریوان همراه وی بوده از مدیریت او و سختگیری های او در مورد بیت المال و رضایت مردم بسیار سخن گفته، وی در سخنانش همیشه از این نگران بوده که کارهای وقیحانه برخی افراد سودجو به نام انقلاب باعث به خطر افتادن انقلاب ملت شود و به همین خاطر همیشه کارها و اعمال خود را به شدت سنجش می کرد.
پس از پذیرش تشکیل تیپ ۲۷محمد رسول الله از سوی حاج احمد متوسلیان و همت در پی پیشنهاد فرمانده وقت سپاه پاسداران محسن رضایی، حاج احمد متوسلیان به سراغ شهید ممقانی می رود و فرماندهی بهداری را به او پیشنهاد می کند ولی وی از پذیرش آن سر باز می زند و در جواب حاج احمد به او می گوید چه فرقی می کند در کجا باشم هدف ما خدمت به مردم و انقلاب است ولی حاج احمد اسرار می کند و وقتی به او می گوید این یک تکلیف است او می پذیرد.
او در سال ۶۰به همراه دو تن از دوستان خود عازم ممقان می شود واز نیت خود برای ازدواج سخن به میان می آورد و وقتی صحبت از دختر به میان می آید او می گوید که به سفارش دوستان دختری را در تهران در نظر گرفته است و سپس با پدر و بزرگترهایش عازم تهران شده و مراسم خواستگاری انجام می شود و پس از انجام مراسم ساده عقد به همراه همسرش عازم مریوان شده وبه همرزمانش می پیوندد.
محمد حسین پس از تشکیل تیپ ۲۷محمد رسول الله به فرماندهی حاج احمد متوسلیان در ۲۴بهمن۱۳۶۰مسئولیت بهداری رزمی تیپ را بر عهده می گیرند و در حوزه درمان و پست امداد خط مقدم خدمات نوینی را با نبوغ و مدیریت خواص خود به اجرا در می آورد که تمام مسئولین بهداری رزمی های منطقه جنگی را به سوی خود جلب می کند و سرمشق تمامی آنها در زمینه ایجاد بیمارستان صحرایی به سبک نوین و امدادگری می شود.
شهید ممقانی بارها و بارها در عملیات های مختلف مجروح شد و به گفته خانواده اش او همیشه این موضوع را از پدر و مادر خود پنهان نگه می داشت تا باعث ناراحتی آنان نباشد. شدید ترین مجروحیت های او عبارتند از اصابت گلوله به سینه و نزدیکی قلب او ،اصابت ترکش به هردو پای او و شکستن فک و مجروحیت صورتش.
بر طبق اظهارات خانواده او خیلی کم به مرخصی می آمد و وقتی هم می آمد یک یا دو روز بیشتر نمی ماند و زود عازم منطقه می شد.حاج محمد حسن مردی ممقانی در سال ۱۳۶۲به خانه خدا مشرف شد. شهید ممقانی دارای دو فرزند دختر است که دلبستگی زیادی به آنان داشت و به تربیت آنان حساسیت خاصی داشت و موقع خواندن قرآن و دعا آنان را در کنار خود می نشاند تا یاد بگیرند و با قرآن مانوس گردند.
سرانجام حاج محمد حسین مردی ممقانی در تاریخ 1365/4/11 در جریان عملیات کربلای ۱در منطقه عملیاتی مهران به آرزوی خود رسید و با نوشیدن شربت شهادت به سوی معبود خود شتافت. جسدش را طبق خواسته خود از برادرش جواد مردی ممقانی در بهشت زهرای (س)تهران به خاک سپردند.
وصیت نامه
من المومنین رجال صدقو ماعاهدو الله علیه و ...(احزاب 23)
با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی انقلاب کسی که خداوند متعال برای هدایت امت عزیزمان این نعمت را برای ما ارزانی داشته است و ایشان ما را از سد و دام های پر پیچ و خم لجنزارها و غیره در راه اصلی که اسلام است رسانیده است و شکر خدای را که ما را در این عصر خلق نموده و هدایتمان کرده است و درود به شهدایی که با خون خود خیابان ها و بیابان ها ، کوه و دشت ایران را قدم به قدم رنگین نموده و عزیزترین سرمایه خود که همان جان است گذشته تا آن قایق را از دریای پر از نهنگ بگذرانند و ما را به آسایش برسانند که همه مدیونشان هستیم.خدایا ما را ایمان و نیرو ده که جزء مجاهدین فی سبیل الله باشیم و خدایا خود می دانی من تنها با تمام وجود هر چقدر توانسته ام فهمیدم که خدمت به اسلام انجام وظیفه نموده ام و اگر خطا به غیره عمد بود از روی نفهمی و درست درک نکردن اسلام بود.
