کد خبر 127323
۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

اطلاعات جنگ تنها در کتاب‌ خاطرات نیست

اطلاعات جنگ تنها در کتاب‌ خاطرات نیست

داشتن بانک اطلاعات و دفتر مطالعات از نیازهای جدی است. درگیر کردن پژوهشگر، هنرمند و محقق بسیار مهم است. این وظیفه تنها بر عهده کتاب‌های خاطرات نیست.

به گزارش خبرگزاری حیات، در طول حدود سه دهه‌ای که از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌گذرد، هر بار که به نقش زن در پیروزی‌های به‌دست آمده در آن زمان پرداختیم به‌صورت مناسبتی و یا تکرار مکررات بوده است. شاید وقت آن رسیده باشد که به لایه های پنهان نقش زن در دفاع مقدس و انقلاب اسلامی بپردازیم.به همین جهت میزگردی با حضور فاطمه قربان معاون سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس و معصومه رامهرمزی نویسنده، پژوهشگر و امدادگر دوران دفاع مقدس تشکیل شد.رامهرمزی در این نشست به ابعاد مختلف حضور زنان در دفاع مقدس، آسیب‌های زنان در جنگ و همچنین نقش زنان در درمان رزمندگان اشاره کرد. معاون سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس به‌عنوان یکی از اشخاصی که به‌صورت تخصصی در این زمینه فعالیت می‌کند به تبیین نقش زنان در دفاع مقدس، فعالیت‌های صورت گرفته در این زمینه و نقش صدا و سیما و سازمان‌های فرهنگی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت پرداخت. در ادامه ماحصل این گفت و گو را می‌خوانید.*****به نظر شما چه عواملی باعث شده که برخی از جوانان، امروز بحث دفاع مقدس را پس بزنند؟رامهرمزی: شاید یکی از عوامل پس زدن جوان‌ها، نوع بیان و ورود ما به این بحث است. تکراری و کلیشه‌ای به موضوع می‌پردازیم. هشت سال دفاع مقدس مملو از موضوع و مسئله است؛ اما معمولاً بعضی موضوعات تکرار می شود و تازه این تکرار هم با نوعی شعارزدگی و تفاخر همراه است؛ که مورد پسند جوانان نیست.** در موضوع نقش زنان در دفاع مقدس همین اتفاق افتاده است؟رامهرمزی: همانطور که می‌دانید نقش زن در دفاع مقدس در واقع نقش مناسبات انسانی در جنگ و روح عاطفی حاکم بر جنگ است. قرار است در موضوع زنان، مناسبات انسانی جنگ را ترسیم کرده و مورد توجه قرار دهیم. مردم به این بعد از جنگ علاقه مند هستند و زمینه اجتماعی مناسبی برای ورود به این موضوع وجود دارد؛ اما در تبیین ابعاد این موضوع هم خیلی خوب عمل نکرده ایم.همه زوایای حضور زنان در جنگ مورد توجه قرار نگرفته است و به سهو یا عمد بعضی از نقش‌ها را به فراموشی سپرده‌ایم و بیشتر گزینشی عمل کرده ایم. این نوع نگاه به موضوع زنان نگاه حداقلی است و در درازمدت جامعه آن را پس می‌زند؛ چون جامعه خواهان دریافت حقیقت جامع موضوع زن در جنگ است.به‌عنوان مثال عرض می کنم، نقش مادران رزمندگان و شهدا در جنگ نقشی بی‌بدیل و غیر قابل انکار و تاثیرگذار است؛ اما این مصداق همه ماجرای حضور زنها در جنگ نیست. دختران جوان به دنبال یافتن ما به‌ ازاء نقش دختران و زنان جوان در جنگ هستند؛ تا با آنها همذات‌ پنداری کنند و باور کنند که آنها هم می‌توانند صاحب چنین توانایی‌هایی در برخورد با پدیده جنگ باشند.