کد خبر 127877
۱۳ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

خبرنگاری که جاودانه شد

خبرنگاری که جاودانه شد

در اوایل ماه رمضان میهمان عباس افشار پدر شهید علیرضا افشار خبرنگار شهید در سانحه هوایی سی 130 سال 84 شدیم. دیداری که طی آن فرصتی شد تا با مجموعه اقدامات پدر وی در راستای حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت مطلع شویم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حیات، در اوایل ماه رمضان میهمان عباس افشار پدر شهید علیرضا افشار خبرنگار شهید در سانحه هوایی سی 130 سال 84 شدیم. دیداری که طی آن فرصتی شد تا ضمن آشنایی بیشتر با شخصیت شهید افشار، با مجموعه اقدامات پدر وی در راستای حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت مطلع شویم. مجموعه اقداماتی که در مقایسه با تلاش های برخی نهادهای فرهنگی شاید کم نظیر و حتی بی نظیر باشد. بعد از 12 سال هنوز دلتنگ و داغدار است . هنوز با خاطرات گذشته سر می کند و غرق در آن روزها زندگی را می گذارند. در تکاپوی تلاش است تا به هر نحوی یاد آن روزها را زنده نگاه دارد و گویی در همین خاطرات است که آینده برای او معنا می گیرد. هرچه باشد پدر است و غم از دست دادن فرزند برایش درد کمی نیست. همچنان که گویند برای مردان صلح هیچ چیزی سخت تر از جنازه پدری بر دوش پسر نیست و در جنگ این جنازه پسر بر دوش پدران است که دنیا را در چشمی بر هم زدن تیره و تار می کند. به قول خودش اما پسر او نه در جنگ که در صلح رفت و این همان داغی است که دردش را هر روز تازه می کند. دلش پر از گلایه و انتقاد نسبت به آن کسانی است که با وجود امکانات و ابزار رسانه ای و تبلیغاتی و حمایتی هیچ کاری برای شهدای سانحه پرواز سی 130 نکردند. اما چه زیبا و چه خوب که درد او ، غم او و داغ دلش باعث سازندگی شده است و او از هر فرصتی استفاده کرده تا یاد فرزندش را از طرق مختلف در جامعه زنده نگاه دارد. از جمع آوری آرشیو مصاحبه ها و عکس های و فیلم های علیرضا گرفته تا احداث ایستگاه صلواتی و دارالقرآن در تجریش که از قضا تاثیر به سزایی در مقوله ایثار و شهادت و همچنین یادآوری شهدا و ارزش های انقلاب داشته است.هفته پایانی خرداد که مهمان عباس افشار پدر شهید افشار بودیم ، از او درخصوص فعالیت های مجموعه های شهید افشار پرسیدیم و اینکه چطور از پس تمامی مراحل و مخارج آن به تنهایی برآمده است. خودش می گوید همه این اتفاقات از همان عشقی سرچشمه می گیرد که او به فرزندش دارد. تمامی خانه اش پر شده از عکس های کوچک و بزرگ علیرضا و هر گوشه ای از خانه با یاد او مزین است. از عکس بزرگ علیرضا در دیوار روبه روی نشیمن گرفته تا گوشه های اتاق که با لوح های تقدیر علیرضا در دوران خبرنگاری او در صداوسیما پرشده است. علیرضا در سال 84 و با پرواز معروف هواپیمای معروف سی 130 به شهادت رسید. وقتی از او درباره جزییات آن حادثه می پرسیم ، گویی همه این سال ها یک خواب بوده و دوباره اتفاقات برایش تازه می شود. صدایش می لرزد ، دستانش سست می شود و اشکی از گوشه چشمش بر گونه هایش می لغزد. دوباره تمامی آن روز را مرور می کند. از سیر پرونده هایی که در دادگاه دنبال کرد تا آن روزی که خیلی ها او را جدی نمی گرفتند و می خواستند که به نحوی دست از پیگیری ها و سماجتش بردارد. با هرعکس روی دیوار کلی خاطره دارد. اینکه علیرضا در آن عکس چه می گفت و جریان عکس چه بوده است. خاطرات علیرضا با افراد نظامی و سیاسی آنچنان به خوبی از بر بود که گویی خود علیرضا آنها را نقل می کند؛ خاطراتی که یا نزدیکان علیرضا یا خود مسئولان مصاحبه شونده برای علیرضا به پدرش گفته اند ولی او آنقدر این خاطرات را با خودش مرور کرده که دیگر علیرضا در حرف های او، در کارهای او بازتاب شود؛ گویی او علیرضا افشار دیگر است. از درب خانه که بیرون می رویم در خیابان های تجریش یک به یک تابلوها و یادبودهای علیرضا را به ما نشان می دهد و اینکه چقدر تلاش کرده تا یاد علیرضا را در محله پدری اش حفظ کند. چند کوچه پایین تر از بازار محلی تجریش ما را به سمت دارالقرآنی هدایت می کند. دارالقرآنی که حالا در تجریش شناخته شده است و کلاس های هفتگی برگزار می کند و البته در ویترین آن هم عکس های علیرضا و لوح های او قرار گرفته است. می گوید این دارالقرآن شاید یکی از بهترین چیزهایی باشد که می تواند یاد او را زنده نگاه دارد، هرچند که حفظ آن برای او مشکل شده است. در پایان به ما وعده آن می دهد که به زودی از ایستگاه صلواتی او در بهشت زهرا بازدید کنیم. ایستگاهی که هر هفته مورد توجه زائرین قرار می گیرد و تقریبا جز مکان های پربازدید آن منطقه در آخر هفته به شمار می رود. پایان این دیدار ختم به یک گفتگوی کوتاه شد. اینکه چرا و چطور حاضر شده است به تنهایی بار تمامی این مسائل را به دوش بکشد. آن هم در شرایطی که این همه محدودیت پیش پایش بوده و در هر اتفاقی او بوده که به تنهایی با تمامی مشکلات کنار آمده است و جالب اینجا است که پاسخش در هدف و اراده اش خلاصه می شود که به زعم او می تواند مقدمه راهی برای سایر خانواده های شاهد و ایثارگرباشد.او معتقد است که تمامی این فعالیت هایش از برگزاری کلاس های دارالقرآن تا ایجاد ایستگاه صلواتی بهشت زهرا(س) می تواند الگوی مناسبی برای آن دست از افرادی باشد که برای انجام هر کار و فعالیتی در انتظار کمک دستگاه های دولتی و غیر دولتی دیگر هستند و در جای خود متوقف شده اند. به نظر او هر خانواده شاهد و ایثارگری می تواند در حد توان خویش قدمی هرچند کوچک در راستای اعتلای فرهنگی این سرزمین و انتقال فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی آن به نسل جوان بردارد و باعث رشد و گسترش فرهنگ ایثار و شهادت در تمامی سطوح جامعه شوند و در نهایت تاثیر این مساله و فراگیری و گسترش آن قابل مقایسه با توان هیچ یک از دستگاه های دولتی نخواهد بود.انتهای پیام/   

برچسب‌ها