خدایا با من با مهربانی خودت رفتار بکن که شما رحمان و رحیم هستی و اگر با عدالت خود با ما رفتار بکنی خود بهتر می دانی که آتش های جهنم جای ما می باشد. خدایا ما که توان مقاومت آتش جهنم را نداریم خود نجاتمان ده . خدایا تو را به محمد و آل محمد(ص) و تو را به عصمت زهرا ( س )، رهبر انقلاب اسلامیمان را، امام امت را که حلقوم بریده شده مظلومین است با ظهور آقا امام زمان ( عج ) نگهدار و این انقلاب را به انقلاب مهدی موعود(عج) متصل بگردان . خدایا تا ما را نیامرزیده و هدایت نکرده از این دنیا مبر یا محمد(ص) این امت شما ولایتی را که به امانت سپرده بودی نانجیبان روزگار به امانت شما تعدی نموده و آن را از بین برده اند و اینک در این انقلاب گوشه ای از آن که بدست امام خمینی زنده گشته زنده تر و پایدار بگردان و خود ناظر و نگهبان باش تا مبادا افرادی انحراف ایجاد کنند و تو را به گلوی بریده آن طفل معصوم، علی اصغرت و تو را به پهلوی شکسته دخترت زهرا (س) رزمندگان اسلام را یاری بنما.ای امام امت خود ناظر امانتت باش تا دزدان سیاستمدار نتوانند این امت را از انقلاب و اسلام نا امید گردانند و در قالب اسلام مجری سیاست های شیطانی خودشان باشند و یقین بدان که این امت حزب الله با جان و مال پشتیبان شما می باشند و ای امام عزیز و ای امت عزیز ایران امام را درک بکنید و هیچ وقت تنها نگذارید که باعث بیچارگی می شود و بی او طوری گرفتار می شویم که خیلی بدتر از رژیم منفور قبلی.ای مادر و ای پدرم شما به گردن من حق زیادی دارید که با خون دل بزرگم کردید و در این راه متحمل زحمات و مشقات زیادی شدید که من نتوانسته ام وظیفه ام را در قبال شما ادا نمایم حلالم کنید و در شهادت من که انشاءالله قبول درگاه حق تعالی باشد بسوگ ننشینید چرا که من به نهایت آرزوی خویش که لیاقتش را نداشته ام رسیده ام و افتخار کنید که فرزندتان در این راه قدم گذاشت.ای همسرم در طول این مدت من نتوانسته ام دین خود را به شما ادا کنم انشاءالله که من را ببخشید و از من بگذرید و از شهادت من ناراحت نشوید که ما همه امانت خداوند در این دنیا هستیم و سعادت ما این بود که در این راه باشیم به راه خود که خدمت به انقلاب و تداوم راه شهدا می باشد ادامه ده و در شهادت من که این مقام زیبنده من نبود شاکر باش و با قامتی استوار بلند نظر ایمان بخدا و مسئولیت زینبی خود را انجام ده و در این راه مقاوم باش که دشمنان طعنه های فراوانی می زنند. استوار باش .
جواد برادرم بیشتر به خود سازی مواظب باش ، بعنوان بازمانده شهید بدنبال اینور و آنور نروی همیشه به فکر خدا باش هر قدمی که بر می داری غیر از اسلام نباشد و چراغ راهت را ولایت فقیه قرار ده که در هر بحرانی که بیفتی نجات دهنده است.در آخر یک تذکر عمومی به همه برادران و خواهران امت اسلامی می دهم و آن اینکه شیاطین شرق و غرب در سدد به سازش کشیدن این انقلاب هستند مواظب باشید و در مقابل این امر مقاوم و استوار ایستادگی نمایید و در آخر از همه برادران و خواهران ، دوست و آشنا طلب حلالیت می نمایم و این را یقین بدانید که هر خطایی داشتم از عدم آگاهی به شئونات اسلام بوده و هیچ عمدی در کار نبوده و تمامی خطاها از نفهمی های ما بوده . به همسرم: مقدار 4500 تومان به بیت المال مغروضم که ترتیبش را می دهید و مقدار 1300 تومان هم به برادر حاجی زاده که این مبلغ را می پردازید و سه سال روزه هم قرض دارم موقع گرفتن در جبهه بودم و نتوانستم بگیرم که روزه هایم را اگر جواد فرصت داشت بگیرد . والسلام
انتهای پیام/