این موضوع برای اقشار مختلف جامعه، صادق است و ما هم که در هشت سال دفاع مقدس از این مصادیق کم نداریم؛ پس چرا تلاش نمی کنیم تا منظومه‌وار و مجموعه‌ای به این نقش ها بپردازیم.عامل موفقیت ما در جنگ حضور مردم بود؛ نه مناسبات نظامی و سیاسیما در جنگ مورد هجمه کشورهای زیادی بودیم، ظاهراً با یک کشور در جنگ بودیم. انواع و اقسام تجهیزات نظامی از فرانسه، انگلیس، آمریکا، آلمان برای کمک به رژیم بعث فرستاده می‌شد و دنیای استکبار با تمام امکانات از دشمن ما حمایت می کرد، حمایت و حضور جدی مردم با توکل به قدرت الهی این معادله را به هم زد.جنگ ما یک جنگ دفاعی و مردمی بود. در حقیقت مردم از جنگ پشتیبانی کردند. عامل موفقیت ما در جنگ حضور مردم بود؛ نه مناسبات نظامی و سیاسی. ما با اتکاء به این ظرفیت کثیر، توانایی این را داریم که ابعاد مختلفی از جنگ را به نمایش بگذاریم. این ظرفیت وجود دارد و با فکر و برنامه ریزی باید به آن پرداخت.**با توجه به سخنان شما، در کدام ابعاد از دفاع مقدس کم‌ترین توجه صورت گرفته است؟رامهرمزی: این قضیه در مورد موضوعات مختلف مصداق پیدا کرده؛ ولی در موضوع زنان به نظرم مصداقش پر رنگ‌تر است؛ که به‌عنوان مثال می‌توان به نقش زنان در اقتصاد جنگ اشاره کرد. در این سال‌ها کمتر به این موضوع پرداختیم. از سال 64 خزانه کشور خالی شده بود، و مشکلات اقتصادی و تحریم‌های جهانی، فشارهای جدی به اقتصاد کشور وارد می‌کرد. ما به این موضوع نپرداختیم که در آن موقعیت میزان طلای اهدایی زنان و کمک‌های غیر نقدی آنها به جبهه چقدر بوده و این کمک‌ها چه تاثیری بر اداره جنگ و رفع مشکلات اقتصادی داشت.کم‌لطفی است که نقش زنان در اقتصاد و پشتیانی مالی از جنگ نادیده گرفته شود. درباره شرایط زندگی زنان مهاجر همواره سکوت کرده‌ایم؛ در حالی که زندگی در اردوگاه‌ها و خوابگاه‌ها با انواع و اقسام مخاطرات همراه بود و اگر گذشت و بردباری خانواده‌ها نبود دولت دچار مشکلات جدی در تامین نیازهای اولیه و انسانی جنگ‌زده ها می‌شد.زنان مهاجر یا به تعبیری جنگ‌زده طی هشت سال آوارگی و دوری از خانه و کاشانه چگونه زندگی کردند؟ آسیب‌شناسی این نوع از زندگی به ما کمک می‌کند که در موقعیت‌های مشابه درست عمل کنیم و دچار خطاهای دیروز نشویم.در این سالها بیشتر از دریچه تفاخر به گذشته به موضوعات تکراری پرداختیم و کمتر جرئت کردیم به بررسی آسیب ها و آفت ها بپردازیم؛ در حالی‌ که هر جنگی هم پیروزی و هم شکست دارد؛ هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف دارد و اگر واقع‌بینانه و منصفانه به نقد خود نپردازیم دیگران هم نمی‌توانند ما را باور کنند.** با وجود تعدد کتاب‌ها در حوزه دفاع مقدس چرا تنها برخی آثار مورد استقبال جامعه قرار می‌گیرد؟رامهرمزی: در محتوای کتاب‌ها مشکلی نداریم، تفاوت کتاب‌ها و علت موفقیت آنها به شیوه انتقال محتوا برمی‌گردد. یکی از علت‌های موفقیت برخی از کتاب‌های دفاع مقدسی، "تغییر زبان" است؛ هنر یک نویسنده این است که بتواند با زبانی بنویسید که با جامعه مخاطب ارتباط برقرار کند.نویسنده می تواند جنگ را صادقانه و به زبانی بنویسد که مردم آن را بخوانند، درک کنند و باور کنند. گاهی با مجموعه هایی روبرو می‌شویم که بدون نگاه کارشناسی در کوتاه‌ترین زمان و برای اهداف اداری و سازمانی کتاب منتشر می‌کنند و با نابود کردن سوژه و محتوای ارزشمند، فرصت انجام یک کار خوب را می‌گیرند. ذکر شکست‌ها عبرت برای آینده استخیلی وقت‌ها براساس گفتمان قالب بر جامعه بیشتر به دنبال تفاخر نسبت به دفاع مقدس بودیم؛ هر چند که این یکی از اغراض دفاع مقدس است. اما چیزی فراتر از این برای دفاع مقدس وجود دارد و آن فرهنگ سازی است.اگر بتوانیم این تفاخر را تبدیل به فرهنگ کرده و آن را منتقل کنیم، موفق می شویم، در غیر این‌صورت هر قدر بگوییم و بنویسیم، تنها قشر خاصی آن را می‌خوانند و "به به" و "چه چه" می گویند؛ اما فایده‌ای برای کل جامعه به همراه ندارد. شما به‌عنوان یک جوان اگر از این حرف‌ها استفاده نکنید و به درد شما نخورد، آن را کنار می گذارید و دیگر به سراغش نمی روید.به نظر من ما نیاز جدی به این موضوع داریم که لایه‌های پنهان جنگ را کشف کنیم و از بیان آن نترسیم. ما بعضی وقت‌ها می‌ترسیم که آفت‌ها و آسیب‌ها را بگوییم. می‌ترسیم بگوییم که ما در عملیات کربلای 4 و رمضان شکست خوردیم. ذکر شکست‌ها عبرت برای آینده است.اگر در کنار تمام افتخاراتی که در جنگ حاصل کردیم از درد، آسیب، تلخی‌ها و از مصائب جنگ هم بگویم، مردم را برای موقعیت مشابه آماده می‌کنیم. این توانمندی را ایجاد می‌کنیم که در برخورد با آسیب مشابه‌ از تجربه گذشته استفاده کنیم و از بحران عبور کنیم.**در دوران دفاع مقدس زنان همسر خود را برای حضور در جبهه، تشویق می‌کردند؛ ولی چرا امروز بعضی از زنان مانع از حضور همسر خود در سوریه می‌شوند؟رامهرمزی: نگاه تقویمی و مناسبتی و ابزاری به خاطرات جنگ و شهدا و جانبازان قدرت فرهنگ‌سازی و الگوبرداری ندارد. اگر نگاه ما غیر از این بود امروز با این مشکل روبرو نمی شدیم. اگردر این سالها بیش از آنچه کردیم، از همسر جانباز و شهید، حمایت های قانونی و عاطفی می کردیم، امروز ته دل بعضی از خانم‌ها نمی‌لرزید که اگر همسرشان را از دست بدهند چه خواهد شد و چه آینده‌ای در انتظار آنهاست.البته هنوز هم بسیاری از خانم‌ها هستند که بدون این ملاحظات، از حضور همسران‌شان در صف جهادگران حمایت می کنند؛ اما این دلیل نمی شود که ما به مسئولیت‌های خودمان عمل نکنیم.زمانی که همسر یک جانباز اعصاب و روان به مراکز مسئول مراجعه می‌کند و از این موضوع شکایت دارد که همسرش در حالی که شرایط روحی و جسمی مناسبی نداشته است، خانه را بدون اطلاع آنها فروخته است و آنها بی سر پناه مانده اند، کدام قانون و مرکز از آنها حمایت می کند، تا این مشکل حل شود. این زن تنها باید بار این مشکلات را به دوش بکشد و گاهی حتی حق اعتراض ندارد و خیلی راحت به ضعف اعتقادی یا کوتاهی در وظایف همسرداری متهم می‌شود.سالهاست که مشکلات و مسائل زنان آسیب‌دیده از جنگ به اشکال مختلف بیان شده است؛ اما هنوز هم قانون حمایتی محکمی از این زنان نداریم، منکر زحمات انجام شده نیستم؛ اما با تجربه‌ای که ما پشت سر گذاشتیم خیلی بهتر از این می توانستیم عمل کنیم و باید کوتاهی خودمان را بپذیریم و تدوین قوانین را در اولویت کارها قرار دهیم.چرا هنوز تصور ما این است که با برگزاری یک همایش تقدیر و دادن یک لوح سپاس و هدیه به این خانم‌ها نقش زنان در جنگ را تکریم کرده ایم. بهترین و کامل‌ترین شیوه تکریم از بانوان و بزرگداشت نقش آنها در جنگ تدوین قوانین مناسب برای حمایت از آنهاست.رزمندگانی که عازم جبهه مقاومت هستند لازم است همسر و فرزند خودشان را آگاه کنند دلایل خود را بگویند و آنها را با خود همراه کنند. مسئولین هم وظیفه دارند این افراد را تکریم کنند و از خانواده آنها حمایت کنند.دلایل را برای مردم روشن و شفاف توضیح بدهیم. ما می‌گوییم باید بروند که از حرم دفاع کنند. ما باید برای دانشجویی که می‌گوید مگر اهل بیت(ع) به دفاع ما نیاز دارند، پاسخ داشته باشیم.امروز می‌بینیم که جامعه در موضوع طلاق دچار آسیب جدی شده است. به همین جهت مرکز مشاوره رایگان راه‌اندازی می‌کنیم تا جوان‌ها از هم جدا نشوند. این یعنی راه‌حل برای آفتی به نام "طلاق". در موضوع دفاع مقدس هم باید این‌طور برخورد کنیم. اگر خانم برادران، کتاب دختر جنگ‌زده‌ای به نام "حنانه" را می نویسد بر او هجمه نیاوریم که چرا از حنانه‌ای که آسیب‌دیده جنگ است، نوشتی؟ حرفم این نیست که فقط دنبال زشتی‌ها و فجایع جنگ باشیم؛ نه اینطور نیست. منظور این است که آنچه رخ داده را ببینیم و جامع‌نگر باشیم و از بیان این موارد هم خوف نداشته باشیم. وقتی همه چیز را گل و بلبل نشان دهیم کسی باور نمی کند؛ زیرا اقتضاء زندگی انسانی تضاد و تقابل رویدادها و همراهی زشتی و زیبایی در کنار هم است و این واقعیت زندگی انسان‌هاست. البته در دهه 60 ما به لحاظ فرهنگی و اجتماعی به شکوفایی رسیدیم و انسان‌های بزرگی ثمره این دوره هستند که کسی نمی‌تواند این مراتب را رد یا به آن خدشه وارد کند و هر جامعه‌ای اگر به این نقطه از رشد برسد، مواهبش را هم خواهد دید.**شما در زمینه آسیب‌های زنان در جنگ چه فعالیت‌هایی انجام دادید؟رامهرمزی: من در ضمن کارهایی که دستم بوده به این موضوعات پرداختم و سعی کردم از آنها عبور نکنم و تحقیق بیشتری بر این موارد انجام دهم؛ اما کار مستقل یا خاصی که فقط به این موضوعات بپردازد، انجام نداده‌ام.در حال حاضر کتابی را در دست تدوین دارم که بخشی از این کتاب به موضوع اردوگاه جنگ‌زدگان مربوط است و آفت‌های زندگی جمعی را در این مکان نشان می دهد.در زمان جنگ گاهی 20 هزار نفر در یک محیط بسته به نام شهرک یا اردوگاه زندگی می کردند و زندگی این جمعیت انسانی در درازمدت آفت‌های فرهنگی، بهداشتی و حتی اخلاقی را به دنبال داشت. ما با بررسی واقع‌بینانه این شرایط می‌توانیم راه حل‌هایی برای زندگی اجتماعی ازجمله شیوه طراحی مسکن و فضاهای تفریحی، ورزشی پیدا کنیم ومرتب دور خودمان نچرخیم و این پرسش را تکرار نکنیم که "چرا فرهنگ عمومی ما تنزل کرده و در سبک زندگی دچار مشکل هستیم".