معرفی کتاب «بهشتی از زبان بهشتی»
کتاب "بهشتی از زبان بهشتی" به قلم "فرامرز شعاعحسینی" مشتمل بر خاطرات شهید بهشتی به روایت خود شهید است.
به گزارش خبرگزاری حیات، عظمت هر ملتی به کثرت بزرگان و میزان بزرگی آنان است. هر قدر مردان و زنان عالیقدر و بزرگوار در یک ملت بیشتر باشد و از آن مهمتر بلندای روح آنان و ارتفاع همتشان و مناعت طبعشان رفیعتر باشد آن ملت و بالطبع به تبع آن کشورشان سرافرازتر، سربلندتر و ارجمندتر خواهد بود. روزگار میگذرد؛ مردی از تبار ذوالفقار، بر مدار ایثار سوار و محیط معرفت روزگار میشود. در زمره شاگردانش و در عداد فرماندهانش مردی است که مجمع صفات نیک است. خردمند، دوراندیش، برنامهریز، پرصلابت، شورانگیز، فقیه و دانش شکاف و خلاصه شمشیری بیغلاف، آنچه خوبان همه دارند به تنهایی داشت! خواب و راحت را نه فقط از دشمنان که از دوستان بیحمیّت نیز ربوده بود. دشمنانش میگفتند کلامی بیعلت و بیحکمت از دهانش بیرون نیامد! بسیار هوشمند بود... نبریدش مگر به تیغ فریب! دشمن همه بضاعتش را در مقطعی برای تخریب او هزینه کرد تا آنجا که امام دلسوخته بیش از همه برای مظلومیتش دل سوزاند. شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی! و ای دریغ و ای درد که هر شکستی که به انسان برسد از خویش است! و امام میفرمود دشمن آنچنان چهره او را مشوّه نشان داده است که دوستان نیز بدو بدگمان شدهاند. هر کسی به طریقی دل ما میشکند. آری، دکتر سید محمد حسینی بهشتی و بهتر بگویم سید مظلوم بهشتی از زبان ما وصفش شأنی نمیآورد، آنجا که رهبر کبیر انقلاب دربارهاش تعبیری اینچنین دارد: «بهشتی یک ملت بود!» از زبان امام امت شنیدن این عبارت بسیار جای تعمق دارد، یک تن ملتی باشد برای ملتی. «إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّه» اینکه فرمود: «الاسماء تنزل من السماء» انصاف را که بهشتی، بهشتی بود و بهشتی شد! اگر رودکی گفت: رفت آنچه رفت آمد آنچ آمد بود آنچه بود خیره چه غم دارید؟ به عبرت بر اغتنام زمان کلام امیر بیان را ضمان میآورم که فرمود: ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَه بَینَ العَدَمَین آنچه بر بهشتی روا داشتند به خون پاکش تطهیر و این بیت بر خواب رذیلانه دشمن تعبیر شد: دیدی که خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند آنچه گذشته است، گذشت. در فرصتی که داریم واجب است به تنویر شخصیت مفاخرمان اهتمام ورزیم. برادر عزیزم آقای فرامرز شعاعحسینی از جمله دلسوزان است که کمر همت به گردآوری و تدوین خاطراتی بسته است که شاید محو میشد اگر این همت مردانه نبود! معنای خطر هم خطور است و هم مخاطره. خاطره شاید بیارتباط با این دو نباشد.هر چه هست رنگی از خطر دارد که در خاطر مانده است.امیدوارم بدین کرشمه دو کار بر آید: هم فریادی از مظلومیت آن زنده یاد باشد و هم عبرتی برای زندگان که چون از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند دنیا بهتر است یا آخرت؟ مضمون پاسخ حضرتش چنین بود که لحظه از دنیا بهتر از آخرت است، زیرا فرصت تأمین آخرتت را داری! چه خوب است همه ما، خصوصاً مسئولین نظام بتوانیم بهگونهای عمل کنیم که آیندگان پس از ما به تبیین اعمال و رفتارمان همت گمارند: خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران منبع:هفته نامه حیات طیبهکاری از:سید محمد حسینیانتهای پیام/