برای «مسیح کردستان»
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید محمد بروجردی در سال 1333 در روستای کوچک «دره گرگ» از توابع شهرستان «بروجرد» در خانوادهای مؤمن و فقیر به دنیا آمد. شش ساله بود که پدرش را از دست داد و همراه مادر و پنج خواهر و برادر به تهران آمد. از هفت سالگی در یک خیاط خانه مشغول به کار شد و در دوره شبانه تحصیل کرد. در 14 سالگی و در سال 1347 با شرکت در کلاسهای آموزش قرآن و معارف اسلامی و شرکت در جلسات نیمه مخفی سیاسی عقیدتی شهید حاج مهدی عراقی وارد فعالیتهای سیاسی شد.در سال 1350 ازدواج کرد و یک سال بعد به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد، اما چون علاقه ای به خدمت در ارتش شاهنشاهی نداشت فرار کرد و وقتی میخواست به قصد دیدار با امام از مرز خارج شود، شناسایی و دستگیر و به مدت شش ماه زندانی و پس از آزادی به خدمت سربازی فرستاده شد. پس از اتمام دوره سربازی تصمیم گرفت به شکل جدیتری به مبارزه بپردازد و همکاری خود را با روحانیت مبارز و گروههای مذهبی مبارز شروع کرد. در سال 1355 به سوریه رفت و در اردوگاه های نظامی «جنبش امل» دورههای رزم چریک شهری و نبرد پارتیزانی را دید و سپس به ایران بازگشت. پس از چاپ مقاله موهن رژیم شاه در روزنامه «اطلاعات» و قیام خونین 19 دی 1356 قم، با کمک همراهانش دست به یک سری عملیات ضربتی علیه تأسیسات سیاسی امنیتی و مراکز به اصطلاح فرهنگی رژیم شاه و حامیان آمریکایی او زد، از جمله: انفجار رستوران خوانسالار محل تجمع مأمورین آمریکایی انفجار اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی در لویزان خلع سلاح مأمورین قرارگاه شهربانی شاهنشاهی در تهران عملیات نظامی علیه مراکز ساواک در 15 خرداد 1357در دوازدهم بهمن 1357 با تشکیل کمیته استقبال، سرپرستی گروه حفاظت از امام خمینی (ره) به او محول شد. در درگیری های مسلحانه مردم و نیروهای شاه در روزهای 21 و 22 بهمن 1357 نقش چشمگیری در تصرف «پادگان جمشیدیه» و نیز آزاد سازی مراکز رادیو و تلویزیون داشت و از ناحیه پا مجروح شد. پس از چندی مسئولیت سرپرستی زندان اوین به او محول گردید. او یکی از دوازده نفری بود که سپاه را در بهار 1358 تأسیس کردند. شهید بروجردی در شورای مرکزی سپاه آغاز به کار کرد و سپس مسئولیت معاونت عملیات پادگان ولی عصر (عج) را به عهده گرفت. با شروع غائله کردستان به آن خطه رفت و به مبارزه با ضد انقلاب پرداخت و توانست محاصره سنندج را بشکند. به دنبال جنایات فجیع ضد انقلاب بهویژه در پاوه و در پی صدور فرمان امام در مرداد 1358، شهید بروجردی و رزمندگان تحت امر او برای سرکوبی ضد انقلاب عازم پاوه شدند، اما با اقدامات هیئت حُسن نیت، مواضع آزاد شده از چنگال ضد انقلاب، دوباره توسط آنها تصرف شدند. شهید بروجردی در این دوره دشوار، طرح تشکیل «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد» را تدوین و به شورای عالی سپاه ارائه کرد. پس از تصویب این طرح در شورای انقلاب، مسئولیت تشکیل آن به عهده شهید بروجردی قرار گرفت. با تشکیل این گروه، موازنه قدرت در کردستان به ضرر ضد انقلاب، به هم خورد. با شروع جنگ تحمیلی، شهید بروجردی همراه با تنی چند از همرزمانش به سرپلذهاب رفتند و شهر را از خطر سقوط حتمی نجات دادند. بنی صدر، در رأس گروهی از فرماندهان جنگ آزموده و زبده نبردهای غرب کشور برای سازماندهی یگانهای رزمی سپاه در جبهه های جنوب، راهی خوزستان شد. او بهرغم مسئولیت سنگین رهبری نبردهای غرب کشور، لحظه ای از جبهههای جنوب غافل نبود. چندی بعد در جلسهای در آذربایجان غربی پیشنهاد تشکیل قرارگاهی مستقل، برای طراحی، هدایت و رهبری مشترک و منسجم نیروهای ارتش و سپاه در جنگهای غرب کشور را مطرح کرد که با استقبال گرم فرماندهان ارشد سپاه و ارتش مواجه گردید و قرارگاه خاتمالانبیاء (ع) تأسیس شد. در توصیف خصایل اخلاقی شهید بروجردی همین بس که مردم کردستان به او لقب «مسیح کردستان» داده بودند. او بهرغم جایگاه ممتازی که در بین فرماندهان ارتش و سپاه داشت، فوقالعاده متواضع بود. با توجه به اینکه فرماندهی عالی جنگ در جبهههای شمال غرب و غرب کشور را به عهده داشت، هرگز زیر بار مصاحبه و تیتر خبری شدن نرفت و در گمنامی به ادای وظیفه پرداخت. همواره دوش به دوش بسیجیها میجنگید و ذرهای غرور نداشت. بسیار به رسیدگی به یتیمان و خانوادههای شهدا و جانبازان اهتمام داشت.با گسترش دامنه فعالیت قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) در غرب، به سازماندهی، آموزش و کادرسازی تیپ ویژه شهدا پرداخت و مسئولیت فرماندهی آن را به سردار شهید «ناصر کاظمی» محول کرد.وی در روز اول خرداد سال 1362 همراه با پنج تن دیگر از فرماندهان، به قصد انتخاب محلی مناسب برای استقرار «تیپ ویژه شهدا» از شهرستان «مهاباد» بیرون رفت که در بین راه ماشین آنها با مین برخورد کرد و به شهادت رسید.منبع:هفته نامه حیات طیبهانتهای پیام/