راه اندازی دفتر مطالعات زنان در دفاع مقدس یک نیاز جدی استدر موضوع زن در جنگ به یک دفتر مطالعات تخصصی نیاز داریم؛ البته سال‌هاست که این موضوع را مطرح کرده‌ایم و همواره هم این موضوع مورد بی‌مهری قرار گرفته است. البته مراکز تحقیقاتی جنگ می‌توانند بخشی از فعالیت‌های‌شان را به این موضوع اختصاص دهند؛ اما از قرار معلوم هنوز احساس نیاز نکرده‌اند.**دسترسی به اطلاعات و اسناد شهدا و عملیات‌ها برای پژوهشگران چگونه است؟رامهرمزی: محققین مشکل دسترسی به اسناد و مدارک دارند. وقتی محققی می‌خواهد در خصوص موضوعی تحقیق کند باید کلی نامه‌نگاری کنند تا به منابع دسترسی پیدا کنند. ما باید دسترسی‌ها را آسان کنیم. بعضی مراکز خودشان را صاحب اول و آخر اسناد جنگ می‌دانند و به تصور حفظ این اسناد برای آیندگان امروز را از دست می‌دهند. ارجاع استنادی به کتابها و مدارک دلیل پویایی و کاربردی بودن آنهاست و حبس این مدارک و اسناد بیانگر فهم ناصحیح از شیوه نگهداری آنهاست.**مقصر این موضوع چه کسی است؟رامهرمزی: ما نمی‌توانیم بگوییم مقصر کیست. نگاه سیستمی ما دچار ضعف است. اگر برنامه‌ریزی شده پیش می‌رفتیم می‌توانستیم گام‌های جدی‌تری برداریم. به نظر من سازمان نثر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس یکی از مهم‌ترین ماموریت‌هایش باید همین باشد که این دسترسی‌ها را آسان کند. همینطور تشکیل بانک اطلاعاتی قابل اعتنا و نسبتا جامع زنان در جنگ، می‌تواند یکی از دغدغه‌های این سازمان باشد.فاطمه قربان: سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس تشکیل یک بانک اطلاعاتی در این زمینه را آغاز کرده است و تا به امروز حدود 15 هزار نفر به ثبت رسیده است.** بنظر شما به نقش زنان در یادمان‌ها به خوبی پرداخته می‌شود؟رامهرمزی: ما بیمارستان‌هایی را در جنگ داشتیم که عمده پرسنل این بیمارستان‌ها زن‌ها بودند. این‌ مکان ها کمتر از یادمان‌ها نیستند.یادمان‌ها در فضایی که وقایعی رخ داده است و ارزش معنایی و محتوایی دارد، ساخته می‌شود. این در حالی است که مکان‌‌هایی حاضر و آماده داریم که حامل این ارزشهاست اما آنها را نادیده گرفته‌ایم.این بیمارستان‌ها جزو مکان‌های تاریخی و فرهنگی به حساب می‌آیند. بیمارستان‌ها در موضوع جنگ مکان‌های بسیار مهمی هستند. در زمان مقاومت خرمشهر این بیمارستان ها پایه و اساس امداد و درمان بود اما اطلاعات مربوط به آن جمع‌آوری نشده و اسناد مهمی که در این بیمارستان ها وجود داشته مثل دفاتر لیست مجروحین، شهدا، اعزام مجروحین و غیره همه یا نابود شده یا در خطر نابودی است اگر هم در جایی این اسناد حفظ شده است به همت فردی این کار صورت گرفته است.