وصیت های جاودان
همیشه پشت سر امام حرکت کنید و اوامر او را به گوش جان بشنوید زیرا اکنون ولایت او ولایت امام زمان (عج) و امیرالمؤمنین (ع) می باشد و از خداوند متعال می خواهم که همیشه ما را از پیروان و شیعیان حضرت علی (ع) قرار بدهد.
به گزارش خبرگزاری حیات، رسول زینلی در خانواده ای مذهبی متولد شد. تحصیلاتش را با موفقیت تا دوره ی راهنمایی طی نموده بود که انقلاب اسلامی آغاز شد. او نیز همگام با امت انقلابی به فعالیت پرداخت و به جمع دشمن ستیزان اسلام پیوست. از سال سوم راهنمایی همزمان با تحصیل به کار پرداخت و از دسترنج خود به جبهه ها کمک می کرد. با تشکیل ارتش بیست میلیونی به بسیج پیوست و در پایگاه مسجد محل فعالیت چشمگیری داشت. در سال دوم دبیرستان یعنی سال 1363 با عزمی راسخ و با الهام از پیام ملکوتی امام که فرمودند رفتن به جبهه واجب کفایی است، عازم جبهه ی حق علیه باطل شد (جنوب) شد. رسول شور عجیبی برای حضور در جبهه ی نبرد داشت. او در دوران تحصیلات دبیرستان، چند بار عازم جبهه شد.شهید زینلی پس از اخذ دیپلم در کنکوردانشگاه و تربیت معلم شرکت کرد و در هر دو موسسه پذیرفته شد اما از آنجایی که عشق به تعلیم و تربیت در سر داشت، شغل مقدس معلمی را انتخاب کرد. در طول تحصیل در مرکز تربیت معلم شهید رجائی اصفهان، بنا به حکم وظیفه، سنگر دانش را رها کرد و برای چندمین بار به سوی جبهه ها شتافت. او در چند عملیات مهم و گسترده به عنوان آر.پی.جی زن، معاون دسته و سپس مسئول دسته شرکت فعال داشت. در عملیات های کربلای 5، والفجر 10 و بیت المقدس 7، شرکت نمود و سرانجام در 23 اردیبهشت ماه 67 در عملیات بیت المقدس 7 بر اثر اصابت ترکش خمپاره 120 به قسمت های زیادی از بدنش به فیض شهادت نایل آمد.شهید در آیینه خاطراترسول خودش در سنگر تعلیم و تربیت بود اما قلب و فکرش در جبهه ها. او وقتی به مرخصی می آمد مرتب در فکر برگشت به جبهه بود. علاقه ی عجیبی برای حضور در جبهه داشت. در آخرین مرخصی و موقع اعزام مجدد به جبهه با هم قرار گذاشته بودند که در ساعت 12 ظهر در محل اعزام حاضر شویم. با توجه به بعد مسافت لازم بود که ساعت 11 صبح حرکت کنیم. هنگام خداحافظی با خانواده، ناگهان یکی از اقوام او در میان ما حاضر شد و از رفتن او ممانعت کرد. رسول به گریه و ناله افتاد و گفت: من باید بروم و دیگر نمی توانم اینجا بمانم. سرانجام موفق شد و با اقوامش آخرین خداحافظی را کرد.خداوندا تو را شکر می کنم که مرا به دین خود هدایت کردی و از نعمت جهاد بهرهمندم ساختی تا بتوانم تو را بهتر بشناسم و از مشکلات و سختی ها راحتم ساختی تا به درگاهت نزدیک تر شوم.وصیت نامه شهیدخدایا اگر در این راه تقصیر و کوتاهی شده است که می دانم شده و وظیفه ام را به خوبی انجام نداده ام مرا ببخش و مورد فضل و کرم خود قرار بده. از پدر و مادر مهربان خودم که زحمات فراوانی را در راه تربیت من کشیده اند نهایت تشکر را می کنم هرچند که اگر به تعداد ریگ های بیابان به آنها نیکی کنم نمی توانم حقشان را ادا کنم .وصیتم به امت شهیدپرور این است که همان طور که قبلاً در خط امام بودید سعی کنید که همیشه پشت سر او حرکت کنید و اوامر او را به گوش جان بشنوید زیرا اکنون رهبر ما نائب بر حق امام زمان (عج) هستند و لازم است که در این زمان که در غیبت کبری به سر می بریم از ایشان پیروی کنیم چنانکه ولایت او ولایت امام زمان (عج) و امیرالمؤمنین (ع) می باشد و از خداوند متعال می خواهم که همیشه ما را از پیروان و شیعیان حضرت علی (ع) قرار بدهد.انتهای پیام/