هر ساله که به صورت راوی در اردوی راهیان نور شرکت می‌کنم از مسئولین اردو درخواست می‌کنم که از بیمارستان طالقانی آبادان که در بسیاری از کتاب‌ها و فیلم ها از آن نام برده است بازدید کنیم. خشت خشت این ساختمان با شما حرف می‌زند. جالب است زمانی که به این بیمارستان رفتیم، بعضی پرسنل از تاریخچه آن اطلاعی نداشتند.آنها نمی‌داستند، بیمارستانی که در آن مشغول به کار هستند چه سرگذشتی داشته است. ما حتی به خودمان زحمت ندادیم که یک تابلویی در ورودی بیمارستان نصب کنیم و خلاصه ای از نقش این مکان و پرسنل زحمتکش آن را در زمان جنگ بنویسیم تا افراد با خواندن آن متوجه اهمیت این مکان شوند. این یک مثال؛ یکی از ده‌ها و صدها مصداقی است که وجود دارد و ما با بی اعتنایی از آنها عبور کردیم.انتقال اطلاعات مربوط به جنگ تنها بر عهده کتابهای خاطره نیست و چنین برداشتی آسیب پذیر استداشتن بانک اطلاعات و دفتر مطالعات از نیازهای جدی است. درگیر کردن پژوهشگر، هنرمند و محقق بسیار مهم است. این وظیفه تنها بر عهده کتاب‌های خاطرات نیست.ابزار ادبیات، تاریخ، هنر و فرهنگ باید به شکل همگام در این موضوع پیش بروند. فیلم "روزهای زندگی" وقایع روزهای آخر جنگ را به تصویر کشید و توانست نقش زنان در بیمارستان جنگی را به خوبی نشان دهد. این فیلم نتیجه همت کارگردان در مطالعه منابع و آثار جنگ، گفتگو با شاهدان عینی و سعی در امانتداری در انتقال حوادث بود. از این نمونه کارهای موفق هم داریم اما استمرار تولید آنها در دراز مدت منجر به تحول فرهنگی می‌شود .** با کتاب توانستیم به اهدافمان در خصوص بیان وقایع دوران جنگ برسیم؟رامهرمزی: تاثیر کتاب به مراتب بیشتر از سخنرانی و تبلیغ مستقیم است اما به شرط خوانده شدن کتاب. یکی از اشتباهات ما این است که فکر می‌کنیم فقط با سخنرانی به اهدافمان می‌رسیم، این سخنان باید به محصولات فرهنگی تبدیل شود تا یک فرد همه چیز را در کنار هم ببیند و حس کند. فضای امروز زندگی هیچ شباهتی به فضای زمان جنگ ندارد. زمانی می‌توان چیزی را حس کرد که شباهت را وجود داشته باشد. از کتاب برای ترسیم این فضا کمک می‌گیریم. با خواندن یک کتاب خوب تا اندازه‌ای نه بطور کامل می‌توان سیر تحولات و تغییرات را در آن روزها دید.در این سالها کتابهای موفق و پر مخاطبی داشته‌ایم اما به نسبت، کتاب های بی‌کیفیت هم کم نداشته‌ایم. مشکلات زیادی در حوزه نشر کتاب های دفاع مقدس وجود دارد که در اینجا حوصله بحثش نیست. با رفع این مشکلات می‌توان به تحولی مثبت و جهشی امیدوار بود.از بحث کردن با جوانان نترسیمبزرگترین گروه مخاطب ما در موضوع دفاع مقدس جوانها هستند. نقش آفرینان اصلی عرصه جنگ جوان ها بودند، میانگین سنی شهدای ما کمتر از بیست سال و میانگین سنی فرماندهان کمتر از سی سال بود. جوان امروز می‌تواند مسئولیت‌پذیر و تحول گرا در عرصه اجتماعی و علمی باشد. نمی‌توانیم با جوان امروز مجادله کنیم و بگوییم که رفتار شما اشتباه است و ما درست عمل کردیم. باید بررسی کنیم در فضای امروز جامعه چه رفتارهایی از جوانان قابل انتظار است. مگر می‌توان در زمینی جو کاشت اما منتظر به ثمر نشستن گندم بود.واقعاً مشکلات و موانع سال های جنگ با موانع موجود قابل مقایسه نیست. تکلیف با دشمن روبرو و مستقیم روشن است اما مقابله با دشمنی که در لباس دوست خودش را نشان می‌دهد، سخت و دشوار است. با وجود فناوری‌های نوین، شبکه‌های اجتماعی، بازی های کامپیوتری، فشارهای رسانه‌ای، تبلیغات سوء، اگر جوان بتواند خود را حفظ کند و به جامعه خدمت کند کار بزرگی انجام داده است.با وجود این همه فشار، لازم است به شبهات جوانان درباره حوادث و تحولات هشت سال دفاع مقدس پاسخ دهیم، از اشکالات و نقدهای آنها نترسیم. حرف‌هایشان را بشنویم، اگر جایی اشتباه کردیم، از بیان آن ابا نداشته باشیم. مطمئنا در این شیوه نسل جنگ رفته هم رشد می‌کند و پویا می شود.**چرا قهرمانان داستان کتاب‌های دفاع مقدسی به دور از باور برای جامعه است؟رامهرمزی: همیشه اینطور نیست، این موضوع بستگی به انعکاس شخصیت قهرمان در کتاب دارد اگر در صد بیشتری از ویژگیهای شخصیتی قهرمان دیده شود کتاب موفق خواهد بود. البته از یک موضوع نباید غفلت کنیم که نوع زندگی و نگاه آدم‌های جنگ با مناسبات امروزی خیلی متفاوت است. گاهی خیلی سخت است که حقیقت زندگی قهرمان های جنگ را طوری بیان کنیم که شعاری و مبالغه به نظر نرسد چون امروزه ما به ازاء اش کمتر پیدا می‌شود.مثلاً عدم تعلق خاطر آنها به امور مادی و دنیوی در شکل ازدواج های ساده و بی تکلف آنها به خوبی دیده می‌شود ولی باورش امروز آسان نیست. این قسمت از کار دشوار است که حال آنها به دور از شعار زدگی و بزرگ نمایی بیان شود.گاهی هم زیادی می‌خواهیم آنها را مثبت نشان دهیم، یک کتابی را خواندم که قهرمان داستانش یک بسیجی کم سن و سال، متدین و شجاع بود از اول تا آخر کتاب این قهرمان درگیر مسئولیت های اجتماعی و کارهای بزرگ بود. کتاب که تمام شد، به این فکر ‌کردم "آیا این رزمنده جوان هیچ وقت دنبال تفریح و سرگرمی و شیطنت نبوده است؟"در کتاب هیچ خاطره‌ای مربوط به تفریحات او نیامده بود. اسناد کتاب را که بررسی کردم در بین عکس های یادگاری قهرمان، عکسی را دیدم که جمع او و دوستانش را در پارک نشان می‌داد. در شرح آن عکس نوشته شده بود "در دوران مدرسه با دوستانم از مدرسه فرار می‌‎کردیم و به پارک می‌رفتیم تا تفریح کنیم" من تعجب کردم که چرا این ماجرا در کتاب نیامده و اگر این عکس و گویاسازی مربوط به آن نبود چنین تصویری از این رزمنده با توجه به متن کتاب ممکن نبود.آدم‌ها خاکستری هستند نیازی نیست که در کتاب ها آنها را مبراء از خطا یا اشتباه نشان بدهیم و یا بر عکس آنها را سیاه نشان دهیم تا کتاب ما متفاوت باشد. مجموعه کتاب نیمه پنهان با موضوع همسران فرماندهان شهید جنگ، با حجم کم اطلاعات مورد استقبال عموم قرار گرفت. علت اصلی اقبال عمومی به این کتابها ترکیب شخصیتی شهداست.شهید چمران در این کتاب در دو نقش متفاوت، فرمانده جنگ و همسری عاشق دیده می‌شود و ضعف ها و قوتهایشان طبیعی و باور پذیر است.پشت کتابهای موفق و هر کار فرهنگی موفق فکر، اندیشه، اخلاق، برنامه ریزی، تلاش، همت و عرق جبین است اما شدنی است.منبع:دفاع مقدسانتهای پیام/ 

برچسب